
نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت
بررسی معنای حرفی و جایگاه آن در ارتباط موضوع و محمول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مشککین درباره مجعولیت اتصاف در مبحث علیت میپردازند. بحث با تبیین دقیق معنای ربط بین ماهیت و وجود و چگونگی تحقق آن در خارج آغاز میشود تا روشن شود که منظور از اتصاف، یک امر اعتباری و معنای حرفی است. استاد با تکیه بر مبانی اصولی، توضیح میدهند که معنای حرفی، مفهومی استقلالی ندارد و تنها ابزاری برای ارتباط بین مفاهیم مستقل است؛ بنابراین نمیتوان آن را به عنوان یک ماهیت مستقل در نظر گرفت. در ادامه، ایشان با رد تقسیمبندی سهگانه مجعول (ماهیت، وجود و اتصاف) به عنوان تقسیمی حاصر، استدلال میکنند که اگر ذهن با نگاهی استقلالی به معنای حرفی بنگرد، آن معنا از ماهیتِ ربطی خود خارج شده و به یک مفهوم اسمی تبدیل میشود که دیگر کارکرد ارتباطی ندارد. این تحلیل، بطلانِ تلقیِ اتصاف به عنوان یک ماهیت مجعول را آشکار میسازد.
نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت
2مثلاً وقتی که یک کارخانۀ مجسمهسازی مجسمهای را میسازد، هزاران مجسمه عین هم بدون یک سر سوزنی تفاوت از آن متولد میشود. همه دارای یک جنس و یک صورت هستند و یک سر سوزن هم کموزیاد ندارند. این خصوصیتی که الآن این مجسمههای متفقة الحقائق دارند بهجهت این است که یک ماهیت واحد و یک صورت ظاهری واحد بر همۀ اینها حاکم است. ما همین را میتوانیم نسبت به حیوان و انسان تصور کنیم منتها در عالم خارج از آن جایی که تشخص اختصاص به وجود عینی خارجی دارد وقتی که ماهیتی تشخص پیدا کرد دیگر قابل صدق بر کثیرین نیست پس این تعلق و آن نحوۀ ربط بین موضوع و محمول اگر جعل به او تعلق بگیرد همان شیء خارجی است که ما قبلاً دو ماهیت کلیه از او تصور داشتیم و الآن دیگر از کلیت بیرون آمده و جزئی شده و قابل صدق بر کثیرین نشده است. این مطالبی بود که قائلین به مجعولیت اتصاف معتقد به این بودند.
اشکال مشککین در علیت بر این مسئله وارد شده بود که میگفتند: شما قائل به مجعولیت اتصاف به ماهیت هستید درحالیکه خود این اتصاف هم ماهیةٌ منَ الماهیات علاوه بر این، اتصاف یک امر اعتباری است و امر اعتباری نمیتواند مجعول باشد. این کلام اینها بود.
تعریف معنای حرفی
مرحوم آخوند صرفنظر از اینکه اتصاف نمیتواند مجعول باشد، در مقام رد بر این دستۀ افراد میفرمایند که این تقسیمی که شما کردید که مجعول را منقسم به سه قسم کردید؛ یکی مجعول ماهیت است بنا بر قائلین به اصالة الماهیه دوم اینکه مجعول وجود است روی اصالةُ الوجود، سوم اینکه مجعول موصوفیت است، موصوفیت ماهیت به وجود است اتصاف ماهیت به وجود است که عبارت از آن جنبۀ ربطی و معنای حرفی است؛ معنای حرفی معنایی است که جنبۀ ربطی دارد و مفهوم استقلالیِ تصوریِ ذهنی ندارد. بعضی از معانی هستند که ذهن گرچه آنها را تصور میکند اما تصور آنها در ضمن تصورات دیگر است و تصور استقلالی ندارد در سِرتُ منَ البَصرَة إلی الکوفَة بصره یک معنای استقلالی دارد که حکایت از بلد است و سیر معنای استقلالی دارد که حکایت از حدوثِ از فاعل است. سیر از بصره یک معنای ربطی دارد، دیگر معنای استقلالی ندارد یعنی ابتدا و شروع سیر از بصره انجام گرفته است این لفظِ مِن که حکایت از آن معنای استقلالی میکند چه معنایی دارد؟! این إلی که میگوید: إلی الکوفَه چه معنایی دارد؟ معنای این إلی همان معنای ضمنی است.
