
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات
بررسی پیوند علت، معلول و فیض الهی
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول میپردازد. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که رابطه علت و معلول میتواند خارج از ذات یا بهصورت منفک از آن فهم شود، و نشان میدهد که در واجبالوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده میشود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمیگردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمیگیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی میشود و بر وحدت و عدم دوگانگی آنها تأکید میگردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آنها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.
ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات
1درس دویست و بیستم
ارتباط مرتبۀ ذات با معلول و اسماء و صفات (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و یقرُبُ منه فی الوهن کلامُ المحققِ الطوسی و الحکیمِ القدوسی1 حیث ذَکَرَ أنَّ استلزامَ عدمِ المعلولِ الأولِ عدمَ الواجبِ لذاته لیس یَستوجبُ استلزامَ الممکنِ المحالَ بالذات لأنّه إنّما استلزَمَ عدمَ علیةِ العلةِ الأولى فقط لا عدمَ ذاتِ العلةِ الأولى فإنّ ذاتَ المبدإ الأولِ لا یتعَلَّقُ بالمعلولِ الأولِ لولا الاتّصافُ بالعلیّةِ.
«قریب به کلام مرحوم میرداماد2، کلام خواجۀ طوسی است. ایشان اینطور فرمودهاند: اینکه عدم معلول اول مستلزم عدم واجب لذاته باشد این ایجاب نمىکند که ممکن موجب محال بالذات باشد چون در استلزام عدم ممکن در آنجا با لحاظ علیت، مستلزم عدم علیت علت أولى است. یعنى اتصاف به علیت لازم براى عدم ممکن است نه خود ذات علت. ذات علت أولى و ذات واجب الوجود لازم براى عدم ممکن بالذات نیست چون ذات مبدأ اول تعلقى به معلول اول ندارد با صرف نظر از اتصاف به حیثیت علیت.»
ذات اول، ذات واجب براى خودش است. «کان الله و لم یکن معه شیء»3 به کسى هم کارى ندارد. بله، در مقام علیت و جعل، یک تعلّقى بین ذات مبدأ و بین معلول پیدا مىشود اما قبل از اینکه بخواهد، به همدیگر ربطى ندارد. منبابمثال الآن در این جیب بنده پول هست اگر بخواهم این پول را از این جیبم درمىآورم در آن جیبم مىگذارم، نخواهم این پول همینطور سر جایش هست. فقط در وقتى که بخواهد یک نقل و انتقالى صورت بگیرد در آنجا اراده و اختیار و تعلق مشیتى نسبت به این انتقال پیدا مىشود اما اگر انتقالى نخواهد صورت بگیرد پول سر جایش هست و من هم سر جایم هستم، با همدیگر چه ارتباطى داریم و این انتقال چه ربطى به همدیگر دارد؟!
تلمیذ: وجود لازم است کارایى داشته باشد، اگر یکهمچنین انتقالى انجام ندهد این وجود از کارایى میافتد.
- . أجوبة المسائل النصیریة، ص 54.
- . القبسات، ص 374 ـ 377.
- . تفسیر الصافی، ج 3، ص 288. الفصول المهمة فی أصول الأئمة (تکملة الوسائل)، ج 1، ص 154. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسى، ج 5، ص 23.
