اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود و اتصاف در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق تفاوت‌های میان جعل بسیط و جعل مرکب در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون علیت آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه خلط میان علت و غیرعلت موجب بروز اشتباهات نظری در درک تحقق ماهیت و وجود شده است. استاد با تحلیل دیدگاه‌های حکما و مشائین، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا جعل جاعل به ماهیت تعلق می‌گیرد یا به وجود و یا به اتصاف این دو به یکدیگر. در ادامه، ضمن نقد توجیهات اعتباری برای جعل، بر ضرورت بازگشت هر امر اعتباری به یک مابإزاء حقیقی و تکوینی تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب مجعولیت وجود و ماهیت، مسیر روشنی را برای درک دقیق‌تر رابطه میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج ترسیم می‌کند.

تبیین جعل بسیط و جعل مرکب در فلسفه

3
  • بنابراین همین‌که شما می‌گویید: زیدٌ کاتبٌ بخواهید یا نخواهید ضرورت وجود را برای موضوع اثبات کردید منتها آن ضرورت یک ضرورت بالغیر است و بعد در حمل کاتب بر او احتیاجی به تأثیر مؤثر دارد یعنی مؤثر و علتی باید این کاتب را بر زید حمل کند حالا مؤثر هرچه می‌خواهد باشد. اما در اینکه بگویید: زیدٌ موجودٌ یااینکه بگویید: الإنسانُ موجودٌ یا الإنسانُ إنسانٌ، زیدٌ زیدٌ در این محمولات و در حمل این محمول بر این موضوع درصورتی‌که جعل به ماهیت خورده است ـ اشتباه نکنید! نه‌اینکه جعل به آن وجود خورده است، درصورتی‌که این جعل به ماهیت خورده که جعل مرکب است البته به وجود هم بخورد [اشکالی ندارد چون] بسیط است منتها بنا بر قول به اصالت ماهیت ـ در اینجا این انسانیتی که الآن شما بر این وجود یا بر این انسان حمل می‌کنید می‌گویید: الإنسانُ انسانٌ یا الانسانُ موجودٌ، فرق نمی‌کند، الإنسانُ فی حالِ أنّه انسانٌ موجودٌ به این معنا است یعنی حمل ذاتیات ذات بر خود آن ذات شده است آنگاه شما موجودٌ را به‌عنوان محمول بر این ذات حمل می‌کنید این حمل انسانیت بر انسان حمل ضروری است، این احتیاجی به تأثیر از ناحیۀ علت ندارد.

  • نیازمند علت بودن ماهیت برای تحقق خارجی

  • بله، تحقق خارجی آن ماهیت احتیاج به علت دارد اما بعد از اینکه آن ماهیت در خارج محقق شد دیگر آن ماهیت برای آن ماهیت و ذاتیات آن ماهیت برای آن ماهیت دیگر ضروری است. چه خدا بخواهد یا نخواهد وقتی انسان را خلق کرد دیگر حیوانیت و ناطقیت بر آن انسان حمل می‌شود. چه خدا بخواهد یا نخواهد وقتی که غنم را خلق خارجی می‌کند آن جنس و فصل بر آن غنم حمل خواهد شد و این دیگر حملش حمل ضروری است و احتیاج به تأثیر از ناحیۀ علت ندارد. بله، نفس خارجی آن ماهیت بنابر اصالة الماهیه احتیاج به جعل جاعل دارد و نفس خارجی وجود بنابر اصالة الوجود احتیاج به جعل دارد و نفس خارجی اتصاف هم همین‌طور است که حالا بحث آن می‌آید. بناءًعلیٰ‌هذا علت را با غیر علت خلط کردن و غیر علت را به‌جای علت گذاشتن برای این موضوع موجب اشتباهی شده است که این آقایان کرده‌اند. تا اینجا بحث راجع به تعلق جعل به ماهیت بود و نسبت به وجود هم مسئله همین‌طور است. همان‌طوری‌که ایشان می‌فرمایند: اختیار ما در باب جعل، مجعولیت وجود است. نه مجعولیت ماهیت!