اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

15
  • حالا در مسئلۀ پروردگار و مسئلۀ «کانَ اللهُ و لَم یَکُن مَعه شَیءٌ و الآن کَما کانَ» هم همین است «کانَ اللهُ» یعنی همان مرتبۀ ذات؛ آن مرتبۀ ذاتی که علت و حقیقت و بسیط الحقیقه‌ای است برای ظهور و بروزی که اسمش را منبسط می‌گذاریم. حالا آن وجود منبسط یک مرتبه‌ای از مراتب ذات است. مرتبه‌ای است که پایین آمده است. و آیا جدای از اوست یا ملصق به او؟! جدا که معنا ندارد. عین اوست یعنی معلول است پس ذات در همان حیثیت علیت خودش معلول است و هو باطلٌ!

  • تلمیذ: آقایانی که ظاهری هستند خدا را جدا کردند و در آن بالا گذاشتند و عالم کثرت را هم جدا کردند.

  • استاد: بله، می‌گویند که «إنّ اللَهَ خِلوٌ مِن خَلقِه و خَلقُه خِلوٌ مِنهُ».1

  • تلمیذ: می‌فرمایید: بالأخره ذات از معلولیت جدا می‌شود.

  • استاد: جدای رتبی، نه جدای خارجی! هر علتی از معلولش جداست.

  • تلمیذ: آنها جدای خلوی می‌گویند و ما... فرق ندارد.

  • استاد: خیلی فرق می‌کند. دو مرتبه است درعین‌حال یکی است و جامعیتش همان جامعیت پروردگار است. اینها می‌گویند که اصلاً وجود ما با وجود او دوتا است! صاف می‌گویند: آیا این کبریت خداست؟! نمی‌شود خدا باشد! یعنی می‌گویند که خدا خالق است؛ خالق یک امر عدمی و چیزی است که اسم آن را کبریت گذاشتیم و اسم این را انسان گذاشتیم و بین این دو هیچ ارتباطی نیست. این می‌خورد و می‌خوابد او ﴿لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞ﴾2 آن‌ها این‌طور می‌گویند ولی عَرض ما این است که ما می‌گوییم: مرتبۀ نزول ذات، جدای از آن مرتبۀ تجرد ذات نیست گرچه دو مرتبه است ولی بالأخره جدا نیست یعنی آن حقیقتِ بسیط است که به صورت درآمده است و به صورت درآمدن موجب نشده است که بین او و ذات بینونیةُ عُزلةٍ پیدا شود.

  • تلمیذ: پس اختلافِ در مراتب وجود واجب بالذات که ازلاً بوده، موجب تفویت در ازلی بودن نمی‌شود. حالا در مراتب پائین آمده است همان ازلی بودنش اینجا هم می‌باشد. فکر کنم نظر آخر ایشان هم همین باشد.

    1. . الکافی، ج ١، ص ٨٢؛ آموزه‌های معرفت، ج 2، ص 375.
      ترجمه: «ذات خدا از مخلوقش جدا و مخلوقش از ذات او جداست.» (محقق)
    2. . سوره بقره (2) آیه 255.
/ 0