اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور

14٬052
اسفار

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

توضیحات:

ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشت‌های نادر درباره صادر اول بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن می‌شود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذات‌اند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده می‌شود و نشان داده می‌شود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت

12
  • بنابراین از یک طرف این ذات بحت و بسیط است و اطلاق و هیچ‌گونه حد و تعینی در آن ذات راه ندارد و از یک طرف استحالۀ خلوّ ذات از این سمت هم محقق است، نتیجه‌اش این می‌شود که این سه اسم، سه اسمی است که از ذات نشئت می‌گیرد و لازمۀ ذات است و منافاتی هم با ذات ندارد! غیر از این است که بگوییم: این علم ... همان‌طوری‌که بعضی‌ها گفتند و من دیدم در خیلی از جاها اختلافی که بعضی‌ها با عرفا دارند ...، البته شاید آنها هم نتوانستند مسئله را خوب بیان کنند که موجب این شبهات شده است. اینکه می‌گویند: علم و قدرت و حیات در ذات مصداق واحد دارد به معنای این است که اگر بگوییم: علم عین قدرت است و قدرت عین حیات است و هردو عین ذات هستند پس این سه‌تا از کجا آمدند؟! این که شما دارید به سه چیز تقسیم می‌کنید، سه مفهومی که هرکدام با دیگری تفاوت دارد و حدود و تعریف مشخصی دارد و شما دارید حمل می‌کنید. و اگر قرار باشد بر اینکه این مصداق اینها در ذات عین یکدیگر باشد بنابراین چرا علم و حیات و قدرت می‌گویید؟! اصلاً هیچ چیزی نمی‌خواهید بگویید، نباید هیچ چیزی بگویید! به هر سه حیات بگویید! به هر سه قدرت بگویید! به هر سه علم بگویید! درحالی‌که می‌گویید: نه، ذات دارای علم و حیات و قدرت است. این که دارای علم و حیات و قدرت است با این بساطت ذات چگونه جمع می‌شود؟! اینها چون دیدند که ذات بسیط است و اگر بخواهند علم و حیات و قدرت را سه مصداق جداگانه بگیرند، ترکب در ذات لازم می‌آید و حالا که ترکب در ذات لازم می‌آید پس مصداق یکی است و وقتی مصداق یکی شد چطور مفهوم سه‌تا می‌شود؟!

  • این مشکل، مشکل اینهاست که این کار را کردند. اما اگر این‌طور بیان کنیم و بگوییم که علم و حیات و قدرت مصداقاً هم در ذات تفاوت می‌کنند ولی این سه امر بسیطی هستند که لازمۀ ذات است، نه لازمۀ ذات باری بلکه لازمۀ هر ذات است؛ یعنی اقتضاء وجود، علم و حیات و قدرت است! چطور اینکه اقتضاء وجود، تشخص است و وقتی که یک وجودی مشخص می‌شود مرکب نمی‌شود چون اگر مرکب بشود باید بگوییم: در ذات باری مرکب است، لازمۀ تشخص وجود ترکیب نیست! لازمۀ تشخص مادی است که ترکیب است اما چه کسی گفته است که لازمۀ تشخص وجود در وجودات مجرده ترکیب است؟!

/