اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان بالقیاس الی الغیر و نقد فلسفی آن

بررسی نسبت امکان با نظام علیت و معلولیت

14٬022
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر در تقسیمات مواد ثلاث می‌پردازند. ابتدا تفاوت میان امکان ذاتی، وجوب و امتناع بالذات با اقسام بالغیر و بالقیاس الی الغیر تبیین می‌شود و سپس دیدگاه مشهور فلاسفه درباره امکان بالقیاس الی الغیر توضیح داده می‌شود. محور اصلی بحث این است که اگر همه موجودات در سلسله واحد علیت و معلولیت قرار داشته باشند، آیا می‌توان میان دو موجود خارجی رابطه‌ای صرفاً امکانی فرض کرد یا نه. استاد با تحلیل مبانی علیت نشان می‌دهند که در چنین نگاهی، رابطه میان اشیا در نهایت به وجوب یا امتناع بالقیاس الی الغیر بازمی‌گردد و امکان بالقیاس الی الغیر جایگاه مستقلی نخواهد داشت. در ادامه نیز تفاوت امکان ذاتی با این اقسام روشن شده و زمینه بحث درباره حمل مواد ثلاث بر ماهیت و مراتب نفس‌الامر فراهم می‌شود.

امکان بالقیاس الی الغیر و نقد فلسفی آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر در تقسیمات مواد ثلاث می‌پردازند. ابتدا تفاوت میان امکان ذاتی، وجوب و امتناع بالذات با اقسام بالغیر و بالقیاس الی الغیر تبیین می‌شود و سپس دیدگاه مشهور فلاسفه درباره امکان بالقیاس الی الغیر توضیح داده می‌شود. محور اصلی بحث این است که اگر همه موجودات در سلسله واحد علیت و معلولیت قرار داشته باشند، آیا می‌توان میان دو موجود خارجی رابطه‌ای صرفاً امکانی فرض کرد یا نه. استاد با تحلیل مبانی علیت نشان می‌دهند که در چنین نگاهی، رابطه میان اشیا در نهایت به وجوب یا امتناع بالقیاس الی الغیر بازمی‌گردد و امکان بالقیاس الی الغیر جایگاه مستقلی نخواهد داشت. در ادامه نیز تفاوت امکان ذاتی با این اقسام روشن شده و زمینه بحث درباره حمل مواد ثلاث بر ماهیت و مراتب نفس‌الامر فراهم می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان بالقیاس الی الغیر و نقد فلسفی آن

8
  • مى‌ماند مرتبۀ سوم که مرتبۀ وجود خارج است که شکى در او نیست، به او نفس الامر اطلاق مى‌شود و او عبارت است از وجود خارجى زید و وجود خارجى اشیاء. حالا صحبت در این است که به کدامیک از مراتب این ماهیت، این جهات ثلاث حمل مى‌شود؟ به ماهیتى که وجود لباس خارجی به‌خود گرفته مثل این کتاب یا به ماهیتی که لباس وجود ذهنى به‌خود گرفته یا به ماهیت در مقام تقرر به ذات خودش بدون توجه به لباس وجود ذهنى و به لباس وجود خارجى؟ به کدامیک از اینها مواد ثلاث حمل مى‌شود؟

  • حالا ما از پایین به بالا مى‌آییم. شکى نیست در اینکه ماهیتى که لباس وجود خارج به‌خود گرفته است یکى از این مواد ثلاث بر او حمل مى‌شود. یعنى ماهیتى که در خارج محقق است، یا این وجود ذاتى براى اوست مثل بارى تعالى، این مى‌شود واجب بالذات، ـ یعنى ما به‌لحاظ خارج در اینجا این جهات را حمل مى‌کنیم ـ یا وجود خارج براى او امتناع دارد این مى‌شود امتناع بالذات یا امتناع بالغیر، یا اینکه این وجود خارج برای او تساوى الطرفین است که مى‌شود امکان ذاتى. پس ماهیاتى که همۀ این ماهیات در عالم خارج وجود دارند یا اینکه وجود ندارند ولى ممکن است وجود پیدا کنند، اینها در اینجا مشمول چه هستند؟ مشمول حکم به امکان بالذات هستند. این ماهیت را ما به‌لحاظ وجود خارجى در اینجا ملاحظه مى‌کنیم، یعنى مى‌گوییم: این وجود خارجى هیچ ضرورتى برای این ماهیت ندارد.

  • اگر خدا نمى‌خواست هیچ مسئله‌ای هم پیش نمى‌آمد. حالا ما سر خدا منت بگذاریم که بله، ما فلان هستیم! نه، خدا هم حالا لطف کرده و ما مصلحت را هم نمى‌دانیم چیست! گاهى اوقات آدم مى‌گوید: خدایا، ما مصلحت این را نمى‌دانیم، این دیگر چه کارى بود که تو کردى؟! خدا مى‌گوید: خب نباید هم بدانى! تو چه کسى هستى که بخواهى از مصلحت من مطلع شوی؟! مى‌گویند: خدایا ما نمى‌دانیم که صدام را براى چه درست کردى؟! اتفاقاً صدام خیلى مفید است! خیلى فوائد دارد! بله، صدام خیلى مفید است و خیلى فوائد دارد! حالا ما کارى به بى‌دینى و لامذهبى او نسبت به خودش و ارتباطش با مسائل خودش نداریم ولى بالاخره این یک موجودى است که در عالم خلق، خدا از او خوب استفاده مى‌کند و خوب در کار خودش و در جریان خودش از او بهره‌بردارى مى‌کند! حالا مى‌گویند: خدایا ما نمى‌دانیم این چه مصلحت است! مگر قرار است که همیشه ما بدانیم؟! مگر قرار است که ما بدانیم؟! بله، اگر ما هم مى‌فهمیدیم که خدا مى‌شدیم، دیگر بنده نبودیم! ما یک عقل داریم ـ تازه اگر داشته باشیم، اگر داشته باشیم این‌قدر کم است! حالا با این که به‌اندازۀ یک پشه هست و پف بکنیم می‌رود، مى‌خواهیم کل عالم وجود را بسنجیم؛ کل عالم! شما از پشت دیوار خانه ات خبر ندارى، آن‌وقت مى‌خواهى تمام سلسلۀ عرشیه و فرشیه و ملائکه و عقول مجرده و فلان و همۀ اینها را ارزیابى کنى! نه جانم، اگر داشته باشیم این‌قدر کوچک است، خیلی کوچک! من این را شوخى نمى‌کنم! جدى مى‌گویم! واقعیت قضیه این است!

/