اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهیت به وجود و امکان در تحلیل صادر اول، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این جلسه دیدگاه آخوند در برابر اشکالات حکمت مشاء درباره نسبت ماهیت، وجود و امکان بررسی می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند در مقام واقع مستلزم وجود یا عدم علت باشد یا نه. سپس تفکیک میان ماهیت و وجود و نقش هرکدام در امکان، وجوب و امتناع توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهد که اشکالات مشائیان بر تفکیک ماهیت از وجود، با تحلیل دقیق رابطه علّی و مفهوم ضرورت و امکان پاسخ داده می‌شود. در نهایت روشن می‌شود که خطای اصلی، خلط میان ماهیت و وجود در تحلیل صادر اول است و با تفکیک درست، بسیاری از تعارض‌ها برطرف می‌شود و اشکال مشهور در این نسبت تحلیل می‌گردد.

اتصاف ماهیت و وجود در صادر اول (4)

توضیحات:

اتصاف ماهیت به وجود و امکان در تحلیل صادر اول، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این جلسه دیدگاه آخوند در برابر اشکالات حکمت مشاء درباره نسبت ماهیت، وجود و امکان بررسی می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند در مقام واقع مستلزم وجود یا عدم علت باشد یا نه. سپس تفکیک میان ماهیت و وجود و نقش هرکدام در امکان، وجوب و امتناع توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهد که اشکالات مشائیان بر تفکیک ماهیت از وجود، با تحلیل دقیق رابطه علّی و مفهوم ضرورت و امکان پاسخ داده می‌شود. در نهایت روشن می‌شود که خطای اصلی، خلط میان ماهیت و وجود در تحلیل صادر اول است و با تفکیک درست، بسیاری از تعارض‌ها برطرف می‌شود و اشکال مشهور در این نسبت تحلیل می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهیت و وجود در صادر اول (4)

3
  • جوابی که مرحوم آخوند می‌دهند می‌فرمایند که این ماهیت صادر اول با وجود صادر اول دوتا است. یک وقت شما بحث را روی خود ماهیت صادر اول می‌برید، این متصف به امکان ذاتی است و وجود و عدم بالنسبه به او سیّان است ولی یک وقتی وجودِ صادر اول به‌عنوان مقیدٌ جزءٌ و قیدٌ خارجیٌ؛ یعنی وجودِ این ماهیت، ـ نه خود ماهیت ـ ماهیت جداست. فرض کنید وقتی شما می‌خواهید بروید سبزی بخرید یک وقت می‌گویید که آقا هرچه سبزی هست به ما بده. منظورتان این است که یک سبزی بیاورید جلوی جوجه‌هایتان بریزید که بخورند حالا هرچه که بود کاری نداریم! یک وقتی اهل‌بیت مکرمۀ مشرفۀ مجللۀ و مطوله از شما پلو می‌خواهد، سبزی که می‌خواهد بریزد باید سبزی‌پلو باشد، اگر قدری در آن سبزی کوفته باشد کفگیر را به سرتان می‌کوبد روی این حساب کاملاً دقت می‌کنید و می‌گویید که آقا حتماً باید این سبزی‌پلو باشد و سبزی کوفته و آش نباشد! سبزی‌پلو خواستن با خود پلو فرق می‌کند ـ سبزی‌پلو نه‌اینکه پلو ـ الآن جنبۀ مقیدیت آن جنبۀ مقید مطرح است ولی آن قید که آن پلو باشد او نیست. آن را باید کسی دیگر بپزد. بله گفت:

  • نیش از دو لب تو نوشدارو***حنظل ز دست تو طیبات است1
  • اگر همین پلو را شخص دیگری بپزد و به دست شما بدهد فرق دارد. این از باب مطلوبیت مقید و مطلوبیت مضاف بدون جنبۀ مضافٌ‌ إلیه و بدون جنبۀ قید است.

  • مرحوم آخوند در جواب می‌فرمایند که ما در بحث ماهیت و وجود صادر اول هم همین مطلب را داریم! می‌گوییم که آنچه که معروض برای امکان بالذات است ماهیت صادر اول است آنچه که معروض برای وجوب و ضرورت است ماهیت نیست آن وجود اوست وجود او هم قائم به علت است. پس در اینجا اصلاً امکان بالذات هیچ دخلی با وجود صادر اول ندارد و در دو مرتبه و در دو مرحله و در دو ظرف بر اینها حکم می‌شود. نسبت به ماهیت اصلاً مسئله این‌طور نیست؛ در اینجا ماهیت صادر اول معروض برای امکان ذاتی است و عدم او استلزام عدم مبدأ اول را ندارد چون اصلاً عدم و وجود بر این ماهیت حمل نمی‌شود؛ یعنی از محدودۀ وجود و عدم خارج است چون وجود و عدم در این باب از باب عدم و ملکه می‌شوند یعنی شما ظرف و معروضی را می‌توانید وجود یا وجوب بنامید که بتواند معروض برای عدم باشد و در چیزی می‌توانید او را متصف به عدم کنید که بتواند معروض برای وجود باشد. وقتی که ماهیت از دایرۀ وجود خارج است و آنچه که در خارج هست فقط وجود است پس همان‌طوری‌که به ماهیت نمی‌توانید وجود بگویید بلکه می‌توانید ماهیتِ وجود بگوید، نمی‌توانید بگویید که ماهیةٌ هو الوجود. الماهیةُ هو الوجود غلط است! الماهیةُ هی الماهیة همان‌طوری‌که به ماهیت نمی‌توانید وجود بگویید، عدم هم نمی‌تواند بگویید! پس در نفس‌الأمر خود این ماهیت استلزام وجوب علت را و عدم ماهیت استلزام عدم علت را ندارد. این مسئلۀ اول جواب مرحوم آخوند است.

    1. . دیوان سعدی، غزل 53:
      زهر از قِبَل تو نوشدارو***فحش از دهن تو طیبات است
/ 380