
تبیین حقیقت علیت و نقد نظریه اتفاق
بررسی رابطه ضروری میان علت و معلول در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت علیت و نقد دیدگاه قائلین به نظریه «اتفاق» میپردازند. بحث با بررسی شبهات مطرح شده پیرامون نحوه تأثیرگذاری علت بر معلول آغاز میشود؛ شبهاتی که با طرح مسائلی همچون تحصیل حاصل یا جمع بین متناقضین، سعی در انکار ارتباط وثیق و ضروری میان علت و معلول دارند. استاد با تحلیل دقیقِ نسبتِ میان علت و معلول، تبیین میکنند که چگونه معیتِ وجودی میان آنها، هرگونه شبههای را مرتفع میسازد. در ادامه، بحث به بررسی جایگاه علت فاعلی و علت غایی در نظام هستی کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که انکارِ غایت در افعال، در نهایت به انکار اختیار و اراده الهی میانجامد. این جلسه با هدفِ زدودنِ خلطهای فکری در بابِ ضرورتِ علیت و اثباتِ پیوندِ ناگسستنیِ میانِ مبدأ و پدیدههای هستی ارائه شده است.
تبیین حقیقت علیت و نقد نظریه اتفاق
6و بِوجهٍ آخَرَ إنْ أریدَ بِحالِ الحصولِ المَعیةُ الوجودیةُ بَین المؤثرِ و الأثرِ نَختارُ أنَّ التأثیرَ فی حالِ وجودِ الأثرِ و إن أریدَ المعیةُ الذاتیةُ العقلیةَ بینهما.
اگر منظور شما از حصول، آن معیت وجودیۀ خارجیه بین مؤثر و اثر است که در خارج بین مؤثر و اثر باید یک معیت باشد و نمىشود از هم جدا باشند. شقّ اول را اختیار مىکنیم که تأثیر در حال وجود اثر است. چرا؟ چون آن اثر با مؤثر معیت دارد، قبلاً نبودند. معیت دارند یعنى باهم هستند. شما وقتى مىخواهید مفتاح را حرکت بدهید اینطور نیست که اول دست شما حرکت کند و بعد از پنج دقیقه مفتاح حرکت کند بلکه نفس حرکت ید با حرکت مفتاح یکى است و فرق نمىکند.
و إن أریدَ المعیةَ ... اگر آن معیت ذاتیۀ عقلیۀ بین این دو اراده بشود یعنى بین علت و معلول و بین مؤثر و اثر عقلاً یک معیت ذاتیه هست. وقتى که مىگوییم: مؤثر، این لازمهاش یک اثر را لازم گرفته است. بین مؤثر و اثر در عقل یک نوع معیتى است که آن ذاتى اوست و از هم جدا نمىشوند چطور اینکه ذاتیات یک شىء از آن شىء در تصور و ذهن و عالم ماهیات جدا نمىشوند، بین اثر و مؤثر ارتباط وثیق و اتصاف و تلازم ذاتى هست که از هم جدا نمىشوند.
نَختارُ أنَّ التأثیرَ لیس فی حالِ وجودِه و لا فی حال عَدَمِه و لا یَلزمُ شیءٌ مِن المحذورینِ إذ تأثیرُ العلةِ حالُ الوجودِ فی ماهیةِ المعلولِ مِن حیثُ هی لا مِن حیثُ هی موجودةٌ أو معدومةٌ.
اختیار مىکنیم که تأثیر در حال وجود اثر نیست و نه در حال عدم وجود اثر هست بهخاطر اینکه بحث دیگر روى مفاهیم و ماهیات میرود. در شقّ بالایى صحبت از وجود خارجى بود، وجود خارجى مؤثر با وجود خارجى اثر با همدیگر معیت دارند. اینجا بحث ما بحث ذهنى است، اینجا مىگوییم: آن مؤثر، اثر را در ذهن و مفهوم لازم گرفته است. اگر اینطور است بنابراین مؤثر دیگر دراینصورت معیتى با آن اثر ندارد؛ نه با عدمش و نه با وجودش! چرا؟ چون در اینجا بحث روى بحث مفهومى و بحث ماهیتى رفته است و به وجود خارج کارى نداریم.
