اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود و اتصاف در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت‌های میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاه‌های حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق می‌گیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیق‌تر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم می‌کند.

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

6
  • البته اینکه من خدمتتان عرض کردم نهایت چیزی است که می‌شود برای این قضیه توجیه کرد. والاّ مطلب سست‌تر از این حرف‌هاست. حالا ما آمدیم زیادی یک مقداری آن را نزدیک به جنبۀ واقعیت کردیم به‌خاطر اینکه صوناً لِکلامِ الحکیم عن اللغویة تا جایی که ممکن است تأویلات و توجیهات انسان باید مقرّب باشد نه مبعد! علیٰ‌أیّ‌حال مسئله قابل اشکال است به‌جهت اینکه علیٰ‌أیّ‌حال این امر اتصاف یک امر عقلی است. خود ایشان هم جواب می‌دهند و می‌گویند که اگر کسی بگوید: اتصاف یک امر عقلی و اعتباری است چطور ممکن است که به یک امر اعتباری جعل تعلق بگیرد؟! جعل باید به یک امر تکوینی و خارجی تعلق بگیرد.

  • جوابی که ایشان می‌دهند؛ اشکالی ندارد درصورتی‌که این یک مابإزاء خارجی داشته باشد مابإزائش همین وجودی است که ما داریم می‌بینیم. این وجودی که الآن داریم می‌بینیم مابإزاء آن امر اعتباری است و آن دلالت می‌کند بر اینکه جعل آمده به او تعلق گرفته است.

  • جوابی که از این مسئله می‌شود داد ـ دیگر مرحوم آخوند نسبت به این قضیه جوابی نمی‌دهند ـ آن جواب این است که هر امر اعتباری باید برگشتش به یک امر حقیقی و تکوینی باشد و امکان ندارد یک امر اعتباری معتبرَ عند العقلاء باشد درحالی‌که منشأ انتزاع و مابإزاء محقق خارجی نداشته باشد. بالأخره باید این امر اعتباری به یک امر خارجی برگردد. پس چطور ممکن است که یک امر اعتباری که هیچ مابإزاء خارجی ندارد مجعول قرار بگیرد و در خارج محسوس و ملموس باشد؟! دیگر نمی‌شود فقط اعتبار عقل باشد! هر چیزی را که شما بتوانید به‌عنوان مُحاکای برای یک امر خارجی تصور کنید دیگر آن نمی‌شود امر اعتباری باشد بلکه امر واقعی است. اصولاً صورت ذهنی دارد. اگر بخواهد اعتباری باشد و جعل بخواهد به او تعلق بگیرد باید برگشتش به امر حقیقی باشد و نمی‌شود خود او هم امر اعتباری باشد و ما در باب نسب بین محمول و موضوع قائل هستیم به اینکه این نسبت یک امر اعتباری است. با اعتبار معتبر و متکلم است که بین وجود و زید قضیه ایجاد می‌کند و اگر نخواهد این قضیه ایجاد نمی‌شود. آنچه که در خارج هست فقط زید است و من می‌آیم بین زید و وجود ارتباط و علقه ایجاد می‌کنم والاّ اگر من ایجاد نکنم زید به حال خودش باقی می‌ماند.