
امتیاز معلول اول از واجب الوجود
نسبت وجود و ماهیت در مراتب هستی
امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات میپردازد. ایشان توضیح میدهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر میشود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل میشود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام میگیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه مییابد که وجود نه از عدم ساخته میشود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسطاند. در نهایت نتیجه میگیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن میکند.
امتیاز معلول اول از واجب الوجود
توضیحات:
امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت وجود و ماهیت در معلول اول و سایر موجودات میپردازد. ایشان توضیح میدهد که امکان ذاتی مربوط به ماهیت از حیث نیاز به علت است، اما از نظر وجودی، حقیقت موجودات همان وجود واحد و بسیطی است که در مراتب مختلف ظاهر میشود. در این نگاه، تفاوت میان واجب و ممکن به دو حیثیت تحلیل میشود: حیثیت وجودی که واجب است و حیثیت تقید و تنزل که امکان نام میگیرد. جلسه با تبیین این نکته ادامه مییابد که وجود نه از عدم ساخته میشود و نه ماهیت در برابر آن استقلال دارد، بلکه همه تعینات، ظهورات همان وجود منبسطاند. در نهایت نتیجه میگیرد که مرز میان ماده، مثال و عقل، مرز تباین نیست بلکه مراتب ظهور یک حقیقت واحد است که فهم آن بسیاری از مسائل فلسفی را روشن میکند.
امتیاز معلول اول از واجب الوجود
10معنای نور در آیۀ ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلأَرضِ﴾
آیۀ نور خیلی آیۀ عجیبی است؛ ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾1 این آیه دال بر این است که آن مرتبۀ آبی موجب بروز و ظهور نیست، نور هم ندارد، سیاه است. آن که نور به اطاق میدهد و اطاق را روشن میکند نور نارنجی است، نور آبی اتاق را روشن نمیکند. نور آبی علت برای آن نارنجی می شود که اطاق را روشن میکند. لذا همیشه آبی در مرتبۀ خودش آبی است و همیشه عالم عماء و عالم هو است و در آنجا هیچ تغییروتبدلی راه ندارد. فقط نور آبی موجب یک مرتبهای میشود که آن مرتبه مرتبۀ واحدیت است. حالا ما تعبیر به مرتبۀ ماهیت میکنیم پس آن نارنجی چسبیده به آبی است و آبی نور نمیدهد با این خصوصیات از احکام؛ اول اینکه آبی منشأ است. دوم اینکه آبی نور نمیدهد سوم اینکه آبی سیاه است، آنچه که موجب ظهور است معلول او است و خودِ او موجب ظهور نیست، اینها همه مسائلی است که شما منطبق با آن مرتبه کنید.
تلمیذ: پس بنا بر اصطلاح عرفا «الله» همان مقام واحدیت است.
استاد: بله مقام واحدیت است، مقام احدیت نیست!
تلمیذ: در اینجا یک سؤال مطرح است
استاد: فقط یکی؟! اینقدر سؤال در اینجا هست!
منظور از روایت «کانَ اللهُ و لَم یَکُنْ مَعه شَیءٌ و الآن کَما کانَ»
تلمیذ فرمودید که دو مقام داریم؛ یکی مقام ذات که ضرورت ازلی دارد و مقام معلول که ضرورت ذاتی دارد. حالا این دو مقام باهم اگر ملحوظ بشوند چه عنوانی میتوانیم به آن بدهیم؟! این روایت؛ «کانَ اللهُ و لَم یَکُن مَعه شَیءٌ و الآن کَما کانَ»2 دوتا باهم مراد این روایت است یا فقط آن مقام ذات ازلی است؟!
استاد: مقام ذات است.
تلمیذ: پس این مرتبه را بااینکه فرمودید: در مقام تعین هم از تجردش خارج نشده است چرا این مقام را جدا میدانیم؟!
استاد: جدا نکردیم. ما «الله» را در مرتبۀ علیت لحاظ میکنیم؛ «کان الله» یعنی بدون نور؛ یعنی آن حقیقت این نور همان مرتبۀ احدیت و هوهویت است. آن مقام مقام اصل و مبدأ است و «الله» آن است. «و لَم یَکُن مَعه شَیءٌ» یعنی هیچ پیرایه و زمینه و عروضِ چیزی در آن مقام راه ندارد! «و الآن کَما کانَ» یعنی درعینحال ظهور هم دارد «و الآن کَما کانَ» هم هست.
- . سوره نور (24) آیه 35. الله شناسى، ج 1، ص 26:
«خداوند نور آسمانها و زمین است.» - . جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص ٥٦؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج ١، ص ٥٢؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 135.
- . سوره نور (24) آیه 35. الله شناسى، ج 1، ص 26:
