اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود و اتصاف در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت‌های میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاه‌های حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق می‌گیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیق‌تر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم می‌کند.

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

4
  • یک مسئله می‌ماند و آن اینکه قائلین به اینکه جعل به اتصاف ماهیت به وجود می‌خورد، اصلاً اینها چطور مسئله را تصویر کردند و چطور اینها تعریفی از این قضیه کردند؟! خب در وهلۀ اول خیلی این مطلب، مطلب سست و بی پایه و مطلب اصلاً غیر قابل طرحی به‌نظر می‌رسد که اتصاف ماهیت به وجود که یک امر اعتباری است معنا ندارد که جعل به امر اعتباری بخورد مثل اینکه من بگویم: من الآن برای شما فوقیت را در خارج محقق می‌کنم! فوقیت عبارت از مقولۀ تضایف است و مقولۀ تضایف به تحقق طرفین محقق می‌شود. اگر من بخواهم فوقیت را محقق بکنم باید یک سقفی بسازم ـ خود زمین که الآن موجود است این نیاز به ساختن ندارد ـ من یک سقفی در بالا بسازم این فوقیت محقق می‌شود یااینکه سقف نسازم و این کتاب را در این مرتبه قرار بدهم و این کتاب نسبت به ارض فوق است. فوقیت در اینجا محقق شد اما جعل که عبارت از فعل فاعل است به چه تعلق گرفته است؟ به بلند کردن کتاب تعلق گرفته است. من کتاب را بلند کردم فوقیت را که محقق نکردم این کتاب را که من بلند می‌کنم فوقیت خودش محقق خواهد شد چه بخواهیم چه نخواهیم فوقیت یک امر اعتباری است اعتبار یک امر اعتباری برگشتش به امر حقیقی است و جعل جاعل و فعل فاعل باید به امر حقیقی تعلق بگیرد نه به امر اعتباری؛ با تحقق امر حقیقی است که امر اعتباری هم متولد و زاییده خواهد شد و انتزاع خواهد شد.

  • حالا بحث را می‌آوریم روی اتصاف ماهیت به وجود که اصالة الماهیه باشد. این یکی. لابد به‌خاطر مسائل و تبعات و توالی فاسدی که ممکن است برایش مترتب بشود. از آن‌طرف می‌گویند که وجود حضرت حق کجا و وجود ما انسان ضعیف کجا؟! اصلاً معنا ندارد که جعل به وجود تعلق بگیرد و این وجود را مجعول کند و از ناحیۀ دیگر وجود که خودش وجود دارد، وجود که خودش موجود است معنا ندارد اراده و مشیت به آن امر موجود تعلق بگیرد و این در واقع تحصیل حاصل می‌شود. وقتی که این الآن هست، اراده به چه چیزی از این تعلق بگیرد؟! وقتی که این الآن در خارج موجود هست ارادۀ فاعل و جعل جاعل به چه تعلق بگیرد؟! بله، یک وقتی به حرکت تعلق می‌گیرد یعنی این را از این مرتبه برمی‌دارد و در این مرتبه قرار می‌دهد خب این جعل به وجود تعلق نگرفته بلکه به کیفیات و آثار وجود تعلق گرفته است درحالی‌که بحث این است که وجود، مجعول است یعنی نفس وجود و ذات وجود و حقیقت وجود مورد اراده و مشیت پروردگار قرار گرفته است. اینها برای فرار از این مسئله به این موضوع متشبث و متمسک شدند که جعل به ماهیت تعلق نمی‌گیرد که خب اصلاً ماهیت قابل مجعولیت نیست. جعل به وجود تعلق نمی‌گیرد چون تحصیل حاصل محال است پس جعل آمده به اتصاف ماهیت به وجود تعلق گرفته است.