
نسبت صفات الهی با ذات احدیت
تبیین جایگاه علم، قدرت و حیات در مقام ذات و ظهور
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق نسبت میان ذات پروردگار و صفات کمالیه مانند علم، قدرت و حیات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر ذات الهی بسیط و واحد است، چگونه میتوان صفات متعددی را به آن نسبت داد بدون آنکه ترکبی در ذات حاصل شود. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهور، توضیح میدهند که صفات الهی در مرتبه ذات، عینیت با حقیقت وجود دارند، اما در مقام ظهور و بروز، به دلیل اقتضای علیت و فاعلیت، به صورت صفات کلیه متجلی میشوند. در ادامه، تفاوت دیدگاه عرفا و فلاسفه در این زمینه بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که بروز صفات در مقام واحدیت، به معنای محدود شدن ذات نیست، بلکه نشاندهنده تنازل وجودی برای تحقق فاعلیت است. در نهایت، ایشان با رفع شبهه پیرامون علم حصولی و حضوری، حقیقت فناء و بقاء را به عنوان مراتب کمالی ادراکِ ذات تبیین میکنند.
نسبت صفات الهی با ذات احدیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق نسبت میان ذات پروردگار و صفات کمالیه مانند علم، قدرت و حیات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر ذات الهی بسیط و واحد است، چگونه میتوان صفات متعددی را به آن نسبت داد بدون آنکه ترکبی در ذات حاصل شود. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهور، توضیح میدهند که صفات الهی در مرتبه ذات، عینیت با حقیقت وجود دارند، اما در مقام ظهور و بروز، به دلیل اقتضای علیت و فاعلیت، به صورت صفات کلیه متجلی میشوند. در ادامه، تفاوت دیدگاه عرفا و فلاسفه در این زمینه بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که بروز صفات در مقام واحدیت، به معنای محدود شدن ذات نیست، بلکه نشاندهنده تنازل وجودی برای تحقق فاعلیت است. در نهایت، ایشان با رفع شبهه پیرامون علم حصولی و حضوری، حقیقت فناء و بقاء را به عنوان مراتب کمالی ادراکِ ذات تبیین میکنند.
نسبت صفات الهی با ذات احدیت
5اختلاف ماهوی و مصداقی در صفات پروردگار
به عبارت دیگر در وجود او حدی نیست ولی در ماهیت او هم که حد است یعنی وجود او به یک مرزی نمیرسد! راحمیت پروردگار از نقطهنظر وجودی حد و مرز ندارد. از نقطهنظر خارجی حد و مرز ندارد. قهاریت او حد و مرز ندارد. انعام او حد و مرز ندارد و به یک حدی نیست که کیسۀ پولش تمام شود و دیگر چیزی نباشد. این یک چیزی است که به دریا وصل است و هرچه بیاید، از خود دریا به خود دریا ریخته میشود. دیگر هیچوقت تمامی ندارد. دوتا حوض باشد مدام از آب این حوض در آن بریزید و بالعکس، کِی تمام میشوند؟! هیچوقت! مگر بخار بشوند والاّ تمامی ندارد. ولکن صحبت در این است که بالأخره از این حوض در آن حوض ریختید و از اینجا به اینجا ریختنش دیگر قابل انکار نیست؛ یعنی یک کیفیت و تغیّری پیدا شد. الآن آب در اینجاست، الآن این آب در این حوض آمده دوباره این آب را برمیدارید در این حوض میریزید دوباره در این حوض میریزید آب از جایش تکان خورده و تغییر پیدا کرده ولی هیچوقت تمام نمیشود یعنی تا ابد آب هست. این منظور از اختلاف ماهوی و مصداقی در صفات پروردگار است که اینها معلول برای اسماء لازمۀ ذات هستند. آنوقت در این نقطه دیگر نمیتوانیم بگوییم که ذات عین این اسم است. چرا؟! چون این مرتبۀ مادون و معلول است یعنی ذات در خودش إعمال میکند و إعمال قدرت او آن نحوهای از وجود است که منبعث از ذات است و اسم آن إعمال را خلق میگذاریم، رزق میگذاریم، رب میگذاریم، اسمش را جود و عطوفت میگذاریم. اینها اسامی مختلفی است که ما برای این مرتبه در اینجا قائل هستیم. پس دیگر ترکب در ذات هم لازم نمیآید چون منظور ما از ذات آن مرتبۀ احدیت و مرتبۀ هوهویت است و مرتبۀ واحدیت در مقام ظهور و بروز است. گرچه او هم اطلاق دارد.
