اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

تحلیل جایگاه ماهیت در تبیین امکان و ضرورت وجود

14٬127
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

16
  • و إما بِالامتناعین لِلجانبِ المخالفِ السابقِ و اللاحقِ کذلک لکن لا یصادم شی‌ءٌ مِنهما ما هو حالُه بِحسبِ ماهیتِه مِن حیثُ هی هی هکذا قالوا.

  • اما به دو امتناع برای جانب مخالف سابق و لاحق؛ یعنی جانب مخالف برای این ممتنع است چون علت تام است پس خلافش ممتنع است. جانب لاحق یعنی چون این ماهیت موجود است پس خلاف این وجود که عدم باشد ممتنع است. هیچ‌کدام از این ضرورت و امتناع با آنچه که به‌حسب ماهیت به حالش برمی‌گردد مصادمت ندارد چون آن ماهیت به‌حسب حالش نسبت به وجود و عدم استواء طرفین است. آن مسئله مسئلۀ علیت است و کاری به ماهیت ندارد.

  • و العارفُ البصیرُ یَعلمُ أنَّ هذا اعترافٌ منهم بِعدِم ارتباطِ الماهیةِ بِعلةِ الوجودِ و أنَّ المتصفَ بِالوجودِ السّابقِ و اللاحقِ إنَّما هو وجودُ کلِّ ماهیةٍ إمکانیةٍ لا نفسها مِن حیثُ نفسِها فإنَّ حیثیةَ الإطلاقِ عَن الوجودِ و العدمِ یُنافی التلبسَ بِه سواءً کانَ ناشئاً مِن حیثیةِ الذاتِ أو مِن حیثیةِ العلةِ المقتضیةِ له فالماهیةُ الإمکانیةُ لم تخرج و لا تخرج أبداً بِحسبِ نَفسِها مِن کَتمِ البطونِ و الاختفاء إلى مجلى الظهورِ و الشهودِ.1

  • انسان عارف بصیر یعنی شخص مطلع این‌طور متوجه می‌شود که این قضیه یک نوع اعترافی از اینها است، اینکه ماهیت کاری با علت وجود ندارد. آن که متصف به وجود سابق و وجود لاحق است، وجودش متعلق به علت است و ماهیت به علت تعلق نگرفته است، نه خود ماهیت من حیث نفسها! حیثیت اطلاق از وجود و عدم ...، ما گفتیم: حیثیت ماهیت حیثیت اطلاق از وجود و عدم است و نه وجود می‌پذیرد و نه عدم، اطلاق است و این با تلبس به وجود منافات دارد. حالا می‌خواهد این تلبس از حیثیت ذات باشد، خود ذات باری اقتضاء تلبس وجود را می‌کند یا از حیثیت علت مقتضی باشد بالأخره با ماهیت امکانیه، ماهیت امکانیه به‌حسب خودش نه خارج شده و نه می‌شود و به مجلای ظهور و شهود نمی‌آید و همیشه در ظلمت امکان ماهیت باقی می‌ماند و آن که به ظهور و شهود می‌آید وجود است.

    1. . همان، ص 197 و 198.
/ 0