اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور

14٬052
اسفار

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

توضیحات:

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

14
  • تلمیذ: بنا بر فرمایشات قبل از این بحث ما دلیل عقلی بر اینکه بگوییم سه مصداق حقیقی در این بساطت نداریم بلکه دلیل وجدانی داریم. دلیل وجدانی هم توجه به نفس خود انسان است که در ذات خود درعین‌حال می‌یابد و ذات خود را عالم و مشعر به خودش می‌یابد.

  • استاد: اگر این‌طور است پس اصلاً هیچی نباید حرف بزنیم! این دیگر سدّ باب علم است! می‌گوییم: آنچه را که ما پیدا می‌کنیم و آنچه که گفتند، یک صفات وجدانی در خود ماست و هیچ ارتباطی به پروردگار ندارد و پروردگار متعال بالاتر از این حرف‌هاست پس ما سدّ باب علم می‌کنیم ...

  • تلمیذ: نه، اینها از باب تشبیه است می‌خواهم بگویم همان‌گونه که علم را در عین بساطت ذات در خود می‌یابیم...

  • استاد: احسنت ما می‌خواهیم بگوییم: همین مسئله که در مرتبۀ نزول متوجه ما هست، در مرتبۀ اشتداد و نهایت اطلاقی خودش متوجه پروردگار است فرقی نمی‌کند. حالا اگر ما بگوییم: این سه صفت ملصق به ذات اوست، اشکالی در ذات او پیدا می‌شود؟!

  • تلمیذ: عقلاً ما مشکل داریم هرطوری که باشد با بحث عقلی که پیدا می‌کند نمی‌توانیم هر سه را یکی فرض کنیم.

  • استاد: ما همۀ اینها را از راه مکاشفه و خواب که نیامدیم، همه را از راه عقلی آمدیم.

  • تلمیذ: این وجدانی انسان است.

  • استاد: بالأخره مقدمات عقل هم به مقدمات وجدانی و بدیهی برمی‌گردد. شما همین‌که می‌گویید: علم، بالأخره یک مفهومی را تصور کردید. یک دیوانه چرا علم نمی‌گوید؟! چون اصلاً تصوری از مفهوم علم ندارد. شما که می‌گویید: قدرت، به‌خاطر این است که مفهوم قدرت را در خارج تصور کردید حالا آن را به مرتبۀ غیر مادی خودش یعنی به مرتبۀ بساطت خودش به ذات نسبت می‌دهید. بالأخره این صفات باید یک مابإزاء خارجی داشته باشد و اتفاقاً هم همین‌طور است چون اگر قدرت خداوند به اینها تنازل نکند که ما قدرت را در او نمی‌دانیم!

/ 0