
تبیین حقیقت اختیار در انتخاب میان امور متساوی
تحلیل فلسفیِ ترجیحِ فاعل در انتخابِ یکی از دو امرِ مشابه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله «ترجیح بلامرجح» و نحوه انتخاب انسان در مواجهه با امور متساوی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که تحقق حوادث بدون مرجح خارجی را به معنای وجود بخت و اتفاق میدانند. در ادامه، ضمن اشاره به تأثیر نفوس فلکی و سلسله علل عالیه در نظام عالم، این پرسش مطرح میشود که آیا انتخاب انسان در میان دو امر کاملاً مشابه، مصداق ترجیح بدون مرجح است یا خیر. ایشان با ارائه پاسخی فنی و دقیق، تبیین میکنند که نیت و قصد فاعل، همواره به «نفسِ وجود» و «رفع حاجت» تعلق میگیرد، نه به مصداق خارجیِ خاص. بدین ترتیب، اختیار انسان در انتخاب یکی از دو امر متساوی، نه از باب اتفاق، بلکه ناشی از انطباقِ فعل با غایتِ باطنی و قصدِ نفسانی است که در قالبِ یک طبیعتِ مهمله محقق میشود.
تبیین حقیقت اختیار در انتخاب میان امور متساوی
2بعضیها هم میگویند که خیلی از موارد را میبینیم که یک احکام و احوال و خصوصیاتی بر یکی از دو متماثلین هست که نسبت به دیگری وجود ندارد، درحالیکه هردو یک قسم و یک نحو هستند. فرض کنید دوتا برادر یا دوتا فرزند هستند که هردو در یک خانواده، یک قسم، یک طور، یک تربیت و یک نوع هستند اما میبینیم یکی به یک قسم درمیآید و دیگری حالاتش فرق میکند و خصوصیات و صفاتش تفاوت میکند بااینکه هردو به یک کلاس رفتهاند و یک تربیت دارند و یک غذا خوردند نهاینکه پدر به یکی غذای شبههناک داده خورده است و به یکی غذای حلال داده است اما میبینیم که هردو متماثلین از نظر احکام و خصوصیات و صفات ـ چه صفات ظاهری و چه صفات فطری ـ [تفاوت دارند]! در صفات ظاهری فرض کنید ممکن است دوتا دو قلو باشند که مادرشان یک غذا خورده است اما این به یک شکل درمیآید و شکل آن یکی بهطورکلی با او اختلاف دارد. گاهی اوقات هم با همدیگر متماثلین هستند. از نظر صفات باطنی هم میبینیم که اختلاف وجود دارد و بعضی از اوقات اختلافات فاحشی هم وجود دارد بااینکه هر دوی اینها یک مَنبت و جایگاه داشتند اما این اختلافات فقط بهخاطر صرف اتفاق امر صدفه است و هیچ ملاکی برای أحدهما دون دیگری نیست چون هردو یک وضعیت و موقعیت را داشتند. اینها مسائلی هست که مرحوم آخوند از این افراد ذکر میکند.
ایشان دو جواب به این مطلب میدهند. در یک مسئله قبل از اینکه به آن جوابی که مربوط به یکی از حکماء هست برسیم ایشان میگویند که اینها غافل هستند از اینکه فقط سلسلۀ علل را در علل ظاهری مییابند و جستجو میکنند اما نمیدانند که مافوق این علل ظاهری آن مسائلی که از دید ما مخفی است و ما نسبت به آنها جهل داریم هزاران هزار است!
