اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقام امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی

تحلیل سعه وجودی ائمه در بقاء و شفاعت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه رفیع امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی در میان ائمه اطهار علیهم‌السّلام می‌پردازند. بحث با پاسخ به پرسشی پیرامون مراتب ولایت و تفاوت آن با مقام فناء آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که تمایز و ارتفاع درجات هر شخص در مقام بقاء معنا می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های روشن، تفاوت سعه وجودی ائمه و نحوه ظهور صفات جمالیه و جلالیه در هر یک از ایشان را تشریح کرده و به تبیین کیفیت شفاعت و اذن اعمال آن در وجود مقدس سیدالشهداء علیه‌السّلام می‌پردازند. در ادامه، ضمن نقدِ برخی رفتارهای سطحی و توجیه‌گرانه در مسیر سلوک، بر ضرورت فهم عمیق، حریت در تفکر و پرهیز از تعصبات بی‌جا تأکید شده و در نهایت، با اشاره به سیره اولیاء الهی در تسلیم محض در برابر حق، مسیر صحیحِ پیروی از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السّلام ترسیم می‌گردد.

مقام امامت و تفاوت مراتب ولایت تکوینی

9
  • من به یک نفر وقتی خیلی دلم سوخت گفتم که والله حالا فهمیدم چه کسی پسر آقا سیدمحمد حسین هست! من هستم نه شما! بعد از این‌همه، این کار را می‌کنند؟! شما دل می‌سوزانید؟! شما می‌دانید راه آقا به خطر افتاده است و فلان؟! شما که بعد پنج سال فلان می‌کنید و فلان نمی‌کنید؟! شما برای مسیر آقا دل می‌سوزانید؟! خب چه کسی [دل می‌سوزاند]؟! یکی دستش به کمرش هست و یکی هم در خیابان راه می‌رود و اصلاً طوری‌اش نیست! حالا بلا تشبیه بلا تشبیه بلا تشبیه بلا تشبیه یک میلیارد بلا تشبیه دارم این را می‌گویم که من روی چه انگیزه و عِرقی می‌آمدم این کار را می‌کردم، به‌خاطر انتسابم به ایشان بود و اگر انتسابم نبود باید که همین انجام بشود. من یک مرتبه به یک عده از رفقا گفتم که والله به خدا قسم شما رفیق من نیستید! اگر رفیق من بودید بار به گردن من نمی‌گذاشتید بار برمی‌داشتید! وقتی می‌گویم که این کار را نکنید چرا رفتید کردید؟! این بار برداشتن است؟! این رفاقت است؟! دارم می‌گویم که آقا این کار را نکن! آقا این کار را نکن این اشکال دارد؟! آقا شما در مجلس این کار را انجام نده. آقا شما در خیابان این کار را نکن. آقا شما این حرف را به این نزن. من به طرف می‌گفتم که آقا تو این حرف را نزن بعد بلند می‌شد می‌رفت می‌زد! ما نمی‌فهمیدیم چه کنیم؟! آقا بنده آقا سید محسن دارم می‌گویم که این حرف را نزن! این حرفی که تو داری می‌زنی داری بار من را زیاد می‌کنی! خب این از باب دلسوزی نیست! اگر تو به من محبت داری.... دیگر رها کنیم!

  • خب آن حال اقتضاء می‌کرد که انسان روی اعصاب فشار بیاورد و بالا برود داد بزند که ای پیر! ای پیغمبر! بیا اسلام رفت و فلان شد و چه شد! به ما می‌خندیدند و [می گفتند که] آقا سید محسن تندرو است و آقا سید محسن فلان می‌کند و باید مدارا کرد! یعنی چه باید مدارا کرد؟! چه چیزی را مدارا کنیم؟! فوت کرد به هوا رفت چه مدارایی کنیم؟! یک عده آمدند و... من نمی‌خواستم با قضیه کلنجار بروم از اینکه چه نامردی‌هایی کردند آقا! واقعاً چه نامردی‌هایی که کردند‌! یکی از قوم وخویش‌های ما سه هفته پیش از طهران به من تلفن می‌کند [می‌گوید که] فلانی آن آقا سیدمحسنی که ما توقع داشتیم این، آن نیست! گفتم که فاتحۀ آن را بخوانید آن دیگر تمام شد! چرا؟ چون الآن می‌بینم وضع عوض شده است! الآن همان حال هست ولی یک‌خرده با سیب زمینی و پوست کلفتی همان هست!