اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات

نقش نفس در تحول ماهوی اعمال و ضرورت انطباق تشریع با تکوین

14٬087
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی و کلامی پیرامون امکان تبدل سیئات به حسنات می‌پردازند. بحث با تحلیل اولویت ماهیت نسبت به وجود و ضرورت انطباق نظام تشریع با نظام تکوین آغاز می‌شود تا روشن گردد که احکام الهی بر اساس حقایق هستی وضع شده‌اند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های سطحی که تبدل سیئات به حسنات را به معنای انقلاب ماهیت یا تغییر اعتبار شارع می‌دانند، به تبیین دقیق این مسئله از منظر حرکت جوهری و اتحاد عمل با نفس پرداخته می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه اعمال انسان با نفس او معیت و اتحاد دارند، توضیح می‌دهند که چگونه توبه به عنوان یک جهش و تحول در نفس، می‌تواند کدورت‌های گذشته را به نورانیت تبدیل کند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که عقوبت و پاداش نه بر خودِ فعلِ فیزیکی، بلکه بر اساس ظلمت یا نورانیتِ نفسِ فاعل در هنگام انجام عمل استوار است.

تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی و کلامی پیرامون امکان تبدل سیئات به حسنات می‌پردازند. بحث با تحلیل اولویت ماهیت نسبت به وجود و ضرورت انطباق نظام تشریع با نظام تکوین آغاز می‌شود تا روشن گردد که احکام الهی بر اساس حقایق هستی وضع شده‌اند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های سطحی که تبدل سیئات به حسنات را به معنای انقلاب ماهیت یا تغییر اعتبار شارع می‌دانند، به تبیین دقیق این مسئله از منظر حرکت جوهری و اتحاد عمل با نفس پرداخته می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه اعمال انسان با نفس او معیت و اتحاد دارند، توضیح می‌دهند که چگونه توبه به عنوان یک جهش و تحول در نفس، می‌تواند کدورت‌های گذشته را به نورانیت تبدیل کند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که عقوبت و پاداش نه بر خودِ فعلِ فیزیکی، بلکه بر اساس ظلمت یا نورانیتِ نفسِ فاعل در هنگام انجام عمل استوار است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات

6
  • خب محال است! اگر بشود فرض ماهیت کرد خب اجتماع ماهیتین است و اجتماع ماهیتین در ظرف واحد در یک موقعیت واحده محال است. بنابراین این مسئله‌اى را که این‌طور مطرح مى‌کنند و مى‌خواهند شبهه را به این کیفیت دفع کنند این شبهه از باب حرکت جوهرى قابل دفع است ولى خود ماهیت انقلاب به ماهیت دیگر نشده است بلکه حرکت جوهرى ماهیات را از باب تدریجى الحصول و اندراج در وجود سیال زمان از یک نقطه به نقطه دیگر مى‌کند ولى بحث ما این است که الآن این عملى که انجام شد دیگر انجام شد ﴿قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ ٱلَّذِي فِيهِ تَسۡتَفۡتِيَانِ﴾1 پروندۀ این عمل دیگر بسته شد؛ این عمل با کدورت انجام شد و رفت و عمل بعدى، عمل بعدى است و کارى به این ندارد. این وجود سیال نیست!‌ این عمل در این ظرف زمان الآن به‌صورت مکدر محقق شد و این عمل بعدش به صورت نورانى محقق شد و این دو عمل هیچ ارتباطى به همدیگر ندارند.

  • بله! اگر این عمل حرام از باب وجود مجرد خودش در ظرف وجود سیال قرار مى‌گرفت و به همین کیفیت پیش می‌آمد ممکن بود بگوییم که این عمل الآن حرام است بعداً تبدیل به یک عمل صحیح خواهد شد ولى صحبت در این است که این مطلب را ما حتى در آن تشبیهى که شده نمى‌بینیم در یعنى حتى در آن تشبیه این مطلب را به شکل حقیقى خودش مى‌بینیم. آن چیزى را که اول این حیوان خورده واقعاً این حیوان یک علف طیب خورده است! خلاف که نکرده است! اگر یک فیلم یا عکس در حین خوردن این علف بردارید بعداً از صورت ثانى که فضولاتش از او دفع مى‌شود یک عکس هم از او بگیرید و بعداً آنها را کود کنید و آن درختى که تبدیل به یک سیب بسیار معطر و خوش‌رنگ مى‌شود آن را هم عکس بگیرید، ببینید بین این سه عکس چقدر تفاوت است! این الآن در اینجا حشیش است آن‌وقت در اینجا تبدیل به مواد کیمیایى شده!! بعد به یک میوه‌اى تبدیل شده از اول هم بهتر! خب این سه مرتبه به حال خود هست و سر جاى خودش محفوظ است؛ یعنى این سیبى که الآن تبدیل به این شده شما به نظر حقارت و استحقار و اینها به آن نگاه نمى‌کنید! نمى‌گویید که این اول این‌طور بوده و مبدل به این شده پس من این سیب را نمى‌خورم! نه، این قذارتش در حال خود باقى است و آن طیب بودنش به حال خود باقى است و آن طیب به حال خود باقى است ظرف زمان و تدریجى الحصول بودن این وجود موجب شده است که انقلاب ماهیت از این مرتبۀ اولیٰ به مرتبۀ وسطىٰ و به مرتبۀ اخرىٰ برسد.

    1. . سوره یوسف (12) آیه 41. افق وحی، ص 278:
      «این است حکم حتمی و قطعی و لا یتغیر پروردگار که از من سؤال نمودید.»
/ 380