
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
تحلیل نسبت ماهیت و وجود در مقام تحقق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم فارابی پیرامون «اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که اگر اولویت ذاتی یک ماهیت به حد ایجاب و علیت تامه نرسد، چگونه میتواند موجب تحقق آن در خارج شود؛ چرا که در غیر این صورت، با سفسطهای آشکار مواجه خواهیم بود. در ادامه، استاد با تفکیک میان اوصاف ذاتی ماهیت و اوصافی که در واقع به وجود بازمیگردند، به نقد این انگاره میپردازند که امکان را وصفی ذاتی برای ماهیت بدانیم. ایشان با استفاده از مثالهای عرفی و بلاغی، تبیین میکنند که حمل این اوصاف بر ماهیت، از باب «وصف به حال متعلق» است. در نهایت، با رد این شبهه که وجود صور علمی در علم ربوبی میتواند جایگزین نیاز به جعل جاعل باشد، تأکید میشود که ماهیت بدون جعل جاعل وجود، در هیچ مرتبهای از مراتب، تحقق نمییابد.
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
6پس خود نفس است که باز در عالم اذهان در تصویر صور جاعل است همینطور این مسئله را در علم ربوبی میگوییم. با فرض بر اینکه وجود همۀ صور در عالم اعیان و عالم علم ربوبی منتقش هستند، خب چه کسی اینها را منتقش کرده است؟! باز آن جاعل میخواهد؛ یعنی جاعل در مقام جعل در علم ربوبی این صور را منتقش کرده است و ما این صورتها را درست میکنیم منتها محتاج به زمان است؛ این حسنعلی را امسال درست میکنیم، حسینعلی را سال دیگر درست میکنیم، زید بن ارقم را در سال چهارم درست میکنیم و بکر بن خالد را در سال پنجم درست میکنیم، تمام اینها را مرتب در آن علم ربوبی بهواسطۀ جعل ذهنی [درست میکنیم] منتها ذهن نسبت به ما، نه نسبت به او! از باب تقریب میگوییم. این صور بهواسطۀ جعل در آن علم ربوبی جعل شده است و هرچه هست هم همان است یعنی واقع امر همان جعل صور در علم ربوبی است و بقیه دیگر اتوماتیکوار همینطور در این عالم تنزل پیدا میکنند. پس آن جنبۀ واقعی همان است که در آنجا جعل شده است حالا هر کسی میتواند به آنجا دسترسی پیدا بکند خبر میدهد که در آینده و مستقبل چه حوادثی اتفاق خواهد افتاد!
چرا؟ چون به اصل دسترسی پیدا کرده است. مسئلۀ در علم ربوبی با مسئلۀ در مورد نقشۀ بنا خیلی فرق میکند. نقشۀ بناء و بنّا حکایت از یک وجود مقدر الوجود و از یک شیء مقدر الوجود است؛ یعنی وقتی که انسان به آن نقشه و خریطه در آن بناء توجه میکند، بدون اینکه آن بناء در خارج وجود پیدا کرده است این حکایت میکند: لو وُجدَت هذه البناءِ فی الخارجِ لکانَت بِهذا الشِکل لکانَت بهذه الصورَة وَ لکانت بِهذه الخَریطة. اما صور در عالم اعیان و علم ربوبی عکس است؛ او علت برای وجود بناء در خارج است. یعنی اصل، صورت نقشۀ در علم ربوبی است و این معلول برای آن صورت است. پس کسی که بر آن صور اطلاع پیدا کند انگار بر آن وجود خارج اطلاع پیدا کرده است نهاینکه [به] مقدر الوجود [اطلاع پیدا کرده است]، وجود حقیقی آنجاست منتها حالا نیاز به زمان دارد تااینکه این در عالم خارج هم تحقق پیدا کند. اینهم اشکال و جوابی که مرحوم فارابی از این مطلب فرمودند.
