
پاسخ به اشکالات امتناع امکان بالغیر
تبیین نسبت ماهیت، نفسالامر و امکان
امکان بالغیر و اشکالات واردشده بر آن، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا پاسخهای مطرحشده درباره عدم حمل امکان بر ماهیت من حیث هی را بررسی میکند و سپس اشکالات مرحوم آخوند بر این پاسخها را توضیح میدهد. در ادامه، تفاوت میان ماهیت در مرتبه ذات، ماهیت در نفسالامر و ماهیت به لحاظ وجود خارجی تبیین میشود و نسبت امکان، وجوب و امتناع با هر یک از این مراتب مورد بررسی قرار میگیرد. استاد همچنین از برخی پاسخهای مطرحشده دفاع کرده و معنای صحیح نفسالامر و امکان را روشن میسازد. در بخش پایانی، بحث امکان بهعنوان امر سلبی یا ثبوتی، اشکالات نقضی و حلی مرحوم آخوند، و نقش اصل حمل کلام دیگران بر صحت در فهم مباحث علمی و جلوگیری از اختلافات فکری و اجتماعی تحلیل میشود.
پاسخ به اشکالات امتناع امکان بالغیر
توضیحات:
امکان بالغیر و اشکالات واردشده بر آن، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا پاسخهای مطرحشده درباره عدم حمل امکان بر ماهیت من حیث هی را بررسی میکند و سپس اشکالات مرحوم آخوند بر این پاسخها را توضیح میدهد. در ادامه، تفاوت میان ماهیت در مرتبه ذات، ماهیت در نفسالامر و ماهیت به لحاظ وجود خارجی تبیین میشود و نسبت امکان، وجوب و امتناع با هر یک از این مراتب مورد بررسی قرار میگیرد. استاد همچنین از برخی پاسخهای مطرحشده دفاع کرده و معنای صحیح نفسالامر و امکان را روشن میسازد. در بخش پایانی، بحث امکان بهعنوان امر سلبی یا ثبوتی، اشکالات نقضی و حلی مرحوم آخوند، و نقش اصل حمل کلام دیگران بر صحت در فهم مباحث علمی و جلوگیری از اختلافات فکری و اجتماعی تحلیل میشود.
پاسخ به اشکالات امتناع امکان بالغیر
6هنوز خیلى مانده است که انسان از منیّت بیرون بیاید و از نفس بیرون بیاید! کتاب مىنویسند و بعد مىگویند: من گفتم، ما اینطور کردیم، من گفتم! اینها همه منیّت است، اینها همه نفس است و من ندیدم که خود امام یک وقتى «من» بگوید که مثلاً من در اینها ... ، مگر در بعضى از موارد که لازم باشد و ضرورت داشته باشد.
خب خود بنده دیدم که آقاى مطهری براى آقاى خمینى نوشته بود و گفته بود که من به ایشان گفتم، من به شما این را مىگویم. این چه اشکالى دارد؟! این یک مطلب. ثانیاً شما که اهل علم هستید و نجف رفتهاید و اینهمه ادعاى فضل و صلاح و تقوى دارید، خیلى راحت و عادى یک بچه هم مىتواند بگوید که غرضى در اینجا درکار نبوده است! شما در بطن و باطن نویسنده و کاتب هستى که مىگویى: منظورش اظهار نفسانیات و تبیین نفسانیات در مقام اثبات است؟! یا اینکه نه، اگر نویسنده بگوید: والله بالله ورب الکعبه برب الکعبه تالله من قصدى از این نداشتم و فقط گفتند: من این را گفتم، ما فقط این مطلب را گفتیم و این بیان و اظهار مسئلهاى نبوده، آن وقت چرا شما تهمت مىزنید؟! آنوقت آیا این حرف شما خودش تهمت نیست؟! خود همین کار تهمت است دیگر! الان شما با این کارتان دارید تهمت مىزنید!
آنوقت شما ببینید 98 درصد و 99 درصد [اختلافات] اگر من بخواهم باز بگویم، در معاشرات و در تمام این مسائل تمام بهخاطر این است که ما این مبناى واقعاً اخلاقى، این مبناى شرعى، این مبناى اسلامى، این مبناى عرفانى، این مبناى عقلى و منطقى را اصلاً نادیده مىگیریم! اصلاً این یکى از مبانى عقلى و منطقى است دیگر! اصلاً ما مىتوانیم این را داخل در حسن و قبح عقلى و مستقلات عقلیه بهحساب بیارویم! یعنى بگوییم: ارتباطات ممّا لابّد منه است و چون در ارتباطات مطالب باید رد و بدل بشود، پس حسن ارتباط موجب نظام جامعه است و عدم حسن ارتباط موجب هرج و مرج است بنابراین هر عملى که موجب حسن ارتباط است انجام بشود و هر عملى که موجب خلاف باشد انجام نشود. یعنى اصلاً در تحت یک قانون حسن و قبح عقلى و مستقلات عقلیه بهحساب مىآید. در اینجا توجیه کلام شخص بر مبناى صحیح اصلاً یک قضیۀ عقلى و یک قضیۀ منطقى مىشود، نه فقط دستور شرع و این یک مسئله است. آنوقت یکهمچنین قضیۀ مهمى را ما اصلاً از آن غافلیم! حدّاقل صبر کنیم، حدّاقل صبرکنیم و زود قضاوت نکنیم تا اینکه کاملاً مطلب به یک نقطۀ مهم و مبهم و صحیح که رسید آنوقت آن موقع انسان قضاوت مىکند.
