اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات

بررسی علم، حیات و قدرت در مقام ذات و مظاهر

13٬978
اسفار

انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، امکان انتزاع اوصاف و مفاهیم گوناگون از یک حقیقت واحد را بررسی می‌کند و سپس این بحث را به مسئلۀ علم، حیات و قدرت الهی پیوند می‌دهد. در ادامه، اختلاف دیدگاه فلاسفه و عرفا درباره عینیت یا بینونیت صفات با ذات الهی تبیین می‌شود و تفاوت میان علم، حیات و قدرتِ ذاتی با علم و قدرت مربوط به مظاهر و مخلوقات توضیح داده می‌شود. استاد برای روشن شدن مسئله از مثال‌هایی مانند آب و یخ، کتاب و ظهورات مختلف آن بهره می‌گیرد و نسبت مقام ذات با مقام واحدیت و تعینات خارجی را بررسی می‌کند. در بخش پایانی نیز مبانی قائلان به اصالت ماهیت و اشکالات وارد بر نظریۀ جعل و تحقق ماهیات در خارج نقد می‌شود و زمینه برای حل نهایی مسئله در جلسات بعد فراهم می‌گردد.

انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات

توضیحات:

انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، امکان انتزاع اوصاف و مفاهیم گوناگون از یک حقیقت واحد را بررسی می‌کند و سپس این بحث را به مسئلۀ علم، حیات و قدرت الهی پیوند می‌دهد. در ادامه، اختلاف دیدگاه فلاسفه و عرفا درباره عینیت یا بینونیت صفات با ذات الهی تبیین می‌شود و تفاوت میان علم، حیات و قدرتِ ذاتی با علم و قدرت مربوط به مظاهر و مخلوقات توضیح داده می‌شود. استاد برای روشن شدن مسئله از مثال‌هایی مانند آب و یخ، کتاب و ظهورات مختلف آن بهره می‌گیرد و نسبت مقام ذات با مقام واحدیت و تعینات خارجی را بررسی می‌کند. در بخش پایانی نیز مبانی قائلان به اصالت ماهیت و اشکالات وارد بر نظریۀ جعل و تحقق ماهیات در خارج نقد می‌شود و زمینه برای حل نهایی مسئله در جلسات بعد فراهم می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات

4
  • لذا عرض ما این است که این صفات، لا ینفک از ذات هستند. تا وقتى که ذات بوده حیات بوده، تا وقتى که ذات بوده قدرت بوده، چون ذات بدون قدرت معنی ندارد، ذات بدون قدرت میته است. زید در خارج وجود داشته باشد ولى بگوییم: آیا این زیدى که در خارج وجود دارد‌ ـ نه‌اینکه زیدى که دفن شده ـ آیا این زید قادر است؟ آیا قدرت دارد یا ندارد؟ این سؤال، سؤال بى‌معنایى است سؤال لغوی است! وقتى که زید در خارج هست خب قادر هم هست.

  • یا من‌باب‌مثال می‌گوییم: اینکه زید در خارج هست آیا عالم است یا عالم نیست؟ منظور از علم چیست؟ دیروز عرض کردم که منظور از علم، علم حضورى ذات به ذات است، نه علم ذات [به] اشیاء خارجى. آن مطلب دیگرى است که الان مى‌گوییم. در علم حضورىِ ذات به ذات، لازمۀ وجود خارجى ذات است. آیا مى‌توانیم بگوییم که زید در خارج است ولى به خودش عالم است یا نه؟ اگر به خودش عالم نیست پس چرا از خانه بیرون مى‌آید و به‌دنبال کسب و کار می‌رود؟! اگر زید به خودش عالم نیست پس چرا اگر یک دشمن به او حمله ‌کند دفاع مى‌کند؟! اگر زید به خودش عالم نیست پس چرا جلب منافع و دفع مضارّ می‌کند؟! تمام اینها از آثار مترتب بر علم ذات به ذات است. اگر علم حضورى نباشد، یعنى اگر نفس حضور ذات عند الذات مطرح نباشد اگر این‌طور نباشد این مساوى با عدم است. مگر اینکه شخص نائم باشد، مگر اینکه مجنون باشد، تازه در خود مجنون هم مسئله هست. مگر اینکه بیهوش باشد و مغمیٰ‌علیه باشد. مغمیٰ‌علیه هیچ ندارد، اصلاً ادراک ندارد! ولى علم ذات به ذات لازمۀ چیست؟ لازمۀ [وجود خارجی ذات است]. چطور اینکه ما در مورد مغمی‌علیه [می‌گوییم: علم ذات به ذات منتفی شده است.] حالا در مورد قدرت مى‌توانیم بگوییم که او هم باز قدرت دارد، ولى این دیگر شرط یک ذات خارجى نیست.

/ 380