
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
تبیین کیفیت تأثیرگذاری فرشتگان بر حوادث عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان عالم ملکوت و عالم ماده میپردازند. بحث با بررسی نحوه نزول اسماء و صفات الهی به قوالب مادی آغاز شده و با تحلیل چگونگی تصرف ملائکه در ملکوت اشیاء ادامه مییابد. استاد با نقد برخی تصورات نادرست درباره ماهیت نفس و روح، توضیح میدهند که ملائکه نه با جابهجایی فیزیکی اشیاء، بلکه با تصرف در ملکوت آنها، موجب وقوع حوادث در عالم شهادت میشوند. در ادامه، ضمن پاسخ به پرسشهایی پیرامون اختیار انسان و نسبت آن با اراده الهی، به موضوع وحدت فعل و چگونگی جمع آن با اختیار انسان پرداخته میشود. در نهایت، این نکته تبیین میگردد که هر موجود مادی تحت سیطره ملکوت خود قوام دارد و ادراک حقایق عالم، مستلزم نگاه به پیوند ناگسستنی میان مُلک و ملکوت است.
نقش ملائکه در تصرفات عالم ملکوت
7قوام هر وجود مادی تحت سیطرۀ ملکوت خود
اصلاً من چیز دیگری بالاتر از این را بگویم! اصلاً شما که دارید بر روی زمین راه میروید در تصرف ملکوتتان است که دارید راه میروید! چه فرقی میکند؟! باران هم همینطور است! اصلاً هر وجود مادی تحت سیطرۀ ملکوت خودش قوام دارد. اگر آن ملکوت بر این امر مادی قوام نداشته باشد عدم مطلق حاکم است.
تلمیذ:... بالأخره باید یک تأثیری در عالم مادۀ خودشان بگذارند.
استاد: بله، میگذارند! وقتی ملکوت تأثیر میگذارد، علت در معلول اثر میگذارد کأنّ حضور علت در معلول است! هر علت و معلولی همین است!
تلمیذ: همین روایاتی که میگوید: هر قطرۀ باران را یک ملک میآورد.1 باید از آن صرفنظر کنیم؟!
استاد: نه! واقعیت دارد! هر قطرۀ باران دارد بهواسطۀ تأثیر در ملکوتش در عالم خارج وجود پیدا میکند و پایین میآید و تأثیر در ملکوتش موجب میشود یک خط سیر خاصی را در عالم ظاهر دنبال کند!
تلمیذ: تفسیر خاص باید بگوییم؟!
استاد: مخالف با روایت که نگفتیم که بیاییم تفسیر کنیم! همین است! این میگوید که یک قطرۀ باران را [ملک] میآورد. ما از امام سؤال میکنیم که آیا ملک قطرۀ باران درست میکند؟! یعنی اکسیژن و هیدروژن را مخلوط میکند؟!
تلمیذ: مسئول هدایت این قطرۀ باران است!
استاد: احسنت! بنده هم همین را میگویم! این که هدایت میکند خب ملک را که ما نمیبینیم ماده را میبینیم! جمع بین ندیدن و دیدن چطور میشود؟! این همین است:
تو مو بینی و مجنون پیچش مو *** تو ابرو، او اشارتهای ابرو2
مُلک و ملکوت منضم با همدیگر
آنچه را که داریم میبینیم عبارت از یک قطرۀ بارانی است که دارد میآید. پشت سر این، ملکوت آن هست که الآن قطرۀ باران براساس همان خطِ سیر ملکوت دارد پایین میآید پس هردو درست است. حالا این ملک قطرۀ بارانی در دست گرفته یا ملکوت آن را گرفته است؟! بهواسطۀ سنخیت بین مُلک و ملکوت که هردو مجرد هستند ملکوت را گرفته است! منتها آن ملکوت جدای از این مُلک نیست که شما فرض کنید ملکوت یک طرف هست و مُلک هم آنطرف دنیا هست و او ملکوت را در آنطرف دنیا حرکت میدهد! نه! ملکوت و مُلک با همدیگر منضم و یکی هستند. شما که به قطرۀ باران نگاه میکنید به ملکوت نگاه میکنید! لذا آن افرادی که باید ببینند نگاه به همین میکنند! همۀ آن ادواری که بعد از این برای این پیش میآید را از همین میبینند منتها اینکه الآن قابل رؤیت نیست! این الآن در دست من هست! چرا میگوید که این مثلاً فردا اینطور میشود پسفردا اینطور میشود سه روز بعد اینطور میشود سال بعد شکسته میشود سال بعد آب میشود بعد چه میشود خاک میشود و فلان میشود؟! اینها را هیچوقت از این نمیشود دید یعنی این الآن خودش در این محدودیت و قیدی که به دست و پایش در عالم طبع خورده است [قابل دیدن نیست] منتها او با لیزر سوراخ میکند که شما نمیتوانید آن را ببینید، حلالزاده میبیند!! چشم این افراد با لیزر سوراخ میکند و میرود یک چیزی در آن میبیند که آن را به حالاتی که بعد برایش پیدا میشود تفسیر میکند والاّ این که چیزی نیست که قابل تفسیر باشد! یک مسئلهای است که الآن ... و از همین این کار را میکند چون آن جدای از ملکوت نیست!
- . النوادر، راوندی، ج ۱، ص 4۱؛ بحار الأنوار، ج 56، ص ۳۸۳.
- . دیوان وحشی بافقی، شیرین و فرهاد، بخش11.
