اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن

تحلیل نسبت ماهیت و وجود در مقام تحقق خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم فارابی پیرامون «اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم» می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که اگر اولویت ذاتی یک ماهیت به حد ایجاب و علیت تامه نرسد، چگونه می‌تواند موجب تحقق آن در خارج شود؛ چرا که در غیر این صورت، با سفسطه‌ای آشکار مواجه خواهیم بود. در ادامه، استاد با تفکیک میان اوصاف ذاتی ماهیت و اوصافی که در واقع به وجود بازمی‌گردند، به نقد این انگاره می‌پردازند که امکان را وصفی ذاتی برای ماهیت بدانیم. ایشان با استفاده از مثال‌های عرفی و بلاغی، تبیین می‌کنند که حمل این اوصاف بر ماهیت، از باب «وصف به حال متعلق» است. در نهایت، با رد این شبهه که وجود صور علمی در علم ربوبی می‌تواند جایگزین نیاز به جعل جاعل باشد، تأکید می‌شود که ماهیت بدون جعل جاعل وجود، در هیچ مرتبه‌ای از مراتب، تحقق نمی‌یابد.

نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن

2
  • فرض کنید که در وصف احسان اکرام علماء، اکرام علماء مِن حیثُ إنّه موجودٌ در اینجا بار می‌شود، نه مِن حیثُ إنّه عالمٌ و صِدق! چون اکرام یک وصفی است که باید در عالم خارج اتفاق بیفتد و انجام بگیرد. بنابراین معنا ندارد که عالم را صرف‌نظر از وجود خارجی درنظر بگیریم! وقتی که می‌گوییم: أکرم العلماء و لا تُکرم الفُساقِ منَ العلماء، مشخص است که این وجوب اکرام بر عالم به شرط وجود خارجی رفته است، نه بر عالم بر طبیعت اولیٰ خودش! عالم در طبیعت اولیٰ خود ولو اینکه وجود نداشته باشد، قابل اکرام نیست! اکرام یک وصفی است که به‌لحاظ وجود خارجی متعلق به عالم است. در اوصافی که آن اوصاف را بر ماهیت حمل می‌کنیم، ممکن است به یکی از این دو لحاظ حمل کنیم؛ یک وقت اوصاف، اوصاف ذاتی ماهیت بدون لحاظ وجود است که در یک هم‌چنین وضعی خود تقدیر وجود در ماهیت تقدیر لغوی خواهد بود.

  • فرض کنید مانند اوصافی که برای طبیعت حیوان می‌آورید، اوصافی که برای طبیعت انسان می‌آورید، اوصافی که برای ذوزنقه می‌آورید، اوصافی که برای مثلث می‌آورید، اوصافی که برای مربع و احجام می‌آورید، این اوصاف اوصاف ذاتی ماهیت به‌لحاظ تقدیر وجود خارجی و اتصاف به وجود است. این وصف بر خود ماهیت حمل می‌شود بنابراین هیچ‌گونه لحاظ وجود در اتصاف ماهیت به این اوصاف انجام نمی‌پذیرد.

  • اوصاف دوم اوصافی است که بر ماهیت حمل می‌شود ولی اوصاف ذاتی ماهیت نیست بلکه اصلاً این وصف در واقع وصف وجود است منتها ما ثانیاً و بالعرض و وصف به حال متعلق، این را بر ماهیت حمل می‌کنیم. فرض کنید وصف امکان، امکان را به‌حسب ظاهر تا‌به‌حال حمل بر ماهیت می‌کردیم و می‌گفتیم که ماهیت انسان ممکن الوجود است یا ماهیت بقر ممکن الوجود است و آن‌وقت این وصف را وصف ذاتی می‌گرفتیم منتها این وصف وصف ذاتی ماهیت به‌لحاظ تقدیر وجود است؛ یعنی در مقایسه و قیاس با وجود و عدم می‌گوییم: الماهیةُ ممکنةٌ بِالنسبةِ إلیهما، الماهیةُ ممکنةٌ بِالنسبةِ إلی الوجودِ. اما اگر در اینجا یک دقت بیشتری بکنیم او این مطلب را به ما دست می‌دهد که این ممکن در واقع وصف وجود است، نه وصف ماهیت! وقتی که می‌گوییم: ماهیت زید ممکن الوجود است یعنی در واقع این وجود است که ممکن است برای ماهیت ثابت بشود. خود ماهیت در مقام تقرب خودش وصف امکان ندارد، خود ماهیت مِن حیثُ هی لیست إلاّ هی. خود ماهیت عبارت از جنس و فصل و انضمام بین جنس و فصل در عالم ذهن و اتحاد بین جنس و فصل در عالم خارج به‌صورت ماده می‌شود اما امکان هیچ‌گونه ارتباطی با ماهیت ندارد! ماهیت ممکن است، نه! ماهیت ممکن نیست. وجود ممکن است که به ماهیت عارض بشود! وجود ممکن است که به شکل دربیاید! وجود ممکن است که مقید و محدود بشود! آن تقید و محدویت را به وجود نسبت می‌دهیم منتها از باب اینکه اولاًبلااول در ذهن ماهیت تبادر می‌کند و بعد وجود، ماهیت را در ذهن مستقل تصور می‌کنیم و آنگاه در ارتباط با وجود خارجی به آن وصف امکان یا امتناع یا ضرورت می‌دهیم.