اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت جلسه‌ای است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود در فلسفه ملاصدرا و نقد دیدگاه حکمت مشاء می‌پردازد. در این جلسه روشن می‌شود که رابطه علت و معلول در نگاه فلسفه متعالیه بر پایه وجود است نه ماهیت، و ماهیت به خودی خود هیچ ارتباطی با علت ندارد. سپس تفاوت امکان ذاتی و امکان فقری توضیح داده می‌شود و این‌که در وجود ممکن، امکان با ضرورت ذاتی جمع می‌شود ولی در ماهیت چنین امکانی نیست. استاد با مثال‌هایی مانند نسبت آتش و حرارت نشان می‌دهد که چگونه معلول نسبت به علت خود همزمان دارای ضرورت از حیث وجود و امکان از حیث ماهیت است. در پایان، جمع‌بندی بحث به رفع خلط میان امکان ذاتی و امکان فقری در تحلیل علیت می‌انجامد.

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)

توضیحات:

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت جلسه‌ای است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود در فلسفه ملاصدرا و نقد دیدگاه حکمت مشاء می‌پردازد. در این جلسه روشن می‌شود که رابطه علت و معلول در نگاه فلسفه متعالیه بر پایه وجود است نه ماهیت، و ماهیت به خودی خود هیچ ارتباطی با علت ندارد. سپس تفاوت امکان ذاتی و امکان فقری توضیح داده می‌شود و این‌که در وجود ممکن، امکان با ضرورت ذاتی جمع می‌شود ولی در ماهیت چنین امکانی نیست. استاد با مثال‌هایی مانند نسبت آتش و حرارت نشان می‌دهد که چگونه معلول نسبت به علت خود همزمان دارای ضرورت از حیث وجود و امکان از حیث ماهیت است. در پایان، جمع‌بندی بحث به رفع خلط میان امکان ذاتی و امکان فقری در تحلیل علیت می‌انجامد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهيت و وجود در امکان و ضرورت (2)

10
  • استاد: ببینید در بحث تبدل ماده به انرژی یا انرژی به ماده یا به عبارت دیگر حرکت جوهریه ما فرض را بر بقاء یک امر ثابت قرار دادیم و آن امر ثابت عبارت از همان هیولا است که آن هیولا به‌واسطۀ فصلی که به خود می‌گیرد صور مختلفی پیدا می‌کند. پس ما یک امر ثابتی را در اینجا فرض کردیم حالا که این امر ثابت فرض شده صور به خودش می‌گیرد. بحث این است که خود این امر ثابت الآن متکی به چیست؟ صحبت آن است.

  • تلمیذ: بحث این است که آیا خداوند او را معدومش می‌کند؟! یعنی واقعاً کسی را که به عالم هستی آورد دوباره برمی‌گرداند؟!

  • استاد: نه معدوم نمی‌کند فقط صورتش را عوض می‌کند.

  • تلمیذ: پس این قیامش که فقط همان امکان فقری شد بحثی در امکان فقریش نداریم.

  • استاد: ببینید در اینجا دو لحاظ می‌شود. من الآن برای شما یک مثال بزنم مطلب از آن مثال روشن می‌شود؛ خود نفس حرارت را با آتش درنظر بگیریم آن‌وقت تا ببینیم که چه احکامی بر این بار می‌شود؟! یک وقتی شما حرارت مستند به نار را درنظر می‌گیرید که این حرارت در خارج موجود هست یا موجود نیست؟ این الآن امکان ذاتی به او حمل می‌شود. الآن در این اطاق حرارت مستند به نار نداریم. احتمال دارد یک ساعت دیگر یکی بیاید یک فندک روشن بکند و حرارت مستند به نار در اینجا محقق بشود. ممکن هم هست همین حالت ادامه بکند و حرارت مستند به نار در اینجا محقق نشود؛ پس حکم ما بر حرارت مستند به نار حکم امکان ذاتی می‌شود یعنی حرارت مستند به نار ممکن است در خارج محقق بشود و ممکن است در خارج محقق نشود و این تحقق حرارت مستند به نار به‌واسطۀ جعل جاعل است و خودرو نیست؛ یعنی یک نفر باید بیاید فندک را روشن کند و شخاته را باید بزند و وقتی که زد آن موقع این نار محقق می‌شود و به‌واسطۀ نار حرارت محقق می‌شود. از اول که حرارت محقق نمی‌شود! اول نار هست و وقتی نار محقق شد بعد حرارت هست. از اینجا حکم بر این حرارت نار حکم امکان ذاتی می‌شود. چرا امکان ذاتی؟ چون متساوی الطرفین است و احتیاج به علت دارد. اما اگر آمد این نار در خارج محقق شد این حرارتی که الآن مستند به نار هست ـ با توجه به نار، نه بدون توجه به نار ـ آیا باز امکان ذاتی به این حرارت حمل می‌شود یااینکه ضرورت ذاتی دارد؟! این دیگر ضرورت است چون ما آمدیم بحث را از حرارت جدا کردیم و نار موجود را الآن درنظر گرفتیم. آیا ممکن است نار بدون حرارت باشد؟! نمی‌شود. وقتی نار بدون حرارت نشد هرجا نار هست حرارت هم در آنجا هست. الآن این حرارت ضرورت ذاتی می‌شود. ضرورت ذاتی برای حرارت است چرا؟ چون وجود حرارت فی‌حدّذاته ضرورت دارد چون نار برایش ضرورت دارد. الآن نار در اینجا وجود دارد. حالا وجود خود نار هم در اینجا ضرورت دارد؟! نه، وجود خود نار دیگر در اینجا ضرورت ندارد و او دیگر مستند به نفت یا مستند به آن چوب است. تا وقتی که این چوب هنوز نسوخته این نار در اینجا هست و همین‌طور علل و عوامل دیگر که باد نیاید و عوائق دیگر جلویش را نگیرد. تا وقتی که این چوب یا تا وقتی این نفت موجود است نار هم موجود هست ولی وقتی نار موجود شد دیگر نمی‌توانیم بگوییم که حرارت ممکن است موجود بشود و ممکن است نباشد. حرارت دیگر لازمۀ آن است و حرارت دیگر صادر اول می‌شود یعنی صادر اولِ نار این حرارت می‌شود و این دیگر ضرورت ذاتی دارد اما برای خود نار دیگر نمی‌توانیم بگوییم که الآن اشتعال نار ضرورت ذاتی دارد. این امکان ذاتی دارد تا وقتی که ماده‌اش باشد؛ وقتی ماده‌اش بود و علل و عوامل خارجی نبود یعنی ممکن است ماده باشد من پف کنم ـ این یک علل و عوامل خارجی ـ یا باد بیاید. ممکن است ماده باشد یک‌دفعه یک عایقی بیاید جلوی نفت را بگیرد و ارتباط نفت را با این نار قطع کند، می‌شود. یک وقت ممکن است ماده باشد بنده بیایم یک در روی آن بگذارم اکسیژن قطع بشود و این نار هم تمام بشود.

/