اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

11
  • استاد: اگر یک‌قدری در آن مثالی که زدیم دقت شود شاید مطلب را نزدیک می‌کند. آن مثال مراتب مختلفۀ در نور بود؛ حالا آن نور چراغ به یک نحو و آن نور خورشید به‌نحو دیگر، [در] مراتبی که مثال می‌زنند این نور یک حالتی دارد و وقتی از منشأ و منبعش تراوش می‌کند یک حقیقتی دارد حالا هرچه هست. کیفیت فوتون‌هایی هست که اینها به همدیگر متصل هستند و جهات مختلفه‌ای دارند؛ از حرارت و ظهور و بروز خارجی که دارند و آن انرژی که از آنها متولد می‌شود، من‌حیث‌المجموع یک خصوصیت و حقیقتی است که ما اسمش را نور می‌گذاریم. وقتی که این نور در منشأ خود و در ابتدای متصل به منبع و منشأ هست دارای یک خصوصیتی هست که لازمۀ آن خصوصیت این است که عوارض و بروزات و ظهوراتش با وجود همین نور در یک مرتبۀ دیگر تفاوت کند؛ یعنی این نوری که الآن از خورشید تراوش می‌کند و این مراتب را طی می‌کند و پایین می‌آید، در هر مرتبه‌ای همان نور است نه‌اینکه جدا بشود، اگر جدا بشود فاصلۀ بین او و آن منبع قطع می‌شود! پس همین نوری که از خورشید متصاعد شده است، این نور در مرتبۀ تنازل می‌آید و به هر مرتبه‌ای که می‌رسد یک مقدار از خصوصیات خودش را نسبت به آن مرتبۀ اولیٰ که دارد ازدست می‌دهد ولی این ازدست دادن خصوصیات موجب نمی‌شود که ما آن را نور ننامیم بلکه در اینجا حکم به شدت و ضعف می‌شود که همان مقول به تشکیک است.

  • صحبت ما در مسئلۀ وجود و عین اعیان ثابته و در اینجا هردو یکی است ولی صحبت در کیفیت طرح مطلب است. ما در مسئلۀ فناء گفتیم که هیچ امر خارجی تغییروتبدل پیدا نمی‌کند بلکه مسئلۀ فناء فقط مسئلۀ اثبات است و به عبارت دیگر ثبوت در جای خودش محفوظ است. اگر ما قائل به عین ثابت باشیم عین ثابت سر جایش هست و اگر قائل به عین ثابت نباشیم عین ثابت سر جایش نیست و به عبارت دیگر شخص سالک وقتی مراتب را صعود می‌کند و به مرتبۀ فناء می‌رسد این‌طور نیست که در آنجا این سالک دیگر سالک نیست و اصلاً نفس او تبدیل و حل شده است مثل شکر که شما در آب بریزید این شکر وزن دارد و سفید و مکعب است ذرات ریز دارد اما وقتی که در آب ریختید و در چای به‌هم زدید دیگر چیزی از شکر نمی‌بینید. آنچه که می‌بینید تغییر ذائقه و آن ذوق است که تفاوت کرده است ولی دیگر مکعب و رنگ سفید نیست و جسم و وزنی ندارد. این‌طور نیست که سالک وقتی به فناء می‌رسد نفس او دیگر نفس نیست چون خداوند رحمان و رحیم آن خداوند ناطق، حیوان ناطق نیست پس سالک در یک لحظه در دو لحظه از حیوان ناطقیت بیرون می‌آید و متبدل به امر دیگری می‌شود و چون در آنجا ماهیت نیست پس سالک در آن موقع ماهیت ندارد!

/