
بررسی دیدگاه فخر رازی در باب اولویت ماهیت
تحلیل نسبت میان اولویت وجود و امتناع عدم در فلسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون مسئله «اولویت» میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا ماهیت نسبت به وجود و عدم، دارای اقتضای ذاتی است یا خیر. فخر رازی معتقد است اثبات اولویت برای ماهیت نسبت به وجود، مستلزم امتناع طرف عدم و در نتیجه ضرورت وجود است که با فرض «اولویت» (بهجای وجوب) در تعارض است. استاد با تکیه بر قانون تضایف، به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح میدهند که مرجوحیتِ عدم نیز همانند اولویتِ وجود، بر سبیل اولویت و رجحان است، نه ضرورت. در این مسیر، ایشان با تفکیک میان امتناع ذاتی و امتناع بالغیر، تبیین میکنند که چگونه اولویتِ ماهیت بدون رسیدن به حد ضرورت، میتواند منشأ تحقق خارجی باشد. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که اولویتِ وجود، ضرورتِ وجود را برای ماهیت اثبات نمیکند.
بررسی دیدگاه فخر رازی در باب اولویت ماهیت
4تلمیذ: ...... کلام فخر رازی فقط از جهتی صادق خواهد بود که اولویت به حد ضرورت برسد.
استاد: نه، اصلاً فخر رازی این را میگوید که اولویت چه به حد ضرورت برسد و چه نرسد، همینقدر که شما اثبات اولویت ذاتی برای ماهیت کردید دیگر کارتان تمام است و کلاهتان پس معرکه است!
تلمیذ: اگر اولویت غیر کافیه باشد که .... معنا ندارد.
معنای اولویت غیر کافیه
استاد: معنای اولویت غیر کافیه این است که ذات ماهیت من حیثُ هی هی ـ کاری به مطالب گذشتۀ مرحوم آخوند نداریم، به خود این کلام کار داریم ـ ذاتاً اقتضاء اولویت میکند بنابراین عدم برای آن ممتنع است.
تلمیذ: نه، اقتضاء اولویت بکند به شرط اینکه به حد ضرورت برسد.
استاد: نه! آن اقتضاء اولویت یک مطلب دیگر است. آن اولویت، اولویت تام است.
تلمیذ: کلام فخر رازی فقط ناظر به همین است.
استاد: نهخیر، به هردو قضیه ناظر است. لذا اگر ناظر به آن قضیه باشد که مرحوم آخوند دیگر نمیتواند به فخر رازی ایراد بگیرد. ایراد آخوند به فخر رازی در اولویت غیر کافیه است. میگوید که چطور در باب متضایفین شما قائل به تساوی متضایفین هستید اگر در اینجا قائل به اولویت غیر کافیه هستید، نسبت به عدمش هم مرجوحیت غیر کافیه است. ما میگوییم که نهخیر! اگر مسئله اولویت ذاتیۀ کافیه بود پس نسبت به آنطرف عدم ممتنع است و دیگر اشکال به فخر رازی وارد نمیشود. اشکالی که آخوند به فخر رازی وارد کرده است اصلاً فرض مسئله در اولویت غیر کافیه است. مرحوم آخوند در اولویت غیر کافیه میگوید که سی درصد این ماهیت متمایل به وجود است و سی درصد هم از عدم دور است. چهل درصد به وجود نزدیک است...
تلمیذ: ...
استاد: به حکم اللهم بیربیر صبر کنید! کلام فخر رازی را میتوان به این نحوه توجیه کرد. اولاً ما نه عاشق دلباختۀ فخر رازی هستیم و نه چیز دیگر ولی میخواهیم بگوییم که کلام ایشان هم خالی از دقت نیست. فخر رازی میخواهد این را بفرماید که ـ با تقریبی که میکنیم اگر بخواهیم توجیه کنیم اینطور توجیه میکنیم ـ در اوصافی که بر ماهیت من حیثُ هی هی مترتب است آن اوصاف، اوصاف ضروریه هستند. منبابمثال آیا ناطقیت برای انسان اولویت دارد یا لزومیه است؟ ضرورت دارد. فرض کنید زوایا برای مربع ضرورت دارد و اتصافش، اتصاف ضروری است. منبابمثال جسمیت برای حیوان ضرورت دارد. اینها اوصاف ماهیت من حیثُ هی هی هستند. بحث ما در اولویتی که آن اولویت به اقتضاء ماهیت است، آن اولویت به اقتضاء ذات ماهیت است نه به اقتضاء وجود، چون هنوز وجودی در خارج پیدا نکرده است تااینکه بگوییم که این ماهیت سفید است، قرمز است، ابیض یا اسود است و موجود است. پس ما قبل از اتصاف ماهیت به وجود اولویت را داریم بر ماهیت بدون علت ثابت میکنیم پس این از اوصاف ماهیت است. وصف ماهیت هم وصف ضروری است. بنابراین اگر اولویتی را برای ماهیت ثابت کردیم قطعاً این اولویت ضروریه میشود نهاینکه این اولویت در مرحلۀ اولویتش ... یعنی أولویة الأولویة به قول مرحوم آخوند در اینجا نداریم. فخر رازی میخواهد بگوید که ضرورةُ الأولویة لِلماهیة داریم. وقتی که اولویت برای ماهیت ضرورت داشت طرف مقابل آن ممتنع میشود و وقتی که ممتنع شد پس باید اینطرف اثبات بشود که اینطرف جنبۀ ضرورت وجود است.
