اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

3
  • إلّا بالعَرَض أو بالاتّفاق.

  • «مگر به عرض یا به‌واسطۀ اتفاق».

  • یعنى بالعرض در واجب بالغیر، بالاتفاق یعنى در همین مسئلۀ صادر اول. در واجب بالغیر ما مى‌گوییم: عدم معلول، لازم گرفته است عدم علیت علت خودش را. الآن اگر ما واجب بالغیر را ببینیم که همان در سلسلۀ طولیه هست، در این سلسلۀ طولیه وقتى ‌که مى‌گوییم: این واجب بالغیر علیت را ندارد پس معلوم مى‌شود وجود هم ندارد. به‌خاطر این است که با فرض وجود معلول اگر فرض عدم معلول بشود این برگشتش به این است که علتش هم نیست. فرض این است که معلول در خارج موجود است. حالا اینکه الآن معلول در خارج موجود است کشف مى‌کند علتش هم باید در خارج باشد دیگر؛ نمى‌شود معلول باشد علتش نباشد. پس وجود معلول که ممکن بالذات است علت خودش را کشف‌ مى‌کند؛ حالا ممکن است علت خودش، واجب الوجود باشد یا ممکن است واجب بالغیر باشد و خود آن هم ممکن باشد. حالا عدم این معلول، کشف نمى‌کند عدم واجب را بلکه کشف مى‌کند عدم علیت آن علت خودش را. و چون تعلق وثیق و ارتباطى بین حیثیت علت و بین خود ذات علت وجود دارد با فرض معلول، بنابراین عدم او کشف مى‌کند از عدم ذات علت به‌واسطۀ عدم حیثیت علیتش. این بالواسطه می‌شود.

  • در اینجا مسئله مثل وصف واسطۀ در ثبوت مى‌باشد؛ من‌باب‌مثال راکب در سفینه، در وهلۀ اول حرکت براى سفینه پیدا مى‌شود، به‌واسطۀ حرکت براى سفینه، حرکت براى راکب در آن سفینه عارض مى‌شود. این واسطۀ در عروض است که از حرکت یک سفینه، انسان به حرکت آن راکب انتقال پیدا مى‌کند. خود راکب فى‌حدنفسه حرکت ندارد، راکب سرجایش نشسته است. شما که در قطار نشسته‌اید حرکت ندارید، قطار حرکت مى‌کند شما هم به‌تبع قطار حرکت می‌کنید. یک‌وقت شما بلند مى‌شوید و در واگن‌ها راه مى‌روید، خودتان غیر از حرکت قطار هم یک حرکتى دارید، اما [فرض این است که] سرجایتان نشسته‌اید.

/ 380