اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه

نقد تصور وجود خارجی امکان پیش از تحقق اشیاء

13٬998
اسفار

امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه در این جلسه به‌عنوان محور اصلی بحث درباره نسبت امکان با تحقق اشیاء بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه مباحث «زیادت امکان بر ماهیت» توضیح می‌دهند که آیا امکان یک امر خارجیِ مقدم بر وجود اشیاء است یا صرفاً به تحلیل عقل از ماهیت برمی‌گردد. سپس تمایز میان امکان ذاتی و امکان استعدادى روشن می‌شود؛ امکان ذاتی مربوط به خود ماهیت و قابل حمل بر شیء در هر حال است، حتی پس از تحقق وجود، در حالی که امکان استعدادى به آمادگی ماده برای پذیرش صورت‌های بعدی در حرکت تدریجی مربوط است. در ادامه، اشکال تصور تسلسل بی‌نهایت امکانات در حوادث و پاسخ به خلط میان این دو نوع امکان بررسی می‌شود. نتیجه جلسه این است که امکان ذاتی امر خارجی مستقل نیست و خلط آن با امکان استعدادى منشأ بسیاری از اشکالات در این بحث فلسفی شده است.

امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه

توضیحات:

امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه در این جلسه به‌عنوان محور اصلی بحث درباره نسبت امکان با تحقق اشیاء بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه مباحث «زیادت امکان بر ماهیت» توضیح می‌دهند که آیا امکان یک امر خارجیِ مقدم بر وجود اشیاء است یا صرفاً به تحلیل عقل از ماهیت برمی‌گردد. سپس تمایز میان امکان ذاتی و امکان استعدادى روشن می‌شود؛ امکان ذاتی مربوط به خود ماهیت و قابل حمل بر شیء در هر حال است، حتی پس از تحقق وجود، در حالی که امکان استعدادى به آمادگی ماده برای پذیرش صورت‌های بعدی در حرکت تدریجی مربوط است. در ادامه، اشکال تصور تسلسل بی‌نهایت امکانات در حوادث و پاسخ به خلط میان این دو نوع امکان بررسی می‌شود. نتیجه جلسه این است که امکان ذاتی امر خارجی مستقل نیست و خلط آن با امکان استعدادى منشأ بسیاری از اشکالات در این بحث فلسفی شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان ذاتی و امکان استعدادى در فلسفه

12
  • بل نقولُ: لا یَتصَوَّرُ أن یکونَ لکلِّ حادثٍ إمکانٌ عینیٌ متقدمٌ على وجودِه لأنّ الممکناتِ غیرُ متناهیةٍ و فی المستقبلِ مِن الحوادثِ ما لا یتناهى الذی هو بسبیلِ الحصولِ و بصددِ الکونِ شیئًا بعدَ شی‌ءٍ کحرکاتِ أهلِ الجنةِ و عقوباتِ أهلِ النارِ على ما وَرَدَت به الشرائعُ الإلهیةُ. و أقیمت علیه البراهینُ العلمیةُ.

  • «اصلاً ما بالاتر از این مى‌گوییم. مى‌گوییم: اصلاً معنی ندارد که ما براى هر حادثى یک امکان عینى باشد که متقدم بر وجودش باشد. چون ممکنات در مراتب وجود انتها ندارند. و حوادثى که در مستقبل اتفاق مى‌افتد، یک صور ما لا یتناهایى است که در راه حصول به آنها این ماده دارد قدم برمى‌دارد و دارد طى مى‌کند، و این وجود، شیئاً بعد شیءٍ اتفاق مى‌افتد مثل حرکاتى که اهل جنت انجام مى‌دهند و مراتب اهل جنت را یکى پس از دیگرى طى مى‌کنند در ارتقاء کمالى خودشان و عقوبات اهل نار [بنا بر آنچه که شریعت‌های الهی وارد می‌کند] (کم‌کم انسان از آن صور تجردى خود به عالم حیوانیت برمى‌گردد و مستحق براى عقاب می‌شود و یا از آن صور مادى برمى‌گردد به‌نحو تجرد و آمادۀ براى مراتب جنت مى‌شود. خب إلى‌ماشاء‌الله هرکدام اینها یک صورت است و در هر مرحله‌اى انسان یک حالت خاص به‌خود را دارد؛ چه از اهل نار باشد یا از اهل جنت باشد.) [که بر این مطلب برهان‌های علمی اقامه شده است.]»

