اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

5
  • [حاجی سبزواری] مى‌گوید: در این یکى دیگر نمى‌توانیم حرف بزنیم ولیکن راجع به بقیۀ مسائل می‌توانیم بگوییم. حاجی مى‌فرماید که در مورد صادر اول، این قاعدۀ ما مستثنى است که عدم صادر اول لازم مى‌گیرد عدم ذات را، به‌خاطر یک مسئله‌اى باز خارج از محدودۀ ذات، به‌خاطر یک مطلب دیگرى که ذات نمى‌تواند بدون صفات خودش تحقق خارجى داشته باشد. به‌خاطر این قضیه است والا اگر صرف‌نظر از خصوص این مطلبى که در مورد صادر اول هست، نسبت به صوادر ثوانى و ثوالث و... این مسئله به همین کیفیت هست، و ما ممکن است قائل به انفکاک بین عدم ممکن و عدم لزوم محالیت در مرتبۀ علیت مافوق خودش بشویم.

  • و هو عدمُ کونِ العلةِ بما هی متصفةً بالعلیةِ واجبةً فی ذاتِها فإنّه إنّما صار محالاً مِن کونِ العلةِ فی الواقع واجبةً فی ذاتِها و إنّما ذلک مِن حیثُ ذاتِه لا بما هی متصفةٌ بالعلیةِ و هذا بخلاف عکسِه أعنی فرضَ عدمِ العلةِ الأولى فإنّه یستلزِمُ عدمَ المعلولِ الأولِ مطلقًا لأنّ ذاتَه إنّما إفاضتُها العلةَ الأولى لا غیرَ.

  • «و آن عبارت است از عدم اینکه علت در مرتبه‌اى که اتصاف به علیت دارد واجب در ذات نباشد، و این یک‌هم‌چنین چیزى را لازم نمى‌گیرد. محال است از اینکه علت درواقع در ذات خودش واجب است. این از حیث ذات، در ذات خودش واجب است. نه از جهت اینکه چون متصف به علیت است پس واجب در ذاتش است. (وجوب در ذاتش به‌جاى خودش محفوظ است و ارتباطى با علیت ندارد؛ علیت یک مرتبۀ متأخر از ذات است. بنابراین عدم معلول به عدم حیثیت علیت برمى‌گردد نه به عدم وجوب ذاتى. وجوب ذاتى و ذات پرودگار و علت أولی، این وجوب ذاتى به‌حال خودش باقى است و با عدم صادر اول این مسئلۀ وجوب ذات به‌جاى خود دست نمى‌خورد و آن در مرتبۀ خودش هست.) ولى عکسش این‌طور نیست، وجود معلول لازم مى‌گیرد وجود علت را. یعنی از این طرف این بحث نیست. یعنى فرض عدم علت أولى، لازم مى‌گیرد عدم معلول را مطلقاً (یعنى اگر عدم علت أولى را درنظر بگیریم، عدم معلول را لازم مى‌گیرد و وجود معلول لازم مى‌گیرد وجود علت را)، به‌خاطر اینکه ذات این معلول عبارت از افاضۀ علت أولى است او را؛ فقط علت او را افاضه مى‌کند.»

/ 380