اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت

بررسی معنای حرفی و جایگاه آن در ارتباط موضوع و محمول

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مشککین درباره مجعولیت اتصاف در مبحث علیت می‌پردازند. بحث با تبیین دقیق معنای ربط بین ماهیت و وجود و چگونگی تحقق آن در خارج آغاز می‌شود تا روشن شود که منظور از اتصاف، یک امر اعتباری و معنای حرفی است. استاد با تکیه بر مبانی اصولی، توضیح می‌دهند که معنای حرفی، مفهومی استقلالی ندارد و تنها ابزاری برای ارتباط بین مفاهیم مستقل است؛ بنابراین نمی‌توان آن را به عنوان یک ماهیت مستقل در نظر گرفت. در ادامه، ایشان با رد تقسیم‌بندی سه‌گانه مجعول (ماهیت، وجود و اتصاف) به عنوان تقسیمی حاصر، استدلال می‌کنند که اگر ذهن با نگاهی استقلالی به معنای حرفی بنگرد، آن معنا از ماهیتِ ربطی خود خارج شده و به یک مفهوم اسمی تبدیل می‌شود که دیگر کارکرد ارتباطی ندارد. این تحلیل، بطلانِ تلقیِ اتصاف به عنوان یک ماهیت مجعول را آشکار می‌سازد.

نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت

5
  • تلمیذ: مگر جوهر و عرض از اقسام ماده نیستند؟

  • استاد: ماده نه، آن برای جوهر است.

  • تلمیذ: جوهر مجرد است؟

  • استاد: باشد، ما جواهر مجرده داریم. اینها نیستند بلکه ماهیات هستند حالا ماهیات مجرده یا غیر مجرده.

  • لذا در اینجا هیچ‌وقت نمی‌شود نسبت را به معنای استقلالی مدّنظر قرار داد. بنا بر این تقسیم شما که مجعولیت را ماهیت یا وجود و یا اتصاف گرفتید، اشکال دارد ولی تقسیمی که قائلین به اتصاف کرده‌اند درست است ولی بر اینکه شما اتصاف را ماهیت گرفتید اشکال وارد می‌شود چون اتصاف ماهیت نیست و اصلاً شکل و حد ندارد بلکه اتصاف فقط یک ربط بین دو امر مفهوم مستقل است. این اشکالی است که مرحوم آخوند کردند و با این مسئله این بحث را تمام می‌کنند و ما هم دیگر بیش از این چیز نمی‌کنیم.

  • وَ قَد ظَهَرَ مِمّا ذَکَرناهُ أنَّ التَّقسیمَ المَذکورَ مُنفَسِخُ الضَّبطِ لأنَّ الموصوفیةَ المترتبةَ على تأثیرِ الفاعلِ یمکنُ أن یؤخذَ على أنَّها معنى غیرُ مستقلٍ فی التصورِ بل هی مرآةُ ملاحظةِ الطرفین.1

  • از معنایی که ما قبلاً بیان کردیم روشن شد که این تقسیمی که این افراد کردند ضبط صحیحی ندارد، آن موصوفیتی که بعد از تأثیر فاعل می‌آید و مترتب بر تأثیر فاعل است ممکن است که این موصوفیت به یک معنای غیر مستقل در تصور اخذ شود نه معنای استقلالی بلکه اصلاً وجودی از خود ندارد و فقط آینۀ نشان‌دهندۀ ماهیت [و] وجود است. آینه از خود چیزی ندارد و آنچه که در آینه هست حکایت از آن ناظر در آینه و مرآت می‌کند و آن معنای حرفی حکایت از دو امر مفهوم مستقلی می‌کند که متدلی به آن دو امر مستقل است و خودش چیزی ندارد.

  • و المعانی الارتباطیةُ من حیثُ إنّها ارتباطیةٌ لا یمکنُ أن یتعلقَ بِها إلتفاتُ الذهنِ إلیها و استقلالُها فی التصورِ کما أشَرنا إلیه.

  • و معانی ارتباطیه نه از نقطه‌نظر استقلال بلکه از نقطه‌نظر ارتباط و آلیت خود امکان ندارد که به این معانی ارتباطیه التفات ذهن [تعلق بگیرد] و استقلال در تصور تعلق پیدا کند [همان‌طور که اشاره کردیم].

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 214.