
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
تحلیل نسبت ماهیت و وجود در مقام تحقق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه مرحوم فارابی پیرامون «اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که اگر اولویت ذاتی یک ماهیت به حد ایجاب و علیت تامه نرسد، چگونه میتواند موجب تحقق آن در خارج شود؛ چرا که در غیر این صورت، با سفسطهای آشکار مواجه خواهیم بود. در ادامه، استاد با تفکیک میان اوصاف ذاتی ماهیت و اوصافی که در واقع به وجود بازمیگردند، به نقد این انگاره میپردازند که امکان را وصفی ذاتی برای ماهیت بدانیم. ایشان با استفاده از مثالهای عرفی و بلاغی، تبیین میکنند که حمل این اوصاف بر ماهیت، از باب «وصف به حال متعلق» است. در نهایت، با رد این شبهه که وجود صور علمی در علم ربوبی میتواند جایگزین نیاز به جعل جاعل باشد، تأکید میشود که ماهیت بدون جعل جاعل وجود، در هیچ مرتبهای از مراتب، تحقق نمییابد.
نقد دیدگاه فارابی درباره اولویت ذاتی ممکن
1درس دویست و سی و هفتم
نقد مرحوم آخوند بر کلام مرحوم فارابی درخصوص اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَإذَن یَکونُ الشَّیءُ بِنَفسِهِ صَحیحَ العَدَمِ ثُمَّ عَلَى تَقدیرِ وجودِ الممکنِ بِالرُّجحانِ یَکونُ مُتَّصِفاً بِالوجودِ وَ لَیسَ عَینَهُ فَذاتُهُ کَما أنَّها مَبدأُ رُجحانِ الاتِّصافِ بِالوُجودِ کَذَلِکَ عِلَّةُ الاتصافِ بِالوجودِ إذ لا نَعنی بِالعِلَّةِ إلاَّ ما یَتَرَجَّحُ.1
کلام مرحوم فارابی درخصوص اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود و عدم
بحث راجع به کلام مرحوم فارابی بود و اینکه ایشان در فصوص الحکم فرمودند که مسئلۀ اولویت ذاتی ممکن نسبت به وجود یا نسبت به عدم، اگر این اولویت در حد ایجاب برسد و برای تأثیر کافی باشد، لازمهاش اتحاد علت و معلول است که برگشت آن به تقدمُ الشَیء عَلی نفسِه و إیجابُ الشَیء نَفسَه است و این فاحش است. و اگر مسئله به آن حدّ ایجاب الشیء و بهنحو علیت نرسد و درعینحال این اولویت ذاتیه اقتضاء وجود را بکند، دراینصورت اشکال افحش است.
خود ایشان مطلب را ذکر میکنند که جهت افحشیت این است که در اولی برگشت اشکال به تقدمُ الشَیء عَلی نفسِه و اتحاد علت و معلول بود. صحبت در اینجا اضافۀ بر آن مطلب تقدمُ الشَیء عَلی نفسِه، چون اولویت وجود اقتضاء وجود را میکند این است که از آنجایی که بهحسب قاعدۀ عقلی اولویت تا به مرحلۀ تمامیت نرسد و علیت علیت تامه نشود، شیء از حیز عدم به مرحلۀ وجود پا نمیگذارد بنابراین در یک همچنین موقعیتی عدم بر آن ماهیت صدق میکند. پس از یک طرف ما آن اولویت را موجب وجود میدانیم و از طرف دیگر آن عدم بر آن ماهیت صدق میکند. همانطوریکه ایشان میفرمایند، این دیگر یک سفسطهای آشکار است و نیازی به دلیل و اینها ندارد.
اشکال بر کلام مرحوم فارابی
اشکال دیگری که جلسۀ گذشته عرض شد این بود که در عبارت ایشان یک مطلبی را دیدم که نیاز به توضیح دارد و شاید منظور ایشان این نباشد. و آن مطلب این است که احکام و اوصافی که بر ذات و ماهیت بِما هی هی، نه به لحاظ وجود بار و حمل میشوند نیازی به تقدیر وجود در ماهیت ندارند. منبابمثال در باب علم یک اوصافی را بر خود علم حمل میکنیم. علم و عالم عبارت از وصف کمالی است که بهواسطۀ اطلاع بر مسائلی بر ذاتی مترتب میشود یااینکه رجحان عالم بر جاهل بهواسطۀ آن علم یا تقدم طبعی علم بر جهل بهواسطۀ رشد و رقائی که در علم هست و نقص و ضعف و آن جنبۀ عدمی که در جهل وجود دارد و جنبۀ وجودی که در علم وجود دارد، اینها اوصافی است که بر علم بِما هو هو و به ماهیت علم بما هی هی حمل میشود. یک اوصافی داریم که بهلحاظ وجود بر عالم حمل میشود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 201.
