اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور

14٬052
اسفار

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

توضیحات:

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

9
  • استاد: کدام؟!

  • تلمیذ: به همین ذات ما.

  • استاد: نه، اصلاً چرا به ذات حد بزند؟!

  • تلمیذ: به‌خاطر اینکه می‌گوییم: این ذات به‌خاطر حد تعلق علم به خودش می‌گوییم: عالمٌ.

  • استاد: نه، همین‌که جنبۀ تعلق علم است در همان جنبه قدرت هم هست. چون قدرت دارد اشراف بر خودش دارد، ما این را می‌گوییم. یعنی نمی‌خواهیم بگوییم: قدرت یک چیز جدایی از او است و ضمیمۀ با علم شده است و به کمک او الآن عالم بر خودش است. نفس خود ذات که علم دارد چرا علم دارد؟! چون قدرت در آن هست و چرا قدرت دارد و این اقتدار را در خودش می‌بینید؟ چون علم در آن هست. این سه وصف از خود ذات نشئت می‌گیرد؛ ‌یعنی وجود یک خصوصیتی دارد که این جنبۀ علم و حیات و قدرت او را از بساطت خارج نمی‌کند، چیزهای دیگر خارج می‌کند. خلق بگویید، آن را خارج می‌کند. رزق بگویید، آن را خارج می‌کند. همه چیز آن را خارج می‌کند اگر این ذات را متصف به خود ذات و به خود وجود کنیم و بگوییم: این ذات موجود است، آیا ذات پروردگار که موجود است موجب حد است؟!

  • تلمیذ: نه حالا اینکه حد است.

  • استاد: نه، این اصل وجود را درنظر بگیرید.

  • تلمیذ: حالا فرض کنیم که مطلب خیلی عالی است، می‌گوییم: نمی‌شود ذاتی را بدون علم و حیات و قدرت تصور کرد.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: ولی ما بحث در فرمایش دیگر شما داریم که می‌فرمودید: این اختلاف در سه مفهوم اقتضاء اختلاف در سه مصداق می‌کند.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: ما در یک ذات بسیط چگونه می‌توانیم سه مصداق را تصور کنیم؟!

  • استاد: این سه مصداقی که الآن تصورش را داریم، مصداق خارجی است که آن سه مصداق خارجی که ذهن ما را پر کرده است و می‌خواهیم موارد خارج را از این مصداق بگیریم و به آن ذات بسیط هُل بدهیم می‌رویم آنجا گیر می‌کنیم؛ یعنی در اینجا می‌بینم رنگ است؛ این آبی است و این قرمز است و این‌هم سفید است. حالا می‌گوییم: این سه رنگ باهم تفاوت دارند، وقتی که این سه رنگ را در اینجا مشاهده می‌کنید می‌خواهید این سه رنگ را بیاورید و فرض کنید اختلاف و کیفیتی را که در یک موقعیت و شیئی هست، [مثلاً] آن حالت نور را می‌بینید که به هفت رنگ یا شش رنگ یا چند رنگ تقسیم شده است می‌گویید: آن نورهایی که الآن در رنگ هست، آن نورها هم باید مانند همان نور خارجی که در فرش می‌بینیم باشد. نگاه به فرش می‌کنیم می‌بینیم این باید ماده‌ای داشته باشد تا از انعکاس نور، این رنگ به‌دست بیاید پس می‌گوییم: این ماده هم باید در نور باشد. در نور می‌رویم و می‌بینیم ماده ندارد بلکه این نور یک حقیقت بسیار لطیفی است گرچه ماده است ولی بسیار لطیف است که اصلاً ماده‌ای برنمی‌دارد تااینکه به‌خاطر این ماده بخواهیم این قضیه را در آنجا گسترش بدهیم.

/