اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

نسبت علت و معلول در نگاه حکما و عرفا

14٬003
اسفار

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح می‌دهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان می‌کند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که همان‌طور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمی‌یابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان می‌دهد. در پایان نیز نتیجه می‌گیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشت‌ها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک می‌کند.

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح می‌دهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان می‌کند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که همان‌طور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمی‌یابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان می‌دهد. در پایان نیز نتیجه می‌گیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشت‌ها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

6
  • وقتی که زید بن حارثه می‌آید و به رسول خدا می‌گوید که الآن من دارم می‌بینیم افرادی را که الان دارند عذاب می‌شوند. «أری الجنةَ و مَن فیها و أری النارَ و مَن فیها»1. الآن دارم می‌بینم! نه‌اینکه می‌بینم چه کسانی بعداً داخل آتش می‌شوند. حتی نگفت: بعداً صورت واقعی آنها را می‌بینم، یعنی إخبار از یک امری که سیقع، از اموری که ستقع، از آن امور حتی إخبار نکرده بلکه از امور واقعه، آنچه که الآن هست إخبار کرده. می گوید: ای رسول خدا، آیا الآن بگویم کدامیک از اینها الان در جهنم‌اند و الآن در بهشت‌اند؟ یعنی همین بدنی که الان دارد با رسول خدا حرف می‌زند، همین بدن الآن در آتش است. البته نه همین بدن بلکه همین نفس حاکم بر این بدن الآن در جنت است. این یک چیزی است که الآن می‌بیند. بعضی‌ها هستند که آن آخر را می‌بینند، بعدش هم می‌بینند. ممکن است یک نفسی الآن در آتش باشد و یک ساعت دیگر توبه کند و از آتش بیرون بیاید.

  • اثرات مراقبه و تأثیر نقد آن بر روی نفس

  • این توبه‌ای که می‌گویند برای چیست؟ این مراقبه‌ای که می‌گویند برای چیست؟ این مراقبه برای این است که این جهنم و بهشت، همیشه انسان در آنها داخل است. ما نباید منتظر بشویم که روز قیامتی بشود و داخل در جهنم یا داخل در بهشت بشویم، نه‌خیر، الآن داخل هستیم. اگر من الآن این درسی را که دارم می‌دهم برای رضای خدا باشد، این درس من الآن موجب چیست؟ حالا اگر عوض نگوییم و خیلی چیز نکنیم درس حکمت است و مربوط به خداست. اگر این درس من برای ریا باشد یا برای سایر دواعی نفسانی باشد الآن این درس من می‌شود آتش. این نفس درس خودش آتش است، گرچه از خدا و پیغمبر و روایت امام صادق و همه چیز در او باشد، این می‌شود آتش. آن کسی که برای مرجعیت می‌رود و درس می‌گوید، به جای بالا رفتن از پله‌های منبر دارد مراتب و درکات جهنم را طی می‌کند تا به آن بالا می‌رسد. آن بالا که نشسته از بسم اللهی که شروع می‌کند یعنی ایها الناس، من در جهنم قرار دارم! آن افرادی که دارند می‌روند و دور و بر این آقا را می‌گیرند نه‌ به‌خاطر خدا و استفاده بلکه به‌خاطر اینکه دور و برش را داشته باشند و او را در میان مردم موجه کنند اینها وارد شدنشان در این مسجد، وارد شدن در جهنم است! حرکتشان حرکت در جهنم است! مسئله، مسئلۀ خیلی دقیقی است!

    1. . الکافی، ج ‌2، ص 53، با قدری اختلاف:
      «قال سَمِعتُ أباعبداللَه علیه‌السلام: یقول‌ إنّ رسولَ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم صَلّى بالنّاس الصّبحَ فنَظَرَ إلى شابٍّ فی المسجدِ و هو یَخفِقُ و یَهوی‌ برأسِه مُصفَرّاً لَونُه قد نَحِفَ جِسمُه و غارَت عَیناهُ فی رَأسِهِ فقال له رسول اللَه: ”کیف أصبَحتَ یا فلانُ؟“ قالَ: ”أصبَحتُ یا رَسولَ اللهِ موقِناً“ فعجِبَ رسولُ اللهِ مِن قولِهِ‌ و قال: ”إنّ لکلِّ یقینٍ حَقیقَةً فما حقیقَةُ یَقینِکَ؟“ فقال: ”إنّ یَقینی یا رسول اللَهِ هو الّذی أحزَنَنی و أسهَرَ لَیلی و أظمَأ هَواجِری فعَزَفَت نفسی عن الدّنیا و ما فیها حتّى کأنّی أنظُرُ إلى عرشِ رَبّی و قد نُصِبَ لِلحِسابِ و حُشِرَ الخَلائِقُ لذلک و أنا فیهم و کأنّی أنظُرُ إلى أهلِ الجَنّةِ یَتَنَعَّمونَ فی الجَنّةِ و یَتَعارَفونَ و علَى الأرائکِ مُتّکِئونَ و کأنّی أنظُرُ إلى أهلِ النّارِ و هم فیها مُعَذّبونَ مُصطَرِخونَ و کَأنّی الآن أسمَعُ زَفیرَ النّارِ یَدورُ فی مَسامِعی“ فقال رسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم لأصحابِه: ”هذا عَبدٌ نَوّرَ اللَهُ‌ قلبَه‌ بالإیمانِ“ ثمّ قال له: ”الْزَمْ ما أنتَ علیه“ فقال الشّابُّ ادْعُ اللَه لی یا رَسول اللهِ أن أُرزَقَ الشَهادَةَ معک!“ فدَعا له رَسولُ اللهِ فلم یَلبَث أن خَرَجَ فی بعضِ غَزَواتِ النبی فاستُشهِدَ بعدَ تِسعَةِ نَفَرٍ و کان هو العاشِرَ.»
/ 380