
تبیین حقیقت اختیار در انتخاب میان امور متساوی
تحلیل فلسفیِ ترجیحِ فاعل در انتخابِ یکی از دو امرِ مشابه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله «ترجیح بلامرجح» و نحوه انتخاب انسان در مواجهه با امور متساوی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که تحقق حوادث بدون مرجح خارجی را به معنای وجود بخت و اتفاق میدانند. در ادامه، ضمن اشاره به تأثیر نفوس فلکی و سلسله علل عالیه در نظام عالم، این پرسش مطرح میشود که آیا انتخاب انسان در میان دو امر کاملاً مشابه، مصداق ترجیح بدون مرجح است یا خیر. ایشان با ارائه پاسخی فنی و دقیق، تبیین میکنند که نیت و قصد فاعل، همواره به «نفسِ وجود» و «رفع حاجت» تعلق میگیرد، نه به مصداق خارجیِ خاص. بدین ترتیب، اختیار انسان در انتخاب یکی از دو امر متساوی، نه از باب اتفاق، بلکه ناشی از انطباقِ فعل با غایتِ باطنی و قصدِ نفسانی است که در قالبِ یک طبیعتِ مهمله محقق میشود.
تبیین حقیقت اختیار در انتخاب میان امور متساوی
1درس دویست و چهل و هفتم
بیان اقوال در باب علت ترجیح أحد الطرفین در یک امر (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
کلام مرحوم آخوند راجع به قول کسانی بود که قائل به ترجیح أحد الطرفین یا أحد الماهیتین بدون وجود مرجح بودند. در جلسۀ گذشته راجع به احکام عرض شد و یکی از مثالهایی که اینها میزنند مثالهایی عادی و ابتدایی است که گاهگاهی خود ما هم این مسئله را مشاهده میکنیم. فرض کنید اگر کسی گرسنه باشد و دو قطعه نان در جلویش باشد هردو هم یکی است، [برایش] فرقی نمیکند دست میبرد و یکی از این قطعه نانها را بدون هیچ مرجحی برمیدارد و میخورد نه یکی از دیگری پختهتر و نه قشنگتر است و نه زر و زیور دارد.
منظور از بخت و اتفاق
یااینکه فرض کنید دو إناء ماء برای رفع عطش هست انسان یکی از اینها را بدون مرجح برمیدارد و برای رفع عطش شرب میکند درحالیکه هیچگونه ترجیح و مرجحی بین أحد الإنائین وجود ندارد. پس معلوم میشود که ما در عالم بخت و اتفاق هم داریم و فقط اینطور نیست که هرچه در عالم اتفاق میافتد براساس ملاک و یک مرجحی هست، نه اتفاق یعنی تحقق یک امر بدون مرجح خارجی و جنبۀ علیت؛ علیت غائی. چون اگر مسائل و حوادث در خارج با وجود مرجح و علیت غائی باشد طبعاً فقط آن تحقق پیدا میکند لا غیر اما اگر نه، علیت نداشته باشد... البته اینها علیت فاعلی را انکار نمیکنند و بحث در علت غائی است. علت غائی و قصد از این فعل و آنچه که مقصود از این فعل است اگر آن امر مشخصی نباشد بنابراین ما باید قائل به بخت و اتفاق و صدفه باشیم که مثالهای آنهم مشخص است.
یااینکه فرض کنید شخصی دنبال انسان کرده است و اگر انسان را بگیرد میزند یا زندان میکند و چه میکند... یا یک حیوانی دنبال انسان کرده است شما میبینید که دوتا کوچه در جلویتان هست به هرکدام از این دوتا کوچه بروید میتوانید از دست آن فرار کنید. یکی از آن کوچهها را بدون هیچ مرجح و ملاکی انتخاب میکنید، خب معلوم میشود که اتفاق در اینجا این قضیه را برای شما محقق کرده است والاّ هیچ جهت و علت غائی و قصدی نسبت به یکی دون دیگری ندارید و أحدهما را در اینجا انتخاب کردهاید. این مسئله یکی از آن جهاتی است که آنها راجع به بخت و اتفاق و عدم ترجیح أحد المترجحین بر دیگری ذکر میکنند.
