
زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن
نقد ادله وجود خارجی امکان در فلسفه
زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی دیدگاه قائلان به وجود خارجی امکان و نقد آن اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین اینکه امکان از معقولات ثانی فلسفی است و ظرف تحقق آن ذهن میباشد، نشان میدهد که نسبت دادن وجود خارجی مستقل به امکان ناشی از خلط میان وجود ذهنی و وجود خارجی است. در ادامه، چهار دلیل مطرحشده برای اثبات زیادت امکان بر ماهیت، از جمله تفاوت حکم ذهنی و خارجی، لزوم یکی از اوصاف ثلاثه، نقش ذهن در حمل مفاهیم و تقدم امکان بر حادث، بررسی و نقد میشود. استاد تأکید میکند که اتصاف ماهیت به امکان در خارج است، اما خود مفهوم امکان تحقق عینی مستقل ندارد. در نهایت روشن میشود بسیاری از اشکالات به دلیل خلط میان ماهیت، وجود و نحوه تحقق ذهنی مفاهیم شکل گرفته است.
زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن
توضیحات:
زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی دیدگاه قائلان به وجود خارجی امکان و نقد آن اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین اینکه امکان از معقولات ثانی فلسفی است و ظرف تحقق آن ذهن میباشد، نشان میدهد که نسبت دادن وجود خارجی مستقل به امکان ناشی از خلط میان وجود ذهنی و وجود خارجی است. در ادامه، چهار دلیل مطرحشده برای اثبات زیادت امکان بر ماهیت، از جمله تفاوت حکم ذهنی و خارجی، لزوم یکی از اوصاف ثلاثه، نقش ذهن در حمل مفاهیم و تقدم امکان بر حادث، بررسی و نقد میشود. استاد تأکید میکند که اتصاف ماهیت به امکان در خارج است، اما خود مفهوم امکان تحقق عینی مستقل ندارد. در نهایت روشن میشود بسیاری از اشکالات به دلیل خلط میان ماهیت، وجود و نحوه تحقق ذهنی مفاهیم شکل گرفته است.
زیادت امکان بر ماهیت و ذهنی بودن آن
12و رابعتُها مختصةٌ بالإمکانِ و هو أنّ کلَّ حادثٍ یجِبُ أن یسبِقَه الإمکانُ و لا یوجِدُه الفاعلُ إلا لأنّه ممکنٌ فی الأعیانِ لا لأنّه ممکنٌ فی الذهنِ فحسبُ و إلا ما حَصَلَ له تحققٌ إلا فی الذهنِ فما وُجِدَ فی الخارجِ فلا بدَّ مِن أن یکونَ له إمکانٌ فی الخارجِ.
«دلیل چهارم مختص به امکان است. هر حادثى باید قبلش امکان سبقت بگیرد. و فاعل او را ایجاد نمىکند مگر بهخاطر اینکه ممکن است در اعیان، نه بهخاطر اینکه او ممکن است در ذهن، بهتنهایى. والا تحققى براى او حاصل نمىشود مگر در ذهن. چون جاعل، جعلش به ذهن تعلق مىگیرد. پس آن که در خارج پیدا شود باید امکان در خارج داشته باشد.»
و هذه الحججُ أقوى ما یُمکِنُ أن یُذکَرَ مِن قِبَلِهم فی کونِ الإمکانِ و سائرِ الأمورِ العقلیةِ و الأوصافِ الذهنیةِ التی یَجری مجراه لها صورةٌ عینیةٌ لکن لطالبِ الحقِّ أن یدفَعَ هذه الاحتجاجاتِ بأنّ المسلّمَ هو أنّ الإمکانَ و نحوَه أمورٌ زائدةٌ على الحقائقِ التی أضیفت هی إلیها فی العقلِ بأنّ العقلَ إذا لاحظَ ماهیةَ الإنسانِ أو غیرَها مثلاً وَجَدَها فی حدِّ نفسِها بحیثُ لم یکن الإمکانُ ذاتَها أو ذاتیَّها و کذا سائرُ النعوتِ التی لیست نفسَ الماهیةِ و لا جزئَها.
«این ادله، اقوی ادلهاى است که ممکن است از جانب آنها ذکر شود در اینکه امکان و سایر امور عقلیه و اوصاف ذهنیهاى که جارى مجراى این امکان است، این یک صورت عینی خارجى دارد. ولی براى طالب حق است که دفع کند این احتجاجات را به آن که ما قبول داریم که امکان و نحوش امور زائدۀ بر حقایقی هستند که اینها به آنها در عقل اضافه مىشوند. مسلم این است که اینها امور زائدى هستند که در عقل اضافه مىشوند. و وقتى که عقل، ماهیت انسان یا غیرش را مثلاً ملاحظه کند، فىحدنفسش این ماهیت را اینطور مىبیند که امکان، ذات این ماهیت نیست و ذاتىاش هم نیست؛ یعنى نه ذاتش است و نه ذاتیاش است، نه نفسش است و نه آن اجزائى که مقوّم او هستند، هیچکدام از اینها نیست. و همچنین سایر صفاتى که نه خود ماهیت است و نه اجزاء ماهیت است و جزء ماهیت است.»
