اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

توضیحات:

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر می‌شود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل می‌شود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام می‌گیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که وجود نه از عدم ساخته می‌شود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسط‌اند. در نهایت نتیجه می‌گیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

12
  • تلمیذ: اشکال همین است که حفظ تجرد در مرتبۀ ذات مثل این است که در مقامِ معلول آن ضرورت ازلی خود را هم حفظ کرده باشد.

  • استاد: ضرورت ازلی را که حفظ کرده است. بحث، بحث شکل است. منظور من این است که شکل، آن وجود را از تجرد درنمی‌آورد بر خلاف آنچه که قوم می‌گویند. قوم می‌گویند که همین‌قدر که شما تا عالم مثال آمدید از مثال به بعد وجودِ مادی شد. بنده می‌گویم که اگر قرار بر این است از همان عالم جبروت [که پایین بیاید] مادی می‌شود. حالا ماده فرق می‌کند؛ یک وقت ماده، معروض برای کَون و فساد است یک وقت ماده به معنای حد است. هر چیزی که از لا حدی به حد درمی‌آید ماده است یعنی بالأخره یک قید و یک حد و شکلی دارد ولی بحث ما این است که حتی مثال و ماده و صورت هم از آن تجرد بیرون نمی‌آیند. مشکل این است اما نه‌اینکه مقید نمی‌شوند. بحث مقید شدن و بحث از مجرد بیرون آمدن دوتا است. یک وقتی می‌گوییم که این باعث می‌شود که از تجرد بیرون بیاید پس حدفاصل بین مجرد و غیر مجرد چیست؟! بین این دو تباین ذاتی هست پس ربط حادث به قدیم را چه کنیم و چگونه موجود مجرد تبدیل به ماده می‌شود و حلقۀ بین ماده و مجرد چیست؟! اینها همه اشکالاتی است که بر این مسئله مترتب است ولی اگر بگوییم که وجود موجب خروج مجرد به ماده نخواهد شد بلکه باز هم مجرد، مجرد است یعنی آنچه که لازمۀ بسیط الحقیقه است که عبارت از تجرد است به حال خودش باقی است إنّما الکلام در تعین و حد است؛ در تعین چه اشکال دارد که یک امر مجرد، محدود به شکل و حدی بشود؟! این منافاتی ندارد اگر آن حد و شکل جزء ذات باشد و خارج از ذاتش نباشد.

  • تلمیذ: بالأخره مجموع این دوتا چه شد؟! چه عنوانی باید به آنها بدهیم؟! بگوییم که مقام ذات، آن مرتبۀ سیاهی و عدم بروز و ظهور است و مرتبۀ بروز و ظهور را قرآن می‌فرماید: ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ پس چه عنوانی به آن مجموعه می‌توانیم بدهیم؟!

/