
نقد نظریه بخت و اتفاق در نظام هستی
تحلیل جایگاه علل غایی و مرجحات خفیه در افعال الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه کسانی میپردازند که وقوع حوادث در عالم را ناشی از بخت و اتفاق میدانند. بحث با تبیین اقوال مختلف درباره ترجیح بلامرجح آغاز شده و با نقد این رویکرد ادامه مییابد که جهل انسان به اسباب و علل پنهان، نباید منجر به نفی اولویت و نظام علّی در هستی شود. در ادامه، با اشاره به نمونههایی از تأثیرات اوضاع فلکی و هیئات استعدادی، بر وجود مرجحات خفیه در عالم تأکید میگردد. سپس دیدگاه انباذقلس درباره بخت و اتفاق و توجیهات شیخ اشراق و صدرالمتألهین در این زمینه مورد واکاوی قرار میگیرد. در نهایت، با تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به وجود و تفاوت آن با ماهیت، این نتیجه حاصل میشود که در نظام هستی، هیچ امری بدون علت و مرجح رخ نمیدهد و نسبت دادن اتفاق به افعال الهی، ناشی از عدم درک صحیح جایگاه علل غایی است.
نقد نظریه بخت و اتفاق در نظام هستی
5و الهَیَئاتُ الاستعدادیة فضلاً عَن الأسبابِ القُصوى قدَّرَ اللهُ سبحانَهُ الأمورَ و قَضى مِن صوَرِ الأشیاءِ السّابقةِ فی علمِهِ الأعلى على الوَجهِ الأتمِّ الأولى.1
هیئات استعدادیهای که در کیفیت تحقق این احوالی که در خود آن شخص وجود دارد و ارتباطی که با نفوس برزخی دارد، این هیئات استعدادی هم موجب انتخاب و اختیار بعضی از موارد و مصادیق معیّن خواهد شد. چه برسد به اینکه شما آن علل و مبادی عالیه که بر آن وجه اتمّ اولیٰ و سزاوارتر که نظام عالم بر آن استوار است، آن اتصال معالیل در عالم کثرت به آن علل عالیه و آن علل قصوی موجب تعین بعضی از اطراف بر بعضی دیگر خواهد شد.
بیان نظر انباذقلس دربارۀ بخت و اتفاق در مسئلۀ عالم
ایشان مطلبی را از انباذقلس نقل میکنند. انباذقلس یکی از حکمای یونان بود و ایشان قائل به بخت و اتفاق در مسئلۀ عالم هستند. دیگران هم در مطالب خودشان تکیه به کلام ایشان و تقلید از کلام ایشان میکنند. بسیار شخص معروفی بود و از شاگردان سقراط بود و همزمان با ارسطو و افلاطون بود و خود حکمای اسلامی روی مطالب انباذِقلِس یا انباذُقلُس ـ هردو نقل شده ـ خیلی توجه میکنند و بهعنوان یکی از حکمای الهی از ایشان یاد میکنند. ایشان هم در بعضی از کلماتش قائل به بخت و اتفاق است! ایشان فرمودند: نظام عالم براساس اتفاق بهوجود آمده است؛ یعنی بدون هیچگونه مرجحی در یکی از اوقات، این عالم بهوجود آمد و خداوند برای خلق عالم در این وقت و موقعیت خاص هیچ ترجیحی را درنظر نگرفته است؛ یعنی همینطوری آن ارادۀ الهی بدون مرجح بر خلقت عالم تعلق گرفته است. دیگران هم گفتهاند که بفرمایید ایشان هم از حکمای الهی است که قائل به مسئلۀ اتفاق هستند! البته شیخ اشراق در مقام دفاع از این نظریه مطلبی را میفرماید که صدرالمتألهین این مطلب را قبول میکنند و خودشان بهدنبال این قضیه یک توجیه دیگری برای کلام از انباذقلس میکنند.
- . همان، ص 209 و210.
