اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه فخر رازی در باب اولویت ماهیت

تحلیل نسبت میان اولویت وجود و امتناع عدم در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون مسئله «اولویت» می‌پردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا ماهیت نسبت به وجود و عدم، دارای اقتضای ذاتی است یا خیر. فخر رازی معتقد است اثبات اولویت برای ماهیت نسبت به وجود، مستلزم امتناع طرف عدم و در نتیجه ضرورت وجود است که با فرض «اولویت» (به‌جای وجوب) در تعارض است. استاد با تکیه بر قانون تضایف، به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح می‌دهند که مرجوحیتِ عدم نیز همانند اولویتِ وجود، بر سبیل اولویت و رجحان است، نه ضرورت. در این مسیر، ایشان با تفکیک میان امتناع ذاتی و امتناع بالغیر، تبیین می‌کنند که چگونه اولویتِ ماهیت بدون رسیدن به حد ضرورت، می‌تواند منشأ تحقق خارجی باشد. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که اولویتِ وجود، ضرورتِ وجود را برای ماهیت اثبات نمی‌کند.

بررسی دیدگاه فخر رازی در باب اولویت ماهیت

6
  • الآن بنا بر تقریر فخر رازی به قول مرحوم آخوند این عدم برای ماهیت امتناع دارد منتها بالغیر، بالغیر اولویت است. اولویت ماهیت برای وجود موجب امتناع این عدم شده است. می‌گوییم که همین‌طور بشود آن اولویت هیچ‌وقت ازبین نمی‌رود پس عدم همیشه ثابت است. وقتی که امتناع برای عدم ثابت شد پس طرف مقابلش به قرینۀ تضایف باید ضرورت برای وجود و ماهیت ثابت بشود.

  • هدمٌ.

  • إیّاکَ وَ أن تَستعینَ بَعدَ إنارةِ الحَقِّ مِن کوةِ المَلکوتِ على قَلبکَ بِإذن اللهِ.1

  • [بپرهیز از اینکه پس از تابش نور حق از روزنۀ ملکوت بر قلب تو ـ به اذن خدا ـ به چیزی دیگر متوسل شوی.]

  • تلمیذ: ...

  • استاد: چرا دیگر، یعنی برگشتش باز به ضرورت ذاتی است. یعنی بالأخره برای ماهیت ضرورت دارد چون ما غیر از ماهیت چیز دیگری را مدخل برای وجود نمی‌دانیم، دخیل نمی‌دانیم.

  • تلمیذ: ...

  • استاد: شما مطالب گذشته را می‌گویید یا اشکال متکلمین را می‌گویید؟

  • تلمیذ: اشکال را دارم می‌گویم ... ذاتی در خارج ثابت نمی‌شود.

  • استاد: چرا دیگر، اینها می‌گویند که این ماهیت در عالم خارج و در تقرر خارجی منشأ اثر است. یک صورت ذهنیه دارد و یک عالمی هم این وسط‌ها داریم که این ماهیت‌ها همه در آن پراکنده است. حالا آن را در صقع یا علم ربوبی یا در علم اذهان عالیه بدانید در هرجا بدانید یا در عالم تقرر ماهیات بدانید در آن عالم، ماهیت‌ها همه ریخته است و هرکدام از اینها هم یک اولویت ذاتی نسبت به وجود دارند. بر طبق نوبت به ردیف مثل قطار یکی‌یکی پایین می‌آیند، این را اولویت ذاتی می‌گوییم.

  • بحث این است که همان اولویت می‌آید والاّ اگر فرض کنید به‌عنوان مثال ماهیت اولویت داشته باشد ولی نیاز به علت داشته باشد بر فرض که باشد بحث نتیجه‌ای ندارد.

  • تلمیذ: شما می‌گویید که ذاتش اقتضای چنین اولویتی را نمی‌کند ولی هنوز اقتضاء است و به فعلیت نرسیده است.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 202.