اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماهیت، امکان و تعین خارجی وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با بررسی لااقتضایی ماهیت نسبت به وجود و عدم آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که ماهیت فی‌حدنفسه هیچ‌گونه اولویتی برای اتصاف به وجود یا عدم ندارد. در ادامه، نحوه الحاق معنای امکان به ماهیت و تفاوت آن با ضرورت ذاتی مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل و تعمل، ماهیت را از وجود خارجی انتزاع می‌کند و چرا در عالم خارج، تنها وجود است که اصالت دارد. این بحث در نهایت به تبیین کیفیت اتحاد وجود و ماهیت و نقش وسائط در افاضه کمالات به موجودات می‌انجامد تا روشن شود که چگونه مراتب وجودی و ملائکه در تکامل انسان نقش ایفا می‌کنند.

تبیین جایگاه ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی

6
  • أ لیسَ قد استبانَ مِن قبلُ أنَّ علاقةَ الماهیةِ إلى جاعلِ الوجودِ إنّما هی تَبَعٌ لِلوجودِ؟

  • همان‌طوری‌که در وجود ذاتی مسئله این‌طور است. این‌طور روشن نشد که ارتباط ماهیت با جاعل وجود به‌خاطر خودش نیست بلکه به‌خاطر وجودش است، به‌خاطر اینکه ماهیت چیزی نیست تااینکه مرتبط به جاعل باشد، به‌لحاظ آن وجودش مرتبط به آن جاعل است و از اینجا ما این نکتۀ دقیق و ظریف را استفاده می‌کنیم که جاعل جعل ماهیت نمی‌کند بلکه جاعل جعل وجود محدود می‌کند. جاعل ماهیت را جعل نمی‌کند بلکه جاعل جعل وجود محدود را می‌کند که از این جعل وجود محدود، ماهیت انتزاع می‌شود. جاعل نمی‌تواند جعل ماهیت کند، اصلاً از دستش برنمی‌آید، اصلاً از قدرت خدا خارج است، خدا هم نمی‌تواند ماهیت جعل کند چه برسد به غیر خدا! خدا جعل وجود می‌کند منتها جعل وجود محدود. ما از این محدود آن‌وقت ماهیت را انتزاع می‌کنیم و می‌گوییم که وجود این‌طور است، این شکل است، این رنگ است، این خاصیت را دارد، این محدود است، در مکان است، در زمان است، مجرد است، غیر مجرد است، متلون است، غیر متلون است، حیوان است، جماد است، این چیزها را ما از آن وجود محدود جعل می‌کنیم.

  • یک وجود جعل می‌کند و به جان ما می‌اندازد، حالا ما باید بگوییم که یکی‌یکی این، دیگر این چه موجودی عجیب غریب است که آمده است! خودش هم در آن مانده است که این را چه‌کار کرده است، از این وجودی که درست کرده است! مدام باید بنشینی فکر کنی! این به‌خاطر این است که انسان است، به‌خاطر این است که حیوان است. آخر این حیوانیت با این انسانیت چطور جور درمی‌آید؟! آن جنبۀ ربوبی با آن جنبۀ عالم دنیای دنی و تعلق چطور باهم جور درمی‌آید؟ هر کاری بکنی این یک جور برای انسان ساز می‌زند! اگر با او راه بیاییم آن‌طور می‌شود و اگر با آن راه نیاییم با آدم دشمن می‌شود! خیلی از موجودات هستند که شاید همۀ ما هم با اینها سروکار داشته باشیم، اینها را باید وسط بگذاریم و راجع ‌به آنها فکر کنیم که چه ماهیتی هستند! خلاصه انسان‌اند؟! مافوق انسان‌اند؟! داخل در چه مقوله‌ای هستند؟!