  • فإن وَجَبَ أن یکونَ لکلِّ حادثٍ أو ما هو بصددِ الحدوثِ إمکانٌ یخصُّه على ما هو موجبُ هذه الحجةِ فیحصُلُ فی المادةِ إمکاناتٌ غیرُ متناهیةٍ. و إن لم یکن لبعضِ الحوادثِ إمکانٌ فیکونُ مِن الحوادثِ ما لا یسبِقُه إمکانٌ فیلزِمُ على مقتضَى الحجةِ أن یلتحِقَ بالممتنعِ أو الواجبِ.1

  • «اگر واجب است که براى هر حادثى یا آن که به‌صدد حدوث است و مى‌خواهد حادث بشود امکان ذاتی باشد که اختصاص به این داشته باشد، همان‌طورى که این حجت آن را اقتضا مى‌کند، باید در ماده امکانات متناهیۀ بالفعلی وجود داشته باشد. و اگر براى بعضى از حوادث، امکان نباشد پس بعضى از حوادث، امکان قبل از آنها نیست؛ لازمه‌اش این است که بر مقتضاى این حجتى که آنها مى‌گویند، اینها جزء ممتنعات بشوند یا جزء ضرورى الثبوت و واجب بشوند.»2

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 180 ـ 182.
    2. . تلمیذ: ملائکه مجردند و از ماده دور هستند و زمان هم از لوازم ماده است. و ملائکه که مدبرات امر هستند، و در تدبیر خودبه‌خود تدریج و زمان خوابیده است. در تدبیر، احساس گذشت می‌شود، کسانی که در بهشت هستند گذشتن را احساس می‌کنند آیا آن زمان غیر از این گذشت است؟!
      استاد: ببینید، اصلاً در هر مسئله‌اى این قضیه وجود دارد. گذشت، نه به‌معناى گذشتى که ماه و سال و... بر آن مترتب بشود بلکه گذشت به‌معناى احساس حالتى بعد از حالت دیگر است، این را ما گذشت مى‌گوییم. یعنى هر وجودى که این وجود، دو حال را نسبت به خودش احساس بکند، این خواهى‌نخواهى مقایسه‌اى بین این دو حال خواهد انداخت، اسم آن را ما مى‌گذاریم زمان. و این در مرتبۀ عالم برزخ هست که این صورت را دارد. از مرتبۀ برزخ به بالاتر چون همۀ اشیاء حضور فعلى دارند لذا انسان گذشت را هم احساس نمى‌کند.
      تلمیذ: پس مدبرات امر مال عالم برزخ است؟
      استاد: همه‌اش مال عالم برزخ و شهادت است. اصل قضیه مال علم شهادت است.
      تلمیذ: حتى ملائکۀ مقربین مثل جبرئیل و عزرائیل و اسرافیل و میکائیل هم همه در همین مرحلۀ عالم برزخ کار مى‌کنند؟
      استاد: بله، برزخ و شهادت دیگر.
      تلمیذ: آیا اینها به مرحلۀ قیامت نرسیده‌اند؟
      استاد: در آنجا هم هستند. در آنجا هم زمان هست، ﴿إِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴾*، در عالم قیامت هم زمان هست؛ زمان مختص به خودش را دارد.
      تلمیذ: پس با اینکه مجرد هستند زمان هم همراهشان هست.
      استاد: بله، آخر در قیامت ماده وجود دارد. در هرجایى که ماده وجود دارد در آنجا زمان هست.
      تلمیذ: پس اینکه شما مى‌فرمایید: بالاتر از برزخ، کدام عالم را مى‌فرمایید؟
      استاد: عالم ملکوت و عقل و جبروت و... که در آنجا زمان نیست. یعنى در آنجا دو حالت مختلف، هردو حضور عینى خارجى دارند و یکى مترتب بر دیگرى نیست‌.
      *. سوره حج (22) آیه 47.
/ 260