
تبیین کیفیت احتیاج عدم ممکن به سبب
تحلیل فلسفی رابطه علیت در عدم و جعل بسیط
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون قاعده علیت میپردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که آیا عدمِ یک موجودِ ممکن، نیازمند علت است یا خیر؟ استاد با تبیین تساوی ماهیت نسبت به وجود و عدم، به اشکالات مطرح شده در این زمینه پاسخ میدهند. ایشان با تفکیک میان «جعل بسیط» و «جعل مرکب»، توضیح میدهند که چگونه تأثیر علت در وجود یک ماهیت، به معنای افاضه وجود خارجی است و عدمِ علت، به معنای عدمِ تحقق آن وجود است. در ادامه، ایشان با نقد رویکردهای سطحی به مسائل دینی و تأکید بر ضرورت ورود مباحث حکمی و فلسفی به حوزهها، تبیین میکنند که چگونه عقل با استفاده از برهانهای لمّی و إنّی، میان عدمِ علت و عدمِ معلول در ظرف ذهن ارتباط برقرار میکند، در حالی که در خارج، عدمِ محض، فاقد حیثیت تأثیری است.
تبیین کیفیت احتیاج عدم ممکن به سبب
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون قاعده علیت میپردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که آیا عدمِ یک موجودِ ممکن، نیازمند علت است یا خیر؟ استاد با تبیین تساوی ماهیت نسبت به وجود و عدم، به اشکالات مطرح شده در این زمینه پاسخ میدهند. ایشان با تفکیک میان «جعل بسیط» و «جعل مرکب»، توضیح میدهند که چگونه تأثیر علت در وجود یک ماهیت، به معنای افاضه وجود خارجی است و عدمِ علت، به معنای عدمِ تحقق آن وجود است. در ادامه، ایشان با نقد رویکردهای سطحی به مسائل دینی و تأکید بر ضرورت ورود مباحث حکمی و فلسفی به حوزهها، تبیین میکنند که چگونه عقل با استفاده از برهانهای لمّی و إنّی، میان عدمِ علت و عدمِ معلول در ظرف ذهن ارتباط برقرار میکند، در حالی که در خارج، عدمِ محض، فاقد حیثیت تأثیری است.
تبیین کیفیت احتیاج عدم ممکن به سبب
6خوش به حال همانها، ما آمدیم اینها را خراب کردیم. گفت: «العِلمُ نُقطَةٌ کَثَّرَها الجاهِلونَ»1 مدام در آن چیز کردند. یک وقتی عموی ما از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سؤال میکرد: اینکه در آیۀ سوره حمد میگویند: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾2 ما که واقعاً خدا را عبادت نمیکنیم یااینکه در ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾،3 خدا به پیغمبر میگوید: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، خدا به من که نمیگوید: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، این ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ خطاب به رسول الله است لذا ما به چه نیت این ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ را بخوانیم؟ بعد گفتند که فتوا دادهاند که باید به نیت حکایت خواند یعنی چون خدا به رسول گفته است که ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ ما هم به نیت او میگوییم! آقا فرمودند که این از بیکاری آقایان است، در خانه نشستهاند و فتوا درست میکنند! آقا ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ یعنی تو، یعنی تویی که الآن نماز میخوانی، مگر این قرآن و این سورۀ حمد روزنامه است که بهعنوان حکایت از اینطرف، آنطرف، زمین، زمان، زلزله، جنگ، صلح و امثالذلک خوانده شود؟!
﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾ خدا به رسولش گفته است: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ یعنی اگر هم نیت نکنی باطل است. میگویند: باید اینطور نیت کرد: چون خدا به رسولش گفته است لذا ما هم میگوییم و اگر نمیگفت ما هم نمیگفتیم! معنایش این است! یااینکه فرض کنید در ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ چون خدا به رسولش گفته است: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ ما هم میگوییم والاّ دروغ است! چه وقتی ما ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ داریم؟! این از بیکاری آقایان است که مینشینند و مدام فتوا میدهند، حالا یک سنگ را میاندازند باید هفتاد نفر بیایند و سنگ را درآورند. این دیگر مشکل است ما باید زور بزنیم یکییکی این سنگها را بیرون بکشیم و خلاصه علیٰکلّحال... همۀ اینها بهخاطر عدم عرفان است و عدم ورود مسائل فلسفی و حکمی در حوزهها است. وقتی که این عقلها جمود پیدا میکند، آن رشد و انبساط خودش را ازدست میدهد و وقتی که متوجه کیفیت ظهور اسماء و صفات الهی در عالم تشریع و ارتباط انسان با پروردگار و کیفیت تعلق انسان با عوالم ربوبی نمیشود، مسائل فقط به صورت ظاهر و یک عده فرمول و مسائل بسیط و خیلی مجسمهوار درمیآید و در همه چیز انسان تأثیر میگذارد؛ در همۀ مسائل، در همۀ عبادات، در معاملات، در توجهات و نظایرش زیاد است.
- . عوالی اللئالی، ج 4، ص ۱۲۹.
- . سوره فاتحه (1) آیه 5.
- . سوره اخلاص (112) آیه 1.
