
نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت
بررسی معنای حرفی و جایگاه آن در ارتباط موضوع و محمول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مشککین درباره مجعولیت اتصاف در مبحث علیت میپردازند. بحث با تبیین دقیق معنای ربط بین ماهیت و وجود و چگونگی تحقق آن در خارج آغاز میشود تا روشن شود که منظور از اتصاف، یک امر اعتباری و معنای حرفی است. استاد با تکیه بر مبانی اصولی، توضیح میدهند که معنای حرفی، مفهومی استقلالی ندارد و تنها ابزاری برای ارتباط بین مفاهیم مستقل است؛ بنابراین نمیتوان آن را به عنوان یک ماهیت مستقل در نظر گرفت. در ادامه، ایشان با رد تقسیمبندی سهگانه مجعول (ماهیت، وجود و اتصاف) به عنوان تقسیمی حاصر، استدلال میکنند که اگر ذهن با نگاهی استقلالی به معنای حرفی بنگرد، آن معنا از ماهیتِ ربطی خود خارج شده و به یک مفهوم اسمی تبدیل میشود که دیگر کارکرد ارتباطی ندارد. این تحلیل، بطلانِ تلقیِ اتصاف به عنوان یک ماهیت مجعول را آشکار میسازد.
نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت
1درس دویست و پنجاه و ششم
چالشهای نظریۀ علیت در سه سطح ماهیت، وجود و اتصاف (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ قَد ظَهَرَ مِمّا ذَکَرناهُ أنَّ التَّقسیمَ المَذکورَ مُنفَسِخُ الضَّبطِ.1
منظور از ربط بین ماهیت و وجود و ربط بین موضوع و محمول
مرحوم آخوند راجع به قسم ثالث و شق ثالثی که مشککین در تأثیر علیت و تعلق جعل نسبت به اتصاف وارد کرده بودند، نظر دارد. آقایان معتقد بودند که چنانچه جعل به اتصاف تعلق بگیرد و اتصاف ماهیت به وجود، یعنی همان نسبت و تعلق و ربط بین ماهیت و وجود، نه نفس ماهیت و نه نفس وجود هیچکدام، البته این مسئله را همه ما باید درنظر داشته باشیم که منظور از ربط بین ماهیت و وجود عبارت از تشخص دو کلی طبعی و کلی نوعی در عالم خارج است! فرض کنید وقتی ما میگوییم که زیدٌ قائمٌ زید را گرچه جزئی است اما در حالات مختلف بهصورت امری که دارای حالات مختلفی میتواند باشد تصور میکنیم. از آنطرف قیام را بهصورت یک امر کلی و یک طبیعت کلیهای که قابل صدق بر کثیرین است. هم زید میتواند قائم باشد و هم عمرو، بکر، خالد و غیره. قائم را هم بهصورت کلی میتوانیم تصور کنیم ولی ارتباط بین زید و قائم در وقتی است که ان امر کلی و این امر قابل اتصاف به امور متعدده در عالم خارج جنبۀ وحدانی پیدا کند یعنی زیدی که میتواند حالات مختلفی داشته باشد قائمی که میتواند بر موضوعات مختلفهای عرض شود، در خارج تشخص در یک ذات پیدا میکند و این ذات از بین صفات متعدده متصف به قائم میشود. این معنا، معنای ربط بین موضوع و محمول است. روشن شد؟!
منظور از اتصاف ماهیت به وجود
پس وقتی ما میگوییم که بین موضوع و محمول رابطه هست معنایش این است که دو امر کلی یا جزئی قابل اتصاف بر امور متعدده و مبهمه، در خارج مصداق عینی پیدا کردند و منظور از اتصاف ماهیت به وجود همین است؛ یعنی ماهیت که یک امر قابل صدق بر کثیرین است، موجودات متعددهای میتوانند ماهیت یک شیء را پیدا کنند؛ ماهیت زید را پیدا کنند. چطور اینکه اگر زید درمقابل مرایای متعدده قرار بگیرد میتواند صور متعددهای را ایجاد کند و هرکدام از این صور که قابل انطباق بر این ذات هست، همینطور این ماهیت زید با این خصوصیات میتواند هزاران هزار و بلکه میلیونها مصداق داشته باشد. یکی از این مصادیق زید خواهد بود اما شما میتوانید این ماهیت را بر یک جسم دیگر هم حمل کنید و همین ماهیت اولیٰ بهدست بیاید که در خارج وجود پیدا کند. از میان این ماهیتهای لایتناهی و غیر معدود این وجود خاص است که الآن مشاهد ما است و معروض برای این ماهیت واقع شده است پس این ماهیت کلی است گرچه جزئی است و قابل صدق بر کثیرین نیست زیرا مفهوم این زیدی که در خارج تحقق پیدا میکند قابل صدق بر کثیرین نیست اما قبل از اینکه این زید به این ماهیت معروض واقع شود و متصف شود این ماهیت و این شکل میتوانست بر اجسام متعددهای حمل شود درست مانند گِل که شما آن گِلهای متعددهای را میتوانید بهصورت یک امر واحد از هر جهت عین و نظیر هم دربیاورید.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 214.
