
تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه
تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود و اتصاف در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوتهای میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاههای حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق میگیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید میشود. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیقتر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم میکند.
تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه
5اینطور میخواهم برای تقریب ذهن مثال بزنم وقتی که دو امری موجود است دو امر در اینجا هست مثلاً ما در باب نفخ دم یا در باب احیاء اموات در حضرت عیسی و انبیاء چه حکمی را قائل هستیم؟! البته این قسمت دانی برای معجزه است اینها اینطور توجیه میکنند ـ البته توجیه صحیحی نیست ولی عوامپسند است ـ اینها میگویند که یک جسمی وجود دارد، در اینجا حضرت عیسی وقتی که به قبرستان میرود یک مردهای را زنده میکنند خب چهکار میکند؟ یک جسمی در اینجا موجود است ولو اینکه خاک شده است. روحش که هم در آن عالم موجود است و بین این روح و بین این جسم پیوند و اتفاق برقرار میکند. این اعجاز میشود این احیاء میشود. پس هم جسم موجود است ولو اینکه تبدیل به تراب شده ولی بالأخره الآن در این قبر موجود هست، روح هم که در عالم خودش موجود هست، ارتباط آن روح را با این جسم برقرار میکند! نه جسم میسازد و خلق میکند و نه روح خلق میکند. البته این بر خلاف آیۀ قرآن است که میگوید: ﴿فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾1 ولی این مسئله در ذهن این آقایان مفروغٌ عنه بود که به این نحوه توجیه میکنند. میگویند که کار انبیاء خلق نیست بلکه کار انبیاء کار فیزیکی است یعنی بین دو امر موجود کیفیت او را برقرار میکنند، ارتباط بین دو امر موجود را برقرار میکنند.
در قائلین به اصالة الماهیه این آقایان هم همین حرف را میزنند. میگویند که دو امر موجود هست؛ یکی ماهیت و یکی وجود. جعل جاعل به اقتران به این دو امر تعلق میگیرد؛ یک امر بسیطی که از او تعبیر به امر مجمل میآورند که آن یک موصوفی دارد و یک وصفی دارد و یک اتصافی دارد. آن امر بسیط عبارت از آن حالتی است که آن حالت را ما در خارج مشاهده میکنیم. خب اگر از آنها سؤال کنند که در خارج شما چه مشاهده میکنید؟! میگویند که ما وجود زید را در خارج مشاهده میکنیم. پس جعل به وجود تعلق گرفت؟! میگویند: نه. میگویند که ماهیت زید را در خارج مشاهده میکنیم پس جعل به ماهیت تعلق گرفت؟! میگویند: نه. میگویند: همین را که شما در خارج مشاهده میکنید، نه اسمش را وجود میگذاریم و نه اسمش را ماهیت میگذاریم، عبارت است از مجعولیت یک امر بسیط و یک امر مجملی که آن امر مجمل در تحلیل عقلی موصوف است و آن موصوف عبارت از همان شیئی است که در خارج هست. وصفی دارد که وصف وجود است. اتصافی دارد که عبارت از تعلق این وجود به این ماهیت است آن امر بسیط موجب شده است که این الآن هشتاد کیلو تحقق پیدا بکند. آن امر بسیط عبارت از یک نحوه ارتباطی بین ماهیت متقرره و آن وجود است؛ یعنی ارتباط بین وجود و آن ماهیت برقرار میشود. در وجود دخلوتصرف نمیشود و آن وجود در مرتبۀ بساطت خودش باقی میماند و ماهیت هم در مرحله و مقام تقررش باقی میماند، خدا یک پیوندی بین آن تقرر و بین آن وجود برقرار میکند که همین است که شما در خارج میبینید.
- . سوره مائده (5) آیه 110. معاد شناسی، ج ٥، ص ٣٠٧:
«[و در آن زمانی که تو از گِل مثل صورت پرندهای میساختی به اذن من]، و پس از آن در او میدمیدی، و بدینجهت آن گِل دمیده شده به اذن من بهصورت پرندهای به پرواز درمیآمد.»
- . سوره مائده (5) آیه 110. معاد شناسی، ج ٥، ص ٣٠٧:
