
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
نقش نفس در تحول ماهوی اعمال و ضرورت انطباق تشریع با تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی و کلامی پیرامون امکان تبدل سیئات به حسنات میپردازند. بحث با تحلیل اولویت ماهیت نسبت به وجود و ضرورت انطباق نظام تشریع با نظام تکوین آغاز میشود تا روشن گردد که احکام الهی بر اساس حقایق هستی وضع شدهاند. در ادامه، با نقد دیدگاههای سطحی که تبدل سیئات به حسنات را به معنای انقلاب ماهیت یا تغییر اعتبار شارع میدانند، به تبیین دقیق این مسئله از منظر حرکت جوهری و اتحاد عمل با نفس پرداخته میشود. استاد با تأکید بر اینکه اعمال انسان با نفس او معیت و اتحاد دارند، توضیح میدهند که چگونه توبه به عنوان یک جهش و تحول در نفس، میتواند کدورتهای گذشته را به نورانیت تبدیل کند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عقوبت و پاداش نه بر خودِ فعلِ فیزیکی، بلکه بر اساس ظلمت یا نورانیتِ نفسِ فاعل در هنگام انجام عمل استوار است.
تبیین حقیقت توبه و تبدل سیئات به حسنات
1درس دویست و چهل و یکم
اولویت ماهیت بالنسبه به وجود (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر مىرسد در ارتباط با بحث گذشته راجع به اولویت ماهیت بالنسبه به وجود یک توضیح مختصرى داده بشود بد نباشد. یک وقتی بحث از اولویت ماهیت بالنسبه به وجود میکنیم بهواسطۀ جهاتى خارج از ماهیت و ذاتیات ماهیت و این قضیه اشکال ندارد و اصلاً بحث داخل در باب ماهیات نیست بحث راجع به عوارض ماهیت است که آن عوارض بهلحاظ وجود بر ماهیت عارض مىشود مثل اینکه علیت ناقصه موجب اولویت و رجحان ماهیت نسبت به وجود است یعنى شما اگر در سلسلۀ طولیه توجه کنید که یک علتى باید موجب بشود که یک وجودى در خارج و یک معلولى در خارج بهوجود بیاید خب این علت باید یک شرایطى را فراهم کند تااینکه به مرتبۀ فعلیت تامه برسد، طبعاً اینطور است.
حالا این علت عبارت از تحقق یک موضوعى است که آن موضوع با توجه به شرایط و قرائن و با توجه به معدّات و رفع موانع منحیثالمجموع به مرتبۀ ایجاب برسد، وقتى که به مرتبۀ ایجاب رسید طبعاً وجوب از آن متولد خواهد شد؛ وجوبِ وجود از او متولد خواهد شد. یک کبریتى که الآن قرار است حرارت از آن به یک خشبی سرایت کند این حرارت در کبریت علت براى اشتعال نار در آن خشب است حالا این کبریت مشتعل الآن در دست شما وجود دارد ولى این علت ناقصه است. باید این حرارت و این اشتعال با آن خشب تماس پیدا بکند و بعد از تماس آن خشب مشتعل بشود. اگر شما کبریت را در اینجا نگه دارید و این خشب هم در اینجا باشد، صد سال هم بگذرد مشتعل نخواهد شد. پس الآن این کبریت علت ناقصه براى اشتعال نار است.
علىٰأیّحال یک اشتعالى در اینجا باید تحقق پیدا بکند که یک مقدارش محقق شده است و آن همان اشتعال در خود خشب و کبریت است، شرایط دیگر هم باید آماده بشود؛ یکی از این شرایط باید تماس با این باشد، شرط دیگر اینکه تَر نباشد و اگر تر باشد اشتعال پیدا نخواهد شد، شرط دیگر این است که باد نوزد و اگر باد بوزد حرارت را بهسمت دیگرى سوق خواهد داد. منحیثالمجموع ما نیاز به یک شرایطى داریم که آن شرایط این اشتعال را در اینجا بهوجود بیاورد.
