
نقد نظریه بخت و اتفاق در نظام هستی
تحلیل جایگاه علل غایی و مرجحات خفیه در افعال الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه کسانی میپردازند که وقوع حوادث در عالم را ناشی از بخت و اتفاق میدانند. بحث با تبیین اقوال مختلف درباره ترجیح بلامرجح آغاز شده و با نقد این رویکرد ادامه مییابد که جهل انسان به اسباب و علل پنهان، نباید منجر به نفی اولویت و نظام علّی در هستی شود. در ادامه، با اشاره به نمونههایی از تأثیرات اوضاع فلکی و هیئات استعدادی، بر وجود مرجحات خفیه در عالم تأکید میگردد. سپس دیدگاه انباذقلس درباره بخت و اتفاق و توجیهات شیخ اشراق و صدرالمتألهین در این زمینه مورد واکاوی قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به وجود و تفاوت آن با ماهیت، این نتیجه حاصل میشود که در نظام هستی، هیچ امری بدون علت و مرجح رخ نمیدهد و نسبت دادن اتفاق به افعال الهی، ناشی از عدم درک صحیح جایگاه علل غایی است.
نقد نظریه بخت و اتفاق در نظام هستی
7مفهوم عاقل و جاهل
یااینکه تقابل عقل و جهل هردو تقابل عدم و ملکه است نسبت به سنجش افعال با نفسالأمر و با مصالح و مفاسد نفسالأمریه است و این مربوط به افاعیل عادی است، افاعیل مادی است، انسانها و بشر هستند، ما هستیم که بهواسطۀ قوۀ دراکه و قوۀ عاقله افعال را با مصالح و مفاسد قیاس میکنیم. قیاس افعال خارجی با مصالح و مفاسد به اراده و تدبیر قوهای است که آن قوه، قوۀ عاقله است. جهل عبارت از عدم إعمال این قوۀ عاقله در ابراز و اظهار افعال خارجی است. وقتی میگویند که شخص جاهل است یعنی فعلش با مصلحت و مفسده انطباق ندارد. عاقل است یعنی فعلش با مصالح و مفاسد انطباق دارد. آیا راجع به خداوند متعال و مبدأ أعلیٰ میتوانیم بگوییم که خدا عاقل است؟! نمیتوانیم بگوییم که عاقل است! پس جاهل است؟! نه! جاهل هم نیست! این تقابل، تقابل عدم و ملکه است.
عقل، اعزّ خلایق!
لذا عقل از ظهورات و مخلوقات ربوبی است نهاینکه خود خدا عاقل باشد! «اوَّل ما خلق الله العقل»،1 «اوَّل ما خلق الله نور ...»2 مثلاً داریم: «و إنّ الله خَلَقَ العقلَ فقال له: أقبِلْ فأقبَلَ، و قال له: أدبِرْ فأدبَرَ، فقال الله تبارک و تعالی: و عزّتی و جلالی ما خلقتُ خلقاً أعظمَ منک، و لا أطوعَ منک ...».3 خب این مخلوق است و اعزّ خلایق است نهاینکه خدا خودش عاقل باشد چون عقل جنبۀ اهتداء و هدایت و راهنمایی باطن را دارد و روی این حساب تعبیر از اتفاق غلط است.
حالا شیخ اشراق آمدند توجیه کردند! این یک مطلبی است خب بالأخره توجیه است! اگر قرار به توجیه است ما به صدرالمتألهین گلایه داریم که جایی که یک همچنین مسئلهای را توجیه میکنید آنوقت چطور بعضی از کلمات بزرگان که خیلی توجیه آسانتر و سهلتری دارند را اینطور به باد انتقاد میگیرید و راه توجیه را میبندید؟! این مطلبی بود که ایشان فرمودند.
- . مرصاد العباد، ص 46 و52 ؛ معاد شناسی، ج 9، ص 452.
- . مرصاد العباد، ص 37، 133، 159؛ معاد شناسی، ج 9، ص 542.
- . مستدرک الوسائل، ج 2، ص 287؛ مطلع انوار،ج 4، ص 185.
ترجمه: «و همانا خداوند عقل را آفرید و به آن فرمود: به پیش آی! پس به پیش آمد. و به آن گفت: به پس رو! پس به پس رفت. سپس خداوند تبارک و تعالی فرمود: به عزت و جلالم سوگند، مخلوقی بزرگتر از تو نیافریدم و هیچکس را فرمانبردارتر از تو خلق نکردم.» (محقق)
