اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

13
  • فالحقُّ‌ فی هذا المقامِ أنّ المعلولَ له ماهیةٌ إمکانیةٌ وجودٌ مستفادٌ مِن الواجبِ فیَترَکّبُ بهویّةِ العینیةِ مِن أمرینِ شبیهینِ بالمادةِ و الصورةِ أحدُهما محضُ الفاقةِ و القوةِ و البطونِ و الإمکانِ و الآخرُ محضُ الاستغناءِ و الفعلیةِ و الظهورِ و الوجوبِ‌ و قد علمتَ مِن طریقتِنا أنّ منشأ التعلّقِ و العلیةِ بینَ الموجوداتِ لیس إلا أنحاءُ الوجوداتِ و الماهیةُ لا علاقةَ لها بالذاتِ مع العلةِ إلا مِن قِبَلِ الوجودِ المنسوبِ إلیها و قد مَرَّ أیضًا أنّ معنَى الإمکانِ فی الوجودِ الممکنِ غیرُ معناه فی الماهیةِ و أنّ أحدَهما یُجامِعُ الضرورةَ الذاتیةَ بل عینُها بخلافِ الآخرِ فإنّه یُنافیها.1

  • «حق این است که معلول برایش یک ماهیت امکانیه‌اى هست و یک وجودى هست که این وجود از واجب مستفاد است. به هویت عینیه این معلول از دو امر ترکیب پیدا مى‌کند: یکى جهت امکان که از ماهیت مى‌گیرد و یکى جهت وجوب که از واجب الوجود مى‌گیرد. این دو شبیه به ماده و صورت هستند. [یکی عین فقر و نیاز و قوه و پنهانی و امکان است و دیگری عین بی‌نیازی و فعلیت و ظهور و وجوب (ضرورت مطلق ذاتی) می‌باشد. و رأی و نظر ما را دانستی که منشأ و اصل تعلق و علیت بین موجودات جز گوناگونی و انحاء وجودات نمی‌باشد، چون ماهیت ذاتاً هیچ ارتباط و علاقه‌ای با علت جز از جانب وجودی که منسوب بدان است ندارد. و قبل از این نیز گفته شد که معنای امکان در وجود ممکن، غیر از معنای آن در ماهیت است، برای اینکه یکی از آن دو با ضرورت ذاتی جمع می‌شود و بلکه عین آن است؛ برعکس دیگری که منافی آن می‌باشد].»

  • راجع به این قضیه مباحث توحید علمى و عینى مرحوم آقا را مطالعه بکنید خوب است. البته این بحث را می‌کنیم وقتی که تمام شد مباحث علمی و عینی را ببینید.

  • تلمیذ: شرح گلشن راز این‌طور بیان کرده که علت العلل که واجب الوجود است ـ حالا آنچه که من از این فهمیدم ـ دو نور دارد، یک نور به صادر اول مى‌تاباند که آن عین آینه نورى است که به صادر دوم مى‌تابد، آن‌وقت یک نور هم مستقیم ـ همین که شما تعبیر به فیض یا تجلى مى‌کنید ـ یک نور هم مستقیم به صادر دوم می‌تابد. آن‌وقت این دو نور با هم جمع مى‌شوند یک صادر دومى درست مى‌کنند، به‌خاطر همین صادر دوم است که چون نور بالواسطه مى‌آید و تمام نور مستقیم نمى‌آید یک مقدار کدورت پیدا مى‌کند این مى‌شود صادر دوم، باز از همان دوباره یک نور به صادر سوم مى‌تابد. مثل آینه می‌ماند نه‌اینکه قائل به شرک بشویم.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 191 ـ 192.
/ 613