اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

نسبت علت و معلول در نگاه حکما و عرفا

14٬003
اسفار

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح می‌دهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان می‌کند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که همان‌طور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمی‌یابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان می‌دهد. در پایان نیز نتیجه می‌گیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشت‌ها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک می‌کند.

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات در این جلسه به بررسی تفاوت و نسبت میان مرتبه ذات الهی، معلول اول و مراتب اسماء و صفات اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقل تحلیل مرحوم آخوند، دیدگاه حکما درباره عینیت یا تفاوت این مراتب را توضیح می‌دهد و در برابر آن، نظر عرفا درباره تأخر رتبی اسماء و صفات از ذات را بیان می‌کند. سپس با طرح دو حیثیت در ممکنات، امکان و فعلیت را شبیه ماده و صورت معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که همان‌طور که ماده بدون صورت تحقق عینی ندارد، ماهیت ممکن نیز بدون افاضه وجود از علت تحقق نمی‌یابد، و امکان در آن جنبه فقر و نیاز به علت را نشان می‌دهد. در پایان نیز نتیجه می‌گیرد که فهم صحیح این مراتب به رفع بسیاری از سوءبرداشت‌ها در باب نسبت خداوند، اسماء و مخلوقات کمک می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امتیاز مرتبه ذات و معلول و اسماء و صفات

5
  • استاد: نه، صحبت در این است که روح در آن واحد، تعلق به جسمین دارد. یعنی نه‌اینکه این روح از این بدن خودش را الآن منخلع کرده و بعد داخل در یک بدن شده، و لازمۀ تلبس به بدن مثالی انخلاع و ترک بدن جسمانی این‌طور نیست. روح در آن واحد به دو بدن تعلق دارد. بله، یکی از این دو برای نفس مغفول است و مخفی است. چه موقع آن برای نفس روشن می‌شود؟ وقتی که نفوس عجزۀ ما چون قدرت و قوۀ برای رسیدن به آن مرتبۀ أخرای از آن مراتب نفس را ندارد لازمه‌اش این است که نسبت به یک مرتبۀ دیگر ضعیف بشود تا اینکه بتواند به مرتبۀ دیگر برسد، والاّ نفوسی که این‌طور نیستند در آن واحد هم خود را در همین بدن می‌بینند که با خود همین بدن دارند راه می‌روند هشتاد کیلو، نود کیلو، چهارصد کیلو وزنشان هست خودشان را در اینجا می‌بینند و هم اینکه آن بدن مثالی خود را مشاهده می‌کنند و همین‌طور بدن جسمانی دیگران را می‌بینند و بدن مثالی آنها را مشاهده می‌کنند و جریانات و حوادثی که این جریانات و حوادث در عالم برزخ و مثال پیش آمده است. خدمتتان عرض شد که هرچه در این عالم شهادت بروز و ظهور پیدا می‌کند نسخۀ اصلی‌اش در عالم برزخ و مثال هست، آن نسخه نسخۀ اصلی است سواءٌ اینکه ـ البته خود عالم برزخ و مثال هم مربوط به عالم ملکوت است ـ آن نسخۀ اصلی در این عالم ظهور پیدا بکند یا ظهور پیدا نکند. آن شخصی که عالم بر عالم مثال است وقتی که الآن دارد نگاه می‌کند می‌بیند که این پدر و این مادر بعد از دو سال دیگر دارای این فرزند با این خصوصیات خواهند شد، الآن کجای پدر و مادر را دارد می‌بیند که دارد این حرف را می‌زند؟! از روی بدن و... که حکم نمی‌کند به اینکه الآن اینها دو سال دیگر دارای این فرزند می‌شوند! چه چیزی را دارد می‌بیند؟ مثال آن فرزند را دارد می‌بیند. نه‌تنها مثال آن فرزند بلکه مثال همین دوتا را در سلسلۀ عرضیه که می‌خواهد برسد به آن مرتبۀ ولادت دارد مشاهده می‌کند. می‌گوید: این دوتا پدر و مادر در سلسلۀ عرضیه می‌آیند می‌آیند می‌آیند به اینجا می‌رسند به اینجا که رسیدند، این فرزند از آنها متولد می‌شود درحالی‌که هیچ فرزندی الآن درکار نیست، نطفه‌اش هم بسته نشده، شرایط اولیه‌اش هم هنوز آماده نشده، هنوز دوتا غربیه هستند، اینها اصلاً دوتا بچه هستند و بزرگ نشده‌اند، ده سال دیگر [با هم آشنا می‌شوند.] این که الآن دارد مشاهده می‌کند چه چیزی را دارد مشاهده می‌کند؟ آیا تخیل را دارد بیان می‌کند؟ تخیل که ذووجهین است، ممکن است یک وجه تخیل موافق با حقیقت باشد و یک وجه تخیل مخالف باشد! چطور شد اینها همه‌اش موافق است؟! البته مخالف هم داریم به‌خاطر اینکه خب اینها نفهمیدند. این که الآن دارد بیان می‌کند واقعیت را بیان می‌کند یا امر معدوم را؟ امر معدوم که شکل ندارد، امر معدوم که صورت ندارد، امر معدوم که عدم است. عدم که با عدم افتراقی ندارد. پس از کجا دارد این مسئله را آن‌قدر صریح و واضح بیان می‌کند؟ این به‌خاطر این است که یک حقیقتی الآن هست. آیا این حقیقت الآن در این اطاق هست؟ نه‌خیر، داخل این اطاق نیست. آیا این حقیقت الآن در روی زمین موجود است؟ نه‌خیر، این حقیقت الآن موجود نیست، چون زمین مربوط به جسمانیات است، مربوط به ماده و صورت است. ماده و صورت هم در شرایط زمان متدرج الحصول هستند. آن حقیقت، حقیقتی باید باشد که مشمول زمان نباشد. الآن بالفعل باشد. آیا شما می‌توانید به آن حقیقت برسید؟ نه‌خیر، چون چشمش را ندارید. چون چشم ندارید یعنی آن قدرت نفس که شما را از ماده بکند و متوجه مرتبۀ دیگری از وجود بکند آن قدرت وجود ندارد. این غطاء برای ما الآن افتاده است.

/ 380