
استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات
تلازم علت اولی با معلول و تحلیل حالت انتظار
استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این مسئله میپردازد که آیا بین واجب بالذات و مخلوقات او انفصال و گسست وجود دارد یا رابطهای ضروری و دائمی برقرار است. استاد با طرح دیدگاه فلاسفه، بر این نکته تمرکز میکند که برخی، فیض الهی را لازمه کمال ذات واجب میدانند و آن را دائمی و ازلی و ابدی میشمارند، در حالی که اشکالاتی نیز بر این نگاه مطرح میشود. در ادامه، دو دلیل مهم برای نفی «حالت انتظار» در ذات الهی بررسی میشود؛ یکی از منظر کمال مطلق و صمدیت حق تعالی، و دیگری از زاویه بحث قوه و فعل و وضعیت موجودات ممکن که در حالت استعداد و انتظار قرار دارند. تفاوت بنیادین میان انسانِ در حال انتظار و ذات واجب، محور اصلی تحلیل این بخش است و نشان داده میشود که نقص و قوه در ساحت واجب الوجود قابل تصور نیست. سپس نقد دیدگاه محقق طوسی درباره عدم استلزام عدم معلول با عدم واجب مطرح میشود و نسبت میان علت و معلول از منظر فلسفی مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، تفاوت میان «حیثیت ذاتی واجب» و «حیثیت علیت» روشن میشود و تأکید میگردد که نباید این دو ساحت با هم خلط شوند، زیرا نتایج متفاوتی در بحث ضرورت یا امکان صدور مخلوقات به دنبال دارد.
استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات
توضیحات:
استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این مسئله میپردازد که آیا بین واجب بالذات و مخلوقات او انفصال و گسست وجود دارد یا رابطهای ضروری و دائمی برقرار است. استاد با طرح دیدگاه فلاسفه، بر این نکته تمرکز میکند که برخی، فیض الهی را لازمه کمال ذات واجب میدانند و آن را دائمی و ازلی و ابدی میشمارند، در حالی که اشکالاتی نیز بر این نگاه مطرح میشود. در ادامه، دو دلیل مهم برای نفی «حالت انتظار» در ذات الهی بررسی میشود؛ یکی از منظر کمال مطلق و صمدیت حق تعالی، و دیگری از زاویه بحث قوه و فعل و وضعیت موجودات ممکن که در حالت استعداد و انتظار قرار دارند. تفاوت بنیادین میان انسانِ در حال انتظار و ذات واجب، محور اصلی تحلیل این بخش است و نشان داده میشود که نقص و قوه در ساحت واجب الوجود قابل تصور نیست. سپس نقد دیدگاه محقق طوسی درباره عدم استلزام عدم معلول با عدم واجب مطرح میشود و نسبت میان علت و معلول از منظر فلسفی مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، تفاوت میان «حیثیت ذاتی واجب» و «حیثیت علیت» روشن میشود و تأکید میگردد که نباید این دو ساحت با هم خلط شوند، زیرا نتایج متفاوتی در بحث ضرورت یا امکان صدور مخلوقات به دنبال دارد.
استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات
7تلمیذ: انتظار هم همین اقتضا را مىکند؛ یعنی لازم و ملزوم این دوتا است.
استاد: بله، لازمۀ انتظار همین است.
مرحوم خواجه مىفرماید: نه، اینطور که شما خیال میکنید نیست. بله، از وجود ممکن بالذّات که صادر اول است وجود واجب الوجود لازم مىآید؛ این تکه قضیه را در ناحیۀ قابل قبول داریم. یعنى لمّاً کشف مىکنیم چون هر چیزى بدون علّت نخواهد بود، از معلول پى به وجود علّت مىبریم. حالا در این طرف قضیه آمدیم که آیا از عدم صادر اول، امتناع ذاتى ثابت مىشود؟ نه، ثابت نمىشود. اشکال ندارد صادر اول در اینجا نباشد و واجب الوجود بهجاى خودش محفوظ باشد. بله، از عدم معلول، عدم علّت محال است که لازم بیاید، و عدم علّت با فرض حیثیت علّیت محال است. یعنى اگر منبابمثال این بخارى در اینجا روشن است. روشن بودن بخارى مستند به آن گازى است که از آن لوله مىآید و در بخارى مىرود. اگر این شیر گاز را ببندید این آتش هم خاموش خواهد شد. بنابراین حرارت این بخارى و روشنى بخارى مستند به آن گاز است. آن گاز گرم و داغ نیست، این گاز مىآید و در بخارى تبدیل به حرارت مىشود. پس علّت براى آتش، گاز درون لوله است. با فرض روشن بودن بخارى با این فرض قطعاً باید علّت او هم وجود داشته باشد که همان گازى است که در او مىرود. حالا آیا با فرض عدم روشنایى لازمهاش این است که گاز هم نباشد؟ نه، الآن شما شیر را مىبندید وقتى شیر را بستید این آتش خاموش مىشود اما گاز در لولهها هست. پس با فرض عدم روشنایى و عدم حرارت، لازم نیست که خود گاز هم نباشد. بله، در مقام علیت، این گاز در لوله هست ولی هنوز علت نیست. آیا علت است؟! خب شیر را بستهاید دیگر! در مقام علّیت اگر گاز بخواهد موجب روشنایى بشود، در این برهه و در این لحظه امکان ندارد که گاز باشد و آن آتش نباشد و امکان ندارد آتش نباشد و او باشد، چون فرض در مقام علّیت است نه در مقام اصل وجود این گاز. بله، در چاه نفت هم گاز هست اما به این بخارى چه مربوط است؟!
