اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)

نسبت علت و معلول و تحلیل دو نوع امکان

0
اسفار
اسفار

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت جلسه‌ای است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود در فلسفه ملاصدرا و نقد دیدگاه حکمت مشاء می‌پردازد. در این جلسه روشن می‌شود که رابطه علت و معلول در نگاه فلسفه متعالیه بر پایه وجود است نه ماهیت، و ماهیت به خودی خود هیچ ارتباطی با علت ندارد. سپس تفاوت امکان ذاتی و امکان فقری توضیح داده می‌شود و این‌که در وجود ممکن، امکان با ضرورت ذاتی جمع می‌شود ولی در ماهیت چنین امکانی نیست. استاد با مثال‌هایی مانند نسبت آتش و حرارت نشان می‌دهد که چگونه معلول نسبت به علت خود همزمان دارای ضرورت از حیث وجود و امکان از حیث ماهیت است. در پایان، جمع‌بندی بحث به رفع خلط میان امکان ذاتی و امکان فقری در تحلیل علیت می‌انجامد.

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)

1
  • درس دویست و بیست و هفتم

  • تقابل دیدگاه مرحوم آخوند با حکمت مشاء در مسئلۀ اتصاف ماهیت (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فالحقُ‌ فی هذا المقامِ أنَّ المعلولَ لَه ماهیةٌ إمکانیةٌ و وجودٌ مستفادٌ مِنَ الواجبِ فَیَترکبُ بِهویةِ العینیة مِن أمرینِ شبیهین بِالمادةِ و الصورةِ.1

  • معلول یک ماهیت امکانی و یک وجودی دارد که آن وجود از واجب محقق و مستفاد می‌شود. هر معلولی یک ماهیتی دارد که آن ماهیت، ماهیت امکان است و یک وجودی دارد که آن وجود از واجب گرفته می‌شود. این معلول ترکب پیدا می‌کند به آن هویت عینیۀ خارجیۀ خودش و به همان تحقق خارجی خودش از دو امری که آنها شبیه به ماده و صورت هستند.

  • أحدُهما محضُ الفاقةِ و القوةِ و البطونِ و الإمکانِ و الآخر محضُ الاستغناءِ و الفعلیةِ و الظهور و الوجوب‌.

  • یکی از این دو امر، محوضت در فقر و در قوه و در خفاء و در امکان است و دیگری محوضت در استغناء و فعلیت و ظهور و وجوب است. آن اول شبیه به ماده می‌شود به‌جهت مشابهت هیولانی که در ماده هست و مشابهت استعداد و لوازم آن هیولا که عبارت از همان استعداد و فقر و اینها در این ماهیت است و به‌جهت مشابهت آن صورت که جهت فعلیت است و جهت محقیقیت آن هیولا است و به‌جهت وجوب و ظهوری که در این‌طرف هست این را تشبیه به آن کردند.

  • و قد علمتَ مِن طریقتِنا أنَّ منشأ التعلقِ و العلیةِ بینَ الموجودات لیسَ إلاّ أنحاء الوجوداتِ و الماهیة لا علاقةَ لها بالذاتِ معَ العلةِ إلاّ مِن قبلِ الوجودِ المنسوبِ إلیها و قد مرَّ أیضاً.

  • از راه و روش ما در فلسفۀ متعالیه متوجه شدید که منشاء تعلق و منشاء علیت بین موجودات عبارت از اقسام وجودات است نه عبارت از ماهیت؛ یعنی علیت به ماهیت تعلق نمی‌گیرد بلکه به انحاء وجودات تعلق می‌گیرد. برای ماهیت هیچ علاقه‌ای بالذات با علت نیست بلکه بالبساطه و بالعرض است. مگر اینکه آن تعلق از ناحیۀ وجود خودش بیاید که آن وجود منسوب به علت است اما خود ماهیت که آن وجود منسوب به آن ماهیت است، خود ماهیت ذاتاً و مستقلاً هیچ ارتباطی با علت ندارد به عبارت دیگر علت افاضۀ ماهیت در معلول نمی‌کند بلکه علت از وجود خودش افاضۀ وجود در معلول می‌کند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 192.