
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
تحلیل نسبت ماهیت و وجود در مقام تحقق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم فارابی پیرامون «اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که اگر اولویت ذاتی یک ماهیت به حد ایجاب و علیت تامه نرسد، چگونه میتواند موجب تحقق آن در خارج شود؛ چرا که در غیر این صورت، با سفسطهای آشکار مواجه خواهیم بود. در ادامه، استاد با تفکیک میان اوصاف ذاتی ماهیت و اوصافی که در واقع به وجود بازمیگردند، به نقد این انگاره میپردازند که امکان را وصفی ذاتی برای ماهیت بدانیم. ایشان با استفاده از مثالهای عرفی و بلاغی، تبیین میکنند که حمل این اوصاف بر ماهیت، از باب «وصف به حال متعلق» است. در نهایت، با رد این شبهه که وجود صور علمی در علم ربوبی میتواند جایگزین نیاز به جعل جاعل باشد، تأکید میشود که ماهیت بدون جعل جاعل وجود، در هیچ مرتبهای از مراتب، تحقق نمییابد.
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم فارابی پیرامون «اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که اگر اولویت ذاتی یک ماهیت به حد ایجاب و علیت تامه نرسد، چگونه میتواند موجب تحقق آن در خارج شود؛ چرا که در غیر این صورت، با سفسطهای آشکار مواجه خواهیم بود. در ادامه، استاد با تفکیک میان اوصاف ذاتی ماهیت و اوصافی که در واقع به وجود بازمیگردند، به نقد این انگاره میپردازند که امکان را وصفی ذاتی برای ماهیت بدانیم. ایشان با استفاده از مثالهای عرفی و بلاغی، تبیین میکنند که حمل این اوصاف بر ماهیت، از باب «وصف به حال متعلق» است. در نهایت، با رد این شبهه که وجود صور علمی در علم ربوبی میتواند جایگزین نیاز به جعل جاعل باشد، تأکید میشود که ماهیت بدون جعل جاعل وجود، در هیچ مرتبهای از مراتب، تحقق نمییابد.
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
10تلمیذ: ... که نیست.
استاد: نه، اینطوری که نیست! مگر میشود که ما با شما مخالفت کنیم؟!
فَلَیسَ لِقائِلٍ أن یَقولَ لَعَلَّ شَیئاً مِنَ الماهیاتِ فی وُجودِهِ العِلمیِّ أی فی وُجودِهِ فی عِلمِ الباری تَعالَى أوِ ارتِسامِهِ فی بَعضِ الأذهانِ العالیَةِ یقتضی رجحانَ وُجودِهِ الخارِجی.
قائل نمیتواند اشکال کند و بگوید: شاید شیئی از ماهیات در وجود علمی پروردگار یا در وجودش در علم باری تعالی و در وجود علمی خود آن شیء، وجود علمی شیء در علم باری تعالی یا ارتسامش در بعضی از اذهان و علل عالیه، فرض کنید که عالم قضا و قدر و عالم لوح محفوظ و امثالذلک، این نفس ارتسام، اقتضاء وجود خارجی را میکند! نمیتوانیم این حرف را بزنیم چون اشکال اول این است که اصلاً این بحث مربوط به قبل از اثبات صانع است.
عَلَى أنَّ الکلامَ فی الوجودِ الذُّهنیِّ و مَرتَبَةِ اتِّصافِ الماهیةِ به بِعَینِهِ کالکلامِ فی الوجودِ الخارجیِّ فی أنَّ الماهیَّةَ لا توجَدُ بِهِ إلاَّ بِجَعلِ جاعِلِ الوجودِ.
اشکال دوم، همانطوریکه شما در وجود ذهنی و مرتبۀ اتصاف ماهیت به آن وجود ذهنی را با اعمال نفس و با اعمال ذهن میدانید و با جعل ذهنی و جعل نفسی میدانید، در وجود خارجی هم همین مطلب را بگویید، آنهم نیاز دارد چه فرقی میکند؟! ماهیت به آن جعل وجود خارجی وجود پیدا نمیکند الاّ اینکه [به جعل] جاعل وجود باشد.
لِعَدَمِ کَونِ الماهیةِ ماهیَّةً إلاَّ مَعَ الوجودِ ثُمَّ مَعَ عَزلِ النَّظَرِ عَنِ استِحالةِ الأولَویَّةِ یُقالُ لَو کفت فی صَیرورةِ الماهیَّةِ مَوجودةً یَلزَمُ کَونُ الشَّیءِ الواحدِ مُفیداً لِوجودِ نَفسِهِ وَ مُستَفیداً عَنهُ فَیَلزَمُ تَقدُّمُهُ بِوجودِهِ عَلَى وجودِه.
اصلاً ماهیت، ماهیت نیست مگر با وجود! یعنی تقرر ماهیت، تقرر با وجود است. با قطع نظر از اینکه اولویت محال است اینطور میگوییم که اگر اولویت کفایت کند که ماهیت بدون جاعل موجود بشود لازم میآید که شیء واحد هم علت بشود و هم معلول، ـ آن مطلبی را که گفتیم اینجاست ـ [یعنی] شیء واحد هم برای وجودش مفید باشد و هم مستفید باشد؛ هم افاضه کند و هم مفاض باشد! هم فاعل باشد و هم قابل باشد که تقدُم الشَیء لِنفسِه لازم میآید.
