
لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت
نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور
ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشتهای نادر درباره صادر اول بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن میشود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذاتاند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده میشود و نشان داده میشود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.
لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت
توضیحات:
ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشتهای نادر درباره صادر اول بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن میشود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذاتاند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده میشود و نشان داده میشود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.
لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت
3کلام در این است که آن علمی که وجود جبرائیل را تشکیل میدهد، اسم آن را چه بگذاریم؟! باز او صادر میشود. چرا؟ چون جبرائیل عبارت از یک وجود محدودی است که دارای این خصوصیت هست. بنابراین هر چیزی که حد بخورد معلول است و امکان بالذات و ذاتی بر او حمل میشود. باز نقل کلام که در آن میکنیم، این مطلب را در آن مورد هم مییابیم. لهذا باز نمیتوانیم بگوییم که این مسئله صادر اول خواهد بود! تااینکه از نقطهنظر مراتب بروز و ظهور به یک مرتبه میرسیم که در آن مرتبه، اولین تجلی پروردگار در نمود و ظهور خارجی است یعنی ظهور پروردگار بهنحویکه موجب یک بروز و ظهور را در عالم خارج بشود. منظور از عالم خارج، در زمان و مکان نیست، منظور از عالم خارج یعنی عالم خارج از آن جنبۀ اطلاقی و هوهویت! این بروز و ظهور خارج از او در اینجا محقق بشود چون در جنبۀ هوهویت و عماء و آن جنبۀ احدیت لا میزَ فی شیءٍ عن شیءٍ و لا فرقَ بینَ شیءٍ و شیءٍ! و در آنجا هیچ جنبۀ بروز و ظهوری ندارد تااینکه اسمش را صادر یا صدور بگذاریم. در آنجا فناء محض است و آن قاهریت اطلاق مقتضی عدم ظهور و خفاء هر شیئی است و اندکاک و انمحاء هر شیئی در آن مرتبۀ هوهویت است. اما در مرتبۀ ظهور است که میتوانیم تسمیۀ به صدور کنیم چطور اینکه اگر پروردگار خلق نکند، اطلاق صفت خالقیت بر پروردگار لغو است! تا پروردگار رزقی را بر خلقی انفاق و اعطاء نکند، اطلاق صفت رازقیت بر پروردگار بیهوده است! هر رزقی، رازق و مرزوقی میخواهد و هر خلقی، خالق و مخلوقی میخواهد پس بدون مخلوق، خالق گفتن هم فایدهای ندارد و بدون مرزوق، رازق گفتن نتیجهای ندارد!
معنای هدایت
فلهذا این جنبۀ خلق و رزق دو مرتبۀ از صدور هستند یعنی صدور جنبۀ خاص که بین این جنبۀ خاص با جنبۀ خاص دیگر فرق میکند. ﴿قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾1 اول خلق میکند پس هدایت میکند. هدایت یعنی رزق، حیات، اراده، علم و قدرت به آنها میدهد، این معنا معنای هدایت است؛ یعنی بهدنبال خلق، گتره و رها نمیشوند! این خلق مستلزم هدایت است که هدایت این مسائل و لوازم را دارد.
- . سوره طه (20) آیه 50. شرح فقراتی از ابوحمزه ثمالی، ج 2، ص 227:
«آن خدایی که هر موجودی را که خلق کرد، خوب خلق کرد و بعد او را در راه کمال هدایت کرد و راهنمایی کرد (بعد از خلقت، زمام او را گرفت و به سوی منظور و مقصود و هدف، حرکت داد).»
- . سوره طه (20) آیه 50. شرح فقراتی از ابوحمزه ثمالی، ج 2، ص 227:
