اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت

بررسی معنای حرفی و جایگاه آن در ارتباط موضوع و محمول

14٬058
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مشککین درباره مجعولیت اتصاف در مبحث علیت می‌پردازند. بحث با تبیین دقیق معنای ربط بین ماهیت و وجود و چگونگی تحقق آن در خارج آغاز می‌شود تا روشن شود که منظور از اتصاف، یک امر اعتباری و معنای حرفی است. استاد با تکیه بر مبانی اصولی، توضیح می‌دهند که معنای حرفی، مفهومی استقلالی ندارد و تنها ابزاری برای ارتباط بین مفاهیم مستقل است؛ بنابراین نمی‌توان آن را به عنوان یک ماهیت مستقل در نظر گرفت. در ادامه، ایشان با رد تقسیم‌بندی سه‌گانه مجعول (ماهیت، وجود و اتصاف) به عنوان تقسیمی حاصر، استدلال می‌کنند که اگر ذهن با نگاهی استقلالی به معنای حرفی بنگرد، آن معنا از ماهیتِ ربطی خود خارج شده و به یک مفهوم اسمی تبدیل می‌شود که دیگر کارکرد ارتباطی ندارد. این تحلیل، بطلانِ تلقیِ اتصاف به عنوان یک ماهیت مجعول را آشکار می‌سازد.

نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مشککین درباره مجعولیت اتصاف در مبحث علیت می‌پردازند. بحث با تبیین دقیق معنای ربط بین ماهیت و وجود و چگونگی تحقق آن در خارج آغاز می‌شود تا روشن شود که منظور از اتصاف، یک امر اعتباری و معنای حرفی است. استاد با تکیه بر مبانی اصولی، توضیح می‌دهند که معنای حرفی، مفهومی استقلالی ندارد و تنها ابزاری برای ارتباط بین مفاهیم مستقل است؛ بنابراین نمی‌توان آن را به عنوان یک ماهیت مستقل در نظر گرفت. در ادامه، ایشان با رد تقسیم‌بندی سه‌گانه مجعول (ماهیت، وجود و اتصاف) به عنوان تقسیمی حاصر، استدلال می‌کنند که اگر ذهن با نگاهی استقلالی به معنای حرفی بنگرد، آن معنا از ماهیتِ ربطی خود خارج شده و به یک مفهوم اسمی تبدیل می‌شود که دیگر کارکرد ارتباطی ندارد. این تحلیل، بطلانِ تلقیِ اتصاف به عنوان یک ماهیت مجعول را آشکار می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد نظریه مجعولیت اتصاف در علیت

5
  • تلمیذ: مگر جوهر و عرض از اقسام ماده نیستند؟

  • استاد: ماده نه، آن برای جوهر است.

  • تلمیذ: جوهر مجرد است؟

  • استاد: باشد، ما جواهر مجرده داریم. اینها نیستند بلکه ماهیات هستند حالا ماهیات مجرده یا غیر مجرده.

  • لذا در اینجا هیچ‌وقت نمی‌شود نسبت را به معنای استقلالی مدّنظر قرار داد. بنا بر این تقسیم شما که مجعولیت را ماهیت یا وجود و یا اتصاف گرفتید، اشکال دارد ولی تقسیمی که قائلین به اتصاف کرده‌اند درست است ولی بر اینکه شما اتصاف را ماهیت گرفتید اشکال وارد می‌شود چون اتصاف ماهیت نیست و اصلاً شکل و حد ندارد بلکه اتصاف فقط یک ربط بین دو امر مفهوم مستقل است. این اشکالی است که مرحوم آخوند کردند و با این مسئله این بحث را تمام می‌کنند و ما هم دیگر بیش از این چیز نمی‌کنیم.

  • وَ قَد ظَهَرَ مِمّا ذَکَرناهُ أنَّ التَّقسیمَ المَذکورَ مُنفَسِخُ الضَّبطِ لأنَّ الموصوفیةَ المترتبةَ على تأثیرِ الفاعلِ یمکنُ أن یؤخذَ على أنَّها معنى غیرُ مستقلٍ فی التصورِ بل هی مرآةُ ملاحظةِ الطرفین.1‌

  • از معنایی که ما قبلاً بیان کردیم روشن شد که این تقسیمی که این افراد کردند ضبط صحیحی ندارد، آن موصوفیتی که بعد از تأثیر فاعل می‌آید و مترتب بر تأثیر فاعل است ممکن است که این موصوفیت به یک معنای غیر مستقل در تصور اخذ شود نه معنای استقلالی بلکه اصلاً وجودی از خود ندارد و فقط آینۀ نشان‌دهندۀ ماهیت [و] وجود است. آینه از خود چیزی ندارد و آنچه که در آینه هست حکایت از آن ناظر در آینه و مرآت می‌کند و آن معنای حرفی حکایت از دو امر مفهوم مستقلی می‌کند که متدلی به آن دو امر مستقل است و خودش چیزی ندارد.

  • و المعانی الارتباطیةُ من حیثُ إنّها ارتباطیةٌ لا یمکنُ أن یتعلقَ بِها إلتفاتُ الذهنِ إلیها و استقلالُها فی التصورِ کما أشَرنا إلیه.

  • و معانی ارتباطیه نه از نقطه‌نظر استقلال بلکه از نقطه‌نظر ارتباط و آلیت خود امکان ندارد که به این معانی ارتباطیه التفات ذهن [تعلق بگیرد] و استقلال در تصور تعلق پیدا کند [همان‌طور که اشاره کردیم].

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 214.
/ 